ای بی‌قرار باران!




عنوان مجموعه اشعار : شعرهای یواشکی
شاعر : وحید ستایش خلقی


عنوان شعر اول : باران
امشب دلم گرفته ست یکدم ببار، باران
چون اشک می نشینی بر این دیار، باران

نجوای ابر تیره با قطره های باران
مردند بینوایان در انتظار، باران

از ناودان خانه تا جوی های عاشق
دلتنگ می نویسند از نوبهار، باران

بغض گلوی مارا بشکن شبیه شیشه
شاید که در خیالت باشد قرار، باران

با موج موج دریا مشغول عیش و نوشی
ای از جهان بریده ای بی قرار، باران

#وحید_ستایش_خلقی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به غزلی از دوست شاعر جناب وحید ستایش خلقی عزیز که اخیرا به جمع شاعران پایگاه نقد شعر پیوسته‌اند، پس به رسم ادب جا دارد به ایشان خوشامد بگوییم.
غزل شما سالم و مرتب است، این نکات نشان می‌دهد شما بر نوشتن مسلط هستید و می‌توان به ادامه راه شما بسیار امیدوار بود، همه چیز سرجای خود و مضامین سالم و روان است، اما نکته‌ی مهم و نگران کننده همین سلامت بسیار زیاد است، تعجب نکنید سلامت بسیار زیاد هم ممکن است نوعی کسالت به همراه بیاورد، ممکن است قدرت جسارت و نواندیشی را از شاعر بگیرد. گاها به دوستان شاعر جوان‌تر می‌گویم اینکه شعر مشکلی نداشته باشد تا خوب بودن فاصله دارد و آن هم اتفاق است، برخی از شعرها واقعا جای ایراد ندارند، وزن و قافیه سالم و مضامین و آرایه‌‌های سالمی دارند اما از عنصر اتفاق خالی‌اند. غزل شما هم تا حدودی از این خصیصه رنج می‌برد.
امشب دلم گرفته ست یکدم ببار، باران
چون اشک می نشینی بر این دیار، باران
باران نخ پیوند ابیات این شعر است و شاعر با خود باران صحبت می‌کند، ارتباط بین مصرع اول و دوم آن هم به خصوص با آمدن قافیه "دیار" قدری ضعیف است اما معنا کامل و مشخص است.
نجوای ابر تیره با قطره های باران
مردند بینوایان در انتظار، باران
وقتی ردیف باران است آوردن این کلمه در انتهای مصرع اول قدری از بار موسیقیایی ویژه ردیف کم کرده است، باز هم مضمون قدری دچار ضعف است یعنی مصرع اول و دوم دقیقا در ادامه هم نیستند.
از ناودان خانه تا جوی های عاشق
دلتنگ می نویسند از نوبهار، باران
چه کسانی می‌نویسند؟ ناودان‌ها می‌نویسند؟ یا آن بینوایان در انتظار؟ می‌بینید که در هر بیت نکته‌ای مضمون سازی روان شما را به مخاطره انداخته است.
بغض گلوی مارا بشکن شبیه شیشه
شاید که در خیالت باشد قرار، باران
اساسا قافیه "قرار" قدری معنای بیت را مختل کرده است، مصرع اول خوب است اما مصرع دوم آن هم با این قافیه قدری درک معنا را دچار مشکل می‌کند.
با موج موج دریا مشغول عیش و نوشی
ای از جهان بریده ای بی قرار، باران
کاش برای این"عیش و نوش" قدری تصویر عمیق‌تر و البته شاعرانه‌تری هم می‌آوردید اما در مجموع بهترین بیت این شعر همین بیت است و نشان می‌دهد شما بر موزون نوشتن و البته مضمون سازی مسلط هستید.

در مجموع غزل شما غزل متوسط به بالایی‌ست، باید کمی جسارت نوشتن از اندیشه‌های امروزی‌تر را پیدا کنید و صدالبته برای مضمون سازی ویژگی‌های خلاقانه‌تری قائل شوید.

امیدوارم به زودی از شما شعرهای بهتری بخوانم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.