با کمی وسواس، موفق‌تر خواهید بود




عنوان مجموعه اشعار : پریشانی
شاعر : محسن خسروی


عنوان شعر اول : سفر
اگرچه رو به خطر می‌رود سفر با تو
ولی هنوز سفر می‌زند به سر با تو

هزار چشمه ی جوشیده از تو در من هست
دلم خوش است اگر بی‌توام اگر با تو

تمام ثانیه‌ها یک به یک، نفس به نفس
فدای ثانیه هایی که شد هدر با تو

اسیر در قفس دیگران به شوق نجات
چه کرده است ببین شوق بال و پر با تو

کلاف قصه ی ما عاقبت به سر نرسید
اگرچه می‌رسد این قصه هم به سر با تو

عنوان شعر دوم : پریشانی
دل بود که بوییدی و در پاش تکیدی
دل بود، همان غنچه ی سرخی که تو چیدی

بااینکه فراموشی یاد همه سهل است
دیدی که فراموش نشد یاد تو؟ دیدی؟

گفتیم که آشفته چو گیسوی تو باشیم
شاید به پریشانی ما نیز رسیدی

می‌خندی و عالم همه حیران که می‌آید
از قلب سیاه تو مگر شعر سپیدی؟

گفتند بهار است، دل از غصه رها کن
خود دیده‌ام اما چه بهاری و چه عیدی؟

عنوان شعر سوم : خواب
کنار هم من و تو و خیابان
صدای خنده ی تو...
صدای خیس باران...
و چشمهای تو
ز فرط خنده می‌رود ببارد

و ناگهان پریدن از خواب
نگاه من به عکس در قاب
و خنده ات
که همچنان
ادامه دارد...
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه شعر از شاعر جوان محسن خسروی که برای دومین بار آثار خود را برای نقد به پایگاه نقد شعر ارسال کرده‌اند، ضمن خوشامدگویی به شما باید بگویم از خواندن شعرهایتان بسیار لذت بردم، مشخص است که شاعری باتجربه و البته خوش قریحه هستید، پس اینطور که مشخص است هم استعداد را دارید و هم پشتکار لازم را، همه چیز برای نوشتن شعر خوب فراهم است، تنها چیزی که کمی باید در کسب آن کوشش بیشتر کنید وسواس لازم برای پرداخت است، در غزل اول ردیف امتیاز خوبی نمی‌گیرد، علی‌رغم اینکه در یکی دو بیت به خوبی از آن استفاده کرده‌اید اما در باقی ابیات کمی معلق است، معلق بودن بیشتر از آن جهت است که کارکرد کافی در بیت ندارد، نه اینکه معنی ندهد، ابدا! اما برای چنین ردیفی آن هم در غزل روانی چون غزل شما انتظار ظرفیت‌بخشی بیشتری برای ردیف وجود دارد. بیت اول که اتفاقا باید ورودی محکم‌تری برای شعر باشد از ابیات ضعیف این شعر است مصرع "ولی هنوز سفر می‌زند به سر با تو" از نظر ساخت درست نیست، هنوز هوای به سفر رفتن با تو به سر من می‌زند، منظورتان این جمله است اما به خاطر شکل ردیف و قافیه مجبور به حذف و جابجایی شده‌اید و این از سلامت این مصرع کم کرده است. "هست" در مصرع اول بیت دوم "است" باید باشد که به خاطر وزن به این شکل درآمده. از طرفی ارتباط بین مصراع اول و دوم در بیت دوم چندان کافی نیست، بیت سوم بیت خوبی‌ست هر چند در پرداخت می‌توانست مصرع اول بهتری هم داشته باشد، در بیت پایانی نیز به سلیقه من اگر به جای"قصه هم" می‌نوشتید "ماجرا" بهتر بود، متوجه معنی"هم" در مصرع می‌شود اما شاید از نظر زیبایی آن شکل بهتر باشد، غزل دوم در مجموع نسبت به غزل اول غزل بهتری‌ست، هم عاطفه روان‌تری دارد هم مضامین تازه‌تر و خوش‌ساخت‌تر هستند، اولین ایراد قافیه مصرع اول است، آن هم شکل استفاده قافیه "دل بود که بوییدی و در پاش تکیدی" در این مصرع "در پاش تکیدی" نه تنها به بافت زبانی شما آسیب رسانده بلکه درک معنا را هم دچار اختلال می‌کند، شما که مصراع دومی چنین روان و زیبا نوشته‌اید قطعا خودتان هم ناهمگونی مصرع اول را درک خواهید کرد، بیت دوم بسیار شاعرانه و زیباست، تاکید بر"دیدی" نشان دهنده تسلط و خلاقیت شماست. من با بیت سوم مشکل اساسی دارم، آن هم جمع شده "من و ما" در یک شعر است، این اتفاق از عاطفه اثر و همراهی مخاطب کم می‌کند، شعر یا باید "من محور" باشد یا "ما محور" تغییر دادن این زاویه هم نشان دهنده عدم تسلط شاعر است هم به قیمت از دست دادن فضای عاطفی اثر است مگر اینکه پشتوانه‌ای شاعرانه داشته باشد. بیت بسیار زیباست اما با این ایراد از ارزشش در این شعر کاسته می‌‎شود. دو بیت آخر نیز بسیار شاعرانه و زیبا هستند. در شعر سوم که به نظر نیمایی می‌آید، فضاسازی بسیار زیباست، فقط کاش از حیث قالب قدری محکم‌تر بود، اما تصویر بسیار زیبا و شکوهمند است.
شما شاعر خوبی هستید و با کمی دقت شاعر بهتری هم خواهید بود.
با آرزوی توفیق.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.