همه چیز به سود تصویر




عنوان مجموعه اشعار : ماه
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ۱:
مهمان ناخوانده ای که شب
به خانه ام آمد
واژه واژه کلامش
بلور نور بود
تا مجذوبش شدم گریخت...
نامش شعر بود

عنوان شعر دوم : ۲:
در حیاط خلوت
خلوت خود نمی یابم
صداها هجوم می آورند
و بر سرم پتک می کوبند
خرد می شوم
و هر تکه ام
تو را می جوید

عنوان شعر سوم : ۳:
کوچه،کوچه اندوه
با درختان عریان
که ریشه در جوی تاریکی دارند
کوچه،کوچه باد
که آه سرد خانه ها را
می پیچید در گوش من
کوچه،کوچه شب
شب رعشه هراس
که دیوانه وار در کوچه می دوید.‌.
۴:
در این آسمان سیاه
برگ برده ی باد
تا کجا خواهد رفت؟
(و بر کدام خاک
خواهد شکست؟)
۵:
هوا
‌ سرشار شب بوهاست
ماه را رها کن
در باغ
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به چند شعر کوتاه از جناب علی محمودی، شاعری با تجربه که به گواه آثارش شاعری چیره دست به حساب می‌آید.
پیش‌تر در خصوص شعر کوتاه چندین نوبت در این پایگاه نقد نوشته‌ام، شعر کوتاه نوشتن حرکت روی مرز رسیدن و نرسیدن است، به باور من بسیاری از شاعران نوجوان و جوان و حتی شاعران با تجربه هنوز درک و تلقی کاملی از شعر کوتاه ندارند، شعر کوتاه در عین اینکه بسیار ساده به نظر می‌آید از حیث سرودن چه بسا بسیار دشوار‌تر از شعر بلند نوشته شود، دلیل هم مشخص است، محدودیت! بله، محدودیت زمانی و متنی، همین دلیل باعث می‌شود بیشتر شعرهای کوتاه به سمت طرح نویسی و یا شکل دادن یک اتفاق ویژه پیش برود و نشود چندان انتظار یک اثر مستقل را از آن شعر کوتاه داشت.
در آثار جناب محمودی با پختگی در خلق تصویر مواجهیم، عاطفه‌ی در خدمت متن وجود دارد و شعر در سطح تصویر باقی نمی‌ماند، هر چند که تصویر تعیین کننده است اما شاعر با استفاده از تخیل همراه با عاطفه سعی در تازگی بخشیدن به تصویر دارد و این نکته مهمترین نکته شعرهای کوتاه جناب محمودی‌ست.
مهمان ناخوانده ای که شب
به خانه ام آمد
واژه واژه کلامش
بلور نور بود
تا مجذوبش شدم گریخت...
نامش شعر بود
ضربه در سطر پایانی‌ست، شعر آن مهمان ناخوانده که نامش تا سطر پایانی فاش نمی‌شود تا مخاطب همچنان انتظار بکشد. واژه واژه کلامش بلور نور بود، کاش ربطی میان گریختن و نور هم در متن ایجاد می‌شد، اینطور با اثر کامل‌تری مواجه بودیم، هر چند تا همینجا هم یک شعر کامل و زیبا نوشته شده است.
در حیاط خلوت
خلوت خود نمی یابم
صداها هجوم می آورند
و بر سرم پتک می کوبند
خرد می شوم
و هر تکه ام
تو را می جوید
به قوت شعر اول نیست، اما باز هم همان منطق شعر اول را می‌بینیم، کمی علت و معلول‌ها ناقص و تصویرها ناکافی به نظر می‌آیند، این حیاط خلوت چه میزان توضیح داده می‌شود، این حیاط خلوت کجاست؟ آن صدا از کجا می‌آیند؟ اما باز هم شاعر با چیره دستی پایان شعر را به خوبی مدیریت می‌کند.
در سه اثر بعدی نیز منطق همان است که در خصوص دو شعر اول نوشتم، تصویر مدیریت دارد و عاطفه و تخیل همراه هستند، این سه عنصر اگر با موسیقی درونی مناسب همراه شوند برای ضمانت بخشیدن به موفقیت یک اثر کافی به نظر می‌آیند. هر گاه یکی از این عناصر قدری دچار ضعف شوند نمره منفی برای متن رقم خواهد خورد.
در پایان به جناب محمودی باید عرض کنم شما شاعری کامل و بسیار خوب هستید و خواهید بود به شرطی که همواره سهمی برای خلاقیت در استفاده از عناصر مختلف قائل شوید.

با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
علی محمودی » چهارشنبه 06 اسفند 1399
با سلام و درود به استاد سلیمانی گرامی و سپاس از نقدتان.از اینکه نوشته های بنده را(علی رغم اینکه میدانم نوشته های دقیقی نیستند)شعر نامیدیدبسیار سپاسگزارم.امیدکه بتوانم به بیان بهتر و دقیقتری برسم.پاینده باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.