شعر اساسا جدی‌تر است




عنوان مجموعه اشعار : غریبانه
شاعر : زیبا جنیدی


عنوان شعر اول : کرونا در غربت
«برای آنان که دربحران کرونا مظلومانه دفن شدند و دلشان به آسمان پیوندخورد»

«برسرتربت من بی می و مطرب منشین تا به بویت زجهان رقص کنان برخیزم»





غم درون سینه جولان می دهد شادی دل را به حرمان می دهد

غم برایم هیچ معنایی نداشت غم همیشه رنگ طوفان می دهد

غم شکیبایی به چشمش مانده است صبر را در راه ایمان می دهد

پایه ی دنیا سراب است وفریب سیب را ره توشه آسان می دهد

با نمازی سربه سجده مانده ام زندگی معنای فرمان می دهد

دوستان در پرده کی گویم سخن؟! رازها را فاش و عریان می دهد

بین بحران زمانه وای من! یک نفر هم درس قرآن می دهد

با سلامی آشنا جان می دهد بحر را مفهوم سامان می دهد

او به جز یک قدرت ویکدست کیست؟! او خداوندی که مهمان می دهد

با سراب زندگی بس سرخوشیم حافظا برخیز او آن می دهد

آن که می دانی به مطرب خانه است برفقیرو هم غنی سان می دهد

مرگ زیباتر از این تصویر نیست زندگی را مفت و ارزان می دهد

ازچه سرمست است از دیدار دوست شادمانی را به درمان می دهد

دوستت دارم خدای لامکان عشق را تا کوی جانان می دهد

کف زنان شادی کنان برلب سرود مطربا شاد آمدی جان می دهد

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزل قصیده‌ای از سرکار خانم دکتر زیبا جنیدی، به گواه پرونده‌شان بیش از پنج سال سابقه شاعری دارند و دارای تحصیلات عالیه هستند، این نکات باعث می‌شود جدی‌تر به اثرشان نگاه کنم و نظراتم را راحت‌تر بیان کنم، ابتدا بابت دغدغه‌ی موضوعی نوشته‌تان باید به شما تبریک بگویم، اینکه در این شرایط شاعر از مسائل روزمره اجتماعی غافل نیست نشان از نکته سنجی و همراهی شاعر با مردم دارد و این نکته‌ای به غایت ارزشمند است.
اما برسیم به متن، به باور من شعر کلاسیک، حالا هر قالبی که داشته باشد باید بتواند از هویت متنی خود بدون موسیقی دفاع کند، درست است که وزن و قافیه به موسیقی و در مجموع زیبایی متن کمک می‌کند اما شعر کلاسیک باید بتواند بدون وزن و قافیه هم محتوای ارزشمند و دیگرگونه‌ای نسبت به متن روزمره داشته باشد.
غم درون سینه جولان می دهد
شادی دل را به حرمان می دهد
غم برایم هیچ معنایی نداشت
غم همیشه رنگ طوفان می دهد

وزن ساده و قافیه ردیف ساده است، فاعلاتن فاعلاتن فاعلن، لزوما هم بد نیست که وزن ساده باشد، اما ساده بودن بیش از حد ممکن است شعر را به دام ساده‌انگاری هم بیندازد، شاعر در این دو بیت چه می‌گوید: غم در سینه جولان می‌دهد، شادی دل را به حرمان می‌دهد، غم برایم هیچ معنایی نداشت، غم همیشه رنگ طوفان می‌دهد، می‌بینید که اساسا حرف خاصی گفته نمی‌شود، مضافا بر اینکه بیت دوم اصلا ارتباطی هم میان مصرع اول و دومش وجود ندارد، اینکه غم دوبار تکرار شود ارتباطی حاصل نمی‌کند، اگر غم رنگ طوفان می‌دهد پس دارای معنایی هست، از طرفی رنگ طوفان دادن هم ترکیب درستی نیست، ما می‌گوییم طعم دادن، مزه دادن، اما رنگ دادن نه.
باقی ابیات هم با این ایرادات زبانی و معنایی ادامه پیدا می‌کنند.
او به جز یک قدرت ویکدست کیست؟!
او خداوندی که مهمان می دهد
تقریبا تمام ابیات دارای این ضعف‌های زبانی هستند و من تنها برای نمونه چند بیت را ذکر کردم، گویا منظور شاعر مهمانی دادن است، در معنای پذیرایی کردن، اما باز هم تناسب مصرع اول و دوم مختل است، تقریبا در اکثر ابیات ارتباط در حد تناسب کلمات باقی مانده و معنا مختل است.

در پایان به شاعر عزیز توصیه می‌کنم صرف رعایت وزن و قافیه را شاعری محسوب نکنند و برای متن جدیتی بیشتری قائل باشند.
با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۲
زیبا جنیدی » یکشنبه 24 اسفند 1399
او خداوندی که مهمان می دهد، انسان اشرف مخلوقات برزمین آمد مهمانی شد که هرگاه فراق چهره ی دل پدر یا مادر را از فراق فرزند به دردآورد به یاد داشته باشد که مهمان این سرای فانی است وهرچه دارد از اوست تک به تک تفسیرهایی است معنوی بحر را مفهوم سامان می دهد دریایی که باقدرت لا یتنهایی اش دریای آبی آرام را ،طوفانی می کند تا خشم و رضایتش را تداعی کندوالحمد لله برزبان بندگانش جاری شود برسرتربت من بی می و مطرب منشین کدام شعربدون ایهام وسجع و آرایه بود؟!اشاره ها اگر قوی نیست به روی چشم
زیبا جنیدی » یکشنبه 24 اسفند 1399
سلام چشم استاد ممنونم رنگ طوفان رنگ ویرانی است؛ شما مفهوم «آن» در شعر حافظ را که وصال بود درنظربگیرید عکس پدربزرگ ومادربزرگهایی که درغربت کرونا بی خداحافظی از نوه ها رفتند درنظر بگیرید قافیه شاید ساده است اما غم همان رنگ طوفان است اینها در آرامش وصال ابدی که رفتن به سرا واتاق دیگری به نام آخرت است نهان است معنی در بطن شاعر است اما همین ساده شعرگفتن هم ازهمه برنمی آید قافیه ها شایددلنشین نباشداما غربت کرونا با غربت رفتن همراه است دلتان شاد به نور معنویت ممنون از قدم فرمایی تان سربلند وشاد باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.