نقد در شرایط سخت




عنوان مجموعه اشعار : صبح تماچشا
شاعر : علیرضا صابری


عنوان شعر اول : بی تو
بی تو خاموش تر از اهل صبورم چه کنم در خود از بی خبر ی زنده به گور م چه کنم ازبساطم نفس ونور ونوا گم شده است نیست آیینه ادراک حضورم چه کنم تنگنای قفس است عرصه سیمرغ مرادورم ازوسعت آغوش تو دورم چهکنم بی تو ای ساز دل انگیز غزل‌های خیال خالی از زمزمه ونغمه وشورم چه کنم گرتم از مرحله شادی وشیدایی وشور نه تبسم نه تغزل نه سرورم چه کنم هرچه از خاک گریزان شده‌ام همچون باد باز خاکستر این کهنه تنورم چه کنم

عنوان شعر دوم : ابروکمان
باهر بهانه ای ببرازدل قراررااتش بزن وجود عاشق چشم انتظار راپایمبه راه مصلحت وعقل کی رود وقتی سپرده ام به دست جنون اختیار را اصلا برای باختن آورده ام میان بااختیارسوی تو دارونداررا ازکوه های آتش وخون می کنم عبور باشوق ارمیدن آن سایه سار را صیاد خوش مرام کدامین قبیله است چشمت که می‌کشد به تبسم شکاررا ابروکمان مست جای ترحم نمانده است نامهربانترازهمیشه بزن صیدزارراآن عاشقم که رنج سفررا خرید ه ام بر جان خویش تاکه ببینم نگار را


عنوان شعر سوم : رباعی
بامن جگری بود که بریانش کرد قلبی که هزارتوی بحران ش کرد پا پس نکشید تاکه ویرانش کرد
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از دوست شاعر جناب علیرضا صابری که به تازگی به جمع شاعران پایگاه نقد شعر پیوسته‌اند و جا دارد از طرف خودم و همکارانم در این پایگاه به ایشان خوشامد بگویم، اینکه با این سابقه شعری و این سطح از نوشتن تصمیم گرفته‌اید آثار خود را برای نقد ارسال کنید جای تبریک دارد و امیدوارم در این پایگاه در کنار هم بخوانیم و یاد بگیریم، حالا که از دوستان هم به شمار می‌آییم بگذارید نخستین نقد را به نوع نوشتن(تایپ کردن) شعرتان اختصاص بدهم، شعر خوب را بد نوشتن و بد خواندن اولین ظلمی‌ست که شاعر در حق اثر خودش می‌کند، نه اینکه بگویم باید نکات ویرایشی را هم تمام و کمال انجام بدهید، اما حداقل مصرع‌ها را از یکدیگر جدا کنید و به فاصله منطقی بین کلمات دقت کنید، مجبور شدم سه چهار بار متن‌ها را بخوانم تا متوجه شوم و در نهایت هم شعر‌هایتان را به یک فایل دیگر منتقل کرده اصلاح کرده و بعد مطالعه کردم.

بی‌تو خاموش‌تر از اهل صبورم چه کنم؟
در خود از بی‌خبری زنده به گورم چه کنم
از بساطم نفس و نور و نوا گم شده است
نیست آیینه ادراک حضورم چه کنم
تنگنای قفس است عرصه سیمرغ مرا
دورم از وسعت آغوش تو دورم چه کنم
بی‌تو ای ساز دل‌انگیز غزل‌های خیال
خالی از زمزمه و نغمه و شورم چه کنم
گرتم از مرحله شادی و شیدایی و شور
نه تبسم نه تغزل نه سرورم چه کنم
هرچه از خاک گریزان شده‌ام همچون باد
باز خاکستر این کهنه تنورم چه کنم

در غزل اول شما که صورت مرتب شده آن را مجدد در نقد آوردم، با غزلی سالم و روان مواجهیم، مشخص است که شاعر این شعر در نوشتن با تجربه و مسلط است اما یکی دو ایراد در متن وجود دارد، یک که احتمالا ایراد تایپی باشد کلمه اول بیت پنج است، در بیت سوم مصرع اول "ع" در "عرصه" از وزن بیرون است، در شعر کلمات بسیاری بدون توجه به ارزش استخدام آن‌ها کنار هم آمده‌اند مانند بیت دوم و پنجم، باید بدانیم ارزش کلمات به استفاده شاعر از آنها مربوط هستند، نکته دیگر در خصوص این غزل این است که وقتی بزرگی چون سید‌حسن حسینی غزل شکوهمند با این وزن و ردیف دارد ناخودگاه ذهن مخاطب به یاد آن غزل خواهد افتاد و این نوعی مقایسه در ذهن مخاطب ایجاد خواهد کرد. بی‌شک شما هم این غزل را خوانده یا شنیده‌اید:
شاهد مرگ غم انگيز بهارم چه کنم؟
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم
وقتی شاعر به سراغ ردیف و وزنی برود که پیش از او به زیبایی در شعر شاعر دیگری وجود دارد باید تبعات این مقایسه ناخوداگاه را نیز بپذیرد.
در غزل دوم که برای مفصل شدن متن صورت اصلاح شده آن را از لحاظ تایپی نمی‌آورم چندین ایراد وزن وجود دارد، مصرع دوم و چهارم شعر و بیت ماقبل آخر به کل از وزن اصلی این غزل (مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن) خارج است، در دو نمونه اول که هجاهای اضافی دارد و در مورد بعد الگوی هجایی اصلا رعایت نشده، با توجه به اینکه در غزل اول دست کم ایراد وزنی نداشتیم انتظار ایراد وزنی از شعر شما نمی‌‎رود، مضامین کلیشه‌ای هستند و متاسفانه نقاط خلاقانه در این شعر محدودند، رباعی نیز با توجه به اینکه مصرع سوم را ننوشته‌اید قابل نقد نیست، بهتر است سری بعد که شعر ارسال می‌کنید نسخه کاملش را مجددا بنویسید، چون ضربه پایانی رباعی شما وابسته به مصرع سوم است.

با آرزوی توفیق.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۲
حامد رضاپور جمور » دوشنبه 18 اسفند 1399
با عرض سلام و ادب غزلهای اول و دوم را چندباره خواندم و لدت بردم ساغر شما هماره پر می....
علیرضا صابری » یکشنبه 17 اسفند 1399
اهل صبورم درمصرع اول صحیح است که اشتباهااهل صبورم تایپ شد ودربیت پنجم به جای گرتم پرتم بود که اشتباها تایپ شده است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.