آمدی برداشتی رفتی




عنوان مجموعه اشعار : غریبانه
شاعر : میرکاظم سیداکبری


عنوان شعر اول : رفتی
نگاهت را که در عمق نگاهم کاشتی، رفتی
درون چشم هایم آتشی افراشتی رفتی

برای تو چنان آب روان از حس خود گفتم
ولی عشق زلالم‌ را هوس پنداشتی رفتی

دلی را که به زور عقل در سینه نهان کردم
تو یک شب مخفیانه آمدی برداشتی رفتی

پس از تو هرکجای شهر رفتم یادت افتادم
جهانم را سراسر از خودت انباشتی رفتی

عزیز من! چگونه از دلت آمد که یارت را
تک و تنها میان گرگ ها بگذاشتی، رفتی

تو از من روی گرداندی ، ولی طاقت نیاوردم
به سویت بازگشتم تا بگویم آشتی ... رفتی

به هر علت که رفتی باشد، اما جان من هرگز
نگو که در دلت مهر کسی را داشتی رفتی


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به غزلی از شاعر ارجمند جناب میرکاظم سیداکبری عزیز، در دو نوبت پیش‌تر در خصوص آثار شما صحبت کرده‌ام و خوشحالم که خواننده آثار شما هستم.
هیچ شاعری نمی‌تواند ادعا کند تمام شعرهایش دارای یک قدرت هستند، بسته به نوع انتخاب‌ها، عاطفه‌ی دخیل شده در شعر، پشتکار شاعر و مهمتر از همه قدرت پرداخت و ویرایش ممکن است شعر شماره دو شاعر از شعر شماره یک بهتر شود اما واقعا این یک قاعده کلی نیست، چه بسیار شاعرانی که در دوره جوانی بهترین شعرهایشان را نوشته‎اند، این شاید خصیصه‎ای مهم در شعر باشد که آنقدرها هم پیش‌بینی پذیر نیست، شعرهای شما نماینده یک شعر آتیه دار است، همه‌ی شعرهایی که تا امروز برای این پایگاه ارسال کرده‌اید این نوید را می‌دهند که ما از این قلم آثار درخشان‌تری خواهیم خواند، اینکه آثارتان را برای نقد می‌فرستید در این مقطع از نوشتن بهترین اتفاق برای شماست، فراموش نکنید از دل همین نقد مسیر آینده را با سرعت بیشتری طی خواهید کرد.
قافیه در غزل (رفتی) قافیه چندان راحتی نیست، با این دست قافیه‌ها مضمون ساختن هم سخت است، ولی هیچ کس شاعر را مجبور به انتخاب قافیه سخت نمی‌کند، این را هم بدانید که قافیه سخت و آسان مهم نیست، مهم نوع استفاده شماست، کسی امتیازی جداگانه‌ای به شعری که قافیه دشوار دارد نمی‌دهد، پس به صورت کلی سعی کنید سوار بر وزن، قافیه و ردیف باشید، نه اینکه آنها عنان شعر را به دست بگیرند.
اگر قافیه کاشتی نبود، بعید بود در بافت زبانی شعر شما به افراشتی و انباشتی برسیم، اینها چپ نویسی را واضح‌تر نشان می‌دهد، اساسا شعر کلاسیک نوعی چپ نویسی ذاتی با خود دارد اما هوشمندی شاعر آن‌جاست که این راز را به مخاطب لو ندهد، یعنی مخاطب قافیه اندیشی شاعر را بر اثر مسلط نبیند. من اگر به جای شما بودم این غزل را کمی کوتاه‌تر می‌نوشتم و از قافیه‌هایی که مشخص است به الزام قافیه بودن آمده‌اند صرفنظر می‌کردم.
نگاهت را که در عمق نگاهم کاشتی، رفتی
درون چشم هایم آتشی افراشتی رفتی
مضمون خوب است، حرف هم سالم است تنها ایراد را شاید بتوان هم تصنعی بودن قافیه در مصرع دوم دانست، البته باید توجه کرد که اگر تناسبی با کاشتن هم می‌ساختید بیت منسجم‌تر می‌شد.
برای تو چنان آب روان از حس خود گفتم
ولی عشق زلالم‌ را هوس پنداشتی رفتی
همه چیز خوب است، شاید کلمه‌ی بهتری را هم می‌شد جایگزین "حس" کرد. ولی تناسب‌ها خوب و بیت کامل است.
دلی را که به زور عقل در سینه نهان کردم
تو یک شب مخفیانه آمدی برداشتی رفتی
اضافه کردن سه فعل آمدی برداشتی رفتی هنرمندانه است و تا حد زیادی از آب در آمده است. درخشان‌ترین بیت شعر همین بیت است و نشستن قافیه سالم سرجای خود بدون بیرون افتادن از زبان شعر دلیل این اتفاق است.
پس از تو هرکجای شهر رفتم یادت افتادم
جهانم را سراسر از خودت انباشتی رفتی
در این بیت آنقدر قافیه نازیباست که مفهوم زیبا را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.
عزیز من! چگونه از دلت آمد که یارت را
تک و تنها میان گرگ ها بگذاشتی، رفتی
"از دلت آمد" واضح‌ترین استفاده خطا از حروف استفاده در این شعر است، آن "از" بی‌استفاده و حتی آسیب زننده است، اما تلمیح کلیشه‌ای داستان یوسف را عاطفی و لطیف آورده‌اید.
تو از من روی گرداندی ، ولی طاقت نیاوردم
به سویت بازگشتم تا بگویم آشتی ... رفتی
بیت خوب و گره گشایی به نظر می‌آید، تصور می‌کنم برای پایان بندی حتی ضربه‌ی بهتری دارد تا بیت آخر.
به هر علت که رفتی باشد، اما جان من هرگز
نگو که در دلت مهر کسی را داشتی رفتی
این مضمون به شدت نخ نماست، یعنی به کرات در شعر کلاسیک ما این مفهوم استفاده شده است، کاش از قافیه داشتی استفاده بهتری می‌کردید.

در مجموع علی رغم قافیه نه چندان دلچسب از عهده سرودن این غزل برآمده‌اید.
امیدوارم به زودی از شما شعرهای کامل‌تری بخوانم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.