گاهی ویرایش به اندازه سرودن مهم است




عنوان مجموعه اشعار : خدانگهدار
شاعر : محمدرضا صبوریان


عنوان شعر اول : قرار
از اولش با هم قرار گذاشتیم
تا اخرش کنار هم بمونیم
حتی اگه دنیا علیه ما بود
ما خودمون قدر همو بدونیم

تموم عشقمون تو مشتمون بود
قرار گذاشتیم نذاریم وا بشه
قرار گذاشتیم نذاریم هیچکدوم
با رفتن اون یکی تنها بشه

حالا داری میری و این رابطه
از نظرت بازی بی‌جائیه
هرجا بری به یادت هستم‌ اما
جات تا ابد توو خونمون خالیه

"خدانگهدارت عزیز دلم
جمله‌ی اخر سرود منه
تو جزوی از وجود من بودیو
خدا نگهدار وجود منه"

لحظه‌ی رفتنت شبیه مرگه
واسه منی که عاشق تو بودم
واسه منی که عاشقانه‌هامو
فقط به عشق دیدنت سرودم

ساکتو بستی و سکوت خونه
داره منو وارد غم میکنه
تو‌رو قسم‌ میدم کنارم بمون
بغض بدی داره خفم می‌کنه

حریف تمرینی این زندگی
پیش تو روی منو کم میکنه
میفتم از پا و زمین‌گیر میشم
اما خدا باز کمکم میکنه

"خدانگهدارت عزیز دلم
جمله‌ی اخر سرود منه
تو جزوی از وجود من بودیو
خدا نگهدار وجود منه"


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به شعر محاوره‌ای(ترانه) از دوست شاعر محمدرضا صبوریان، اثرتان نشان می‌دهد شاعری موقعیت سنج هستید و از مقدمات عبور کرده‌اید، این‌که در این سن و سال به این خوبی می‌نویسید جای تبریک دارد، بدون تردید با جدی‌تر نگاه کردن به مسیر روبرو آینده‌ی درخشانی در انتظار شما خواهد بود.
برسیم به بحث اثر، من با ترانه نامیدن آثاری که بدون موسیقی عرضه می‌شوند قدری مشکل دارم، به باور من ترانه اثری‌ست که با موسیقی همراه شده و توسط خواننده اجرا می‌شود، با این تعریف نه چندان دقیق که من از ترانه دارم، ترانه اعم از شعر است، یعنی غزل هم می‌تواند ترانه نام بگیرد، این‌که در سال‌های اخیر آثار بسیار با نام ترانه و با زبان ترانه و عمدتا در قالب چهارپاره سروده شده‌اند به سبب علاقمندی شاعران و ترانه‌سرایان جوان به اجرای آثار آنان است، اما در تعریف من این آثار را می‌توان پیشنهاداتی برای اجرا نامید، مگر آن‌که از لحاظ قوت ادبی با المان‌های شعری قابل نقد باشد که در آن صورت عنوان شعر محاوره شاید کلمه با مسماتری باشد، پس با این مرزبندی آثاری که به نیت اجرا و همراهی با موسیقی نوشته می‌شود عمدتا از نقطه نظر شعری قابل نقد نیست، زیرا عناصر توفیق‌بخش در ترانه با شعر کاملا متفاوت هستند، به طور مثال تعلیق از مولفه‌های مثبت شعر است اما در ترانه همین مورد نکته‌ی منفی محسوب می‌شود و بسیاری مثال دیگر.
به باور من اثر شما هم در دسته‌ی همان پیشنهادات برای اجرا قرار می‌گیرد، البته شاید اجرا هم شده باشد و من از آن بی‌خبرم، این آثار عموما با معیارهای نقد شعر سازگاری زیاد ندارند، همه چیز در آثار این شکلی سطحی‌تر هستند، و صد البته این نکته‌ی مثبتی برای یک ترانه است.
در یکی دو بند رفتارهای شاعرانه هم به چشم می‌آید اما غلبه با همان نگاه ترانه‌ای‌ست.
به ذکر چند نکته کوتاه که به نظرم واضح‌ترین نکات در اثر شما هستند بسنده می‌کنم.
حتی اگه دنیا علیه ما بود
ما خودمون قدر همو بدونیم
در این بیت"همو" در جای مناسب قرار نگرفته است، وقتی دنیا علیه شماست باید شما قدر خود را بدانید نه قدر همدیگر را، اگر قرار است شما قدر همدیگر یا با هم بودن را بدانید بهتر است دنیا در فکر جدا کردن شما باشد مثلا، در این بیت کلمات با هوشمندی استخدام نشده‌اند.
بند دوم شاعرانه، رسا و بسیار زیباست و به جرات می‌توانم بگویم بهترین بند این شعر است.
حالا داری میری و این رابطه
از نظرت بازی بی‌جائیه
هرجا بری به یادت هستم‌ اما
جات تا ابد توو خونمون خالیه

بازی بی‌جایی چه مدل بازی‌ست؟ غیر از اینکه قافیه را دچار ایراد کرده‌اید خود ترکیب بازی بی‌جایی هم چندان ترکیب خوبی از آب در نیامده است.

"خدانگهدارت عزیز دلم
جمله‌ی اخر سرود منه
تو جزوی از وجود من بودیو
خدا نگهدار وجود منه"

در این بند که به عنوان بند ترجیع کار هم در نظر گرفته شده علی رغم تلاش شما کمی از نظر تالیف دچار ایراد است، می‌خواهید بگویید خداحافظی با تو خداحافظی با وجود است و مثلا مرگ با زندگی بعد از تو فرقی ندارد، این یک نگاه است که با فضای عاشقانه کار هم تناسب دارد. اما حرفی که بیان کرده‌اید این است که وقتی تو بخشی از وجود منی خدا از وجود من نگهداری می‌‌کند. شاید در ابتدا این یک کشف شاعرانه محسوب شود اما چندان کمکی به متن شعر نمی‌کند، و حتی عاطفه روایت را هم بیشتر نمی‌کند.
ساکتو بستی و سکوت خونه
داره منو وارد غم میکنه
مصرع دوم هم نمونه ضعف تالیف است، در یک متن محاوره آن هم با زبانی سلیس و صمیمی "داره منو وارد غم می‌کنه" اصلا سطر دلچسبی از لحاظ زبانی و دستوری نیست، به ویژه اینکه تناسب زبانی هم با باقی کار ندارد.

امیدوارم به زودی آثار درخشان‌تری از شما بخوانم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.