واژه بازی




عنوان مجموعه اشعار : اشعار سپید
شاعر : حدیث عبدلی


عنوان شعر اول : جرگه ی سبز
چه رازی ست در چشم اقاقی؟!
کجای شالیزار باور ها
عطر عشق و برکت پنهان است
دست‌نسیم صورتی به گیس و سردیس کاملیا رسیده است
با بلوغ بلور های غفلت چه خواهی کرد ...
صدای خزان را خرمالو و خیزران شنیده اند
ای خارک سبز پیش از خرما
با نبوغ غمگنانه ی شعرت چه خواهی کرد؟!

در آروزی چه هستی؟!
آزادی همزادی زیر پوست توست
و عشق شکوفه ای در‌هوای شکوه های تو
ای طبیعت
چه سری در سرانگشت نگاه اقاقیست؟!
که چیزی از چای و چکامه طلبکاریم
و هنوز این شعر از جرگه های سبز خالی ست...

عنوان شعر دوم : دایه ی شعر
من مریدی از آن معبد مهرم
که مبعوث شده ام
با حریری از حقیقت
و شهدِ شبنم ِشرافت
واژه های نجیبم را عریان کنم
من آمده ام
بکارت قلم آبستن را باور کنم
و شاهد تولد شعری باشم
که در گهواره اش سخن می‌گوید
من دایه اش باشم
تا با بلوغ یگانه نهالم
به غایت برسانم رسالتم را
من آمده ام
از رسوب رنج بگویم
از سمفونی اشک کودکان حصیری
از سکوت عدالت
و دوزخ نابرابری
از میله های پیله ها
و خواب عمیق
کرم های زنده بگوری
که تجسم می کردند
رویای پرواز را
من شعری را بزرگ کرده ام
که آیین برگ را به جا آورد
و حجاب نور را
که مدفون است زیر شال شعله ور خورشید
ضمیرش را تفسیر کند
که این گونه برهنه وار
محبت را شلیک می کند
به جسم تاریک زمین
من دایه ی شعری شده ام
که آرام کنم
حد شعر لبریزی را
به هنگام تراوش ابر های باکره
از تجاوز کال های رسیده
با طعمی گس از شهوت
در تن خیس بارانی شان
تازه زخم هایی ست
که نه پای پس دارد
نه پای گریز
این آیت درد است
از سوز سینه ی صخره
از فریاد استخوان
ناله های حنجره
مرز بین بغض و لبخند
استوای کفر و ایمان ست
و سکوت پنجره
که شاهد سقط
جنین جنگ است
در های و هوی صلح
و خون ریزی های مداوم...

از رو سیاهی سپید های گنگ
داخل دیوان
چه بگویم
که خاکستری از خاک است
برای درد بی درمان
این دیوان...

سرانجام
من از رعنای عشق
آه فریاد را زمزمه می کنم
غده ی بغض ضخیم
گلوی کلمات عقیم را
فشرده
از شدت عشقی که ناتوانند
در ادا کردن دین شان
حتی در واپسین
شراب و شام آخر

ناگهان
شعر به چهار میخ
کشیده می شود
من حمام خون خواهم کرد
تا تطهیر شوم
در سیب های بی وقفه
و با رستاخیز شعر
میلاد دوباره ای اگر باشد
دست های بادبادک حقیقت را
به ضریح آسمان آرزو خواهم رساند ...

عنوان شعر سوم : ....
هیچ
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به دو اثر از شاعر ارجمند سرکار خانم حدیث عبدلی، در پرونده ایشان سابقه شاعری ذکر نشده اما از فضا و کیفیت آثار می‌توان چنین برداشت کرد که با شاعر کم‌سابقه‌ای روبرو نیستیم و حتی اگر عمر شاعری هم کم باشد نشان از نبوغ و قریحه شاعر دارد که بایست بابت داشتن چنین موهبتی به شاعر ارجمند تبریک گفت.
هر دو اثر را به دقت مطالعه کردم، به باور من اولین نکته در آثار شما دایره واژگانی مناسب و توانمندی شما در استخدام کلمات است، این خصیصه در ادامه مسیر نوشتن هم به شما کمک می‌کند، امروزه ثابت شده دایره واژگانی هم دارای دو جنبه‌ی جوششی و کوششی‌ست، یعنی اینکه یک نفر با مطالعه زیاد منابع نوشتاری و فرهنگ ‌نامه‌ها دایره واژگانی خوبی به دست آورده است دلیلی بر مشخص بودن و یکتا بودن راه برای کسب واژه نیست، گاهی ذهن بعضی‌ها اساسا توانایی ضبط و بهره‌برداری از کلمات را به نحو شایسته دارد. در هر صورت شما در این دو اثر نشان دادید بر این خصیصه تسلط دارید و این می‌تواند نخستین نکته مثبت آثار شما باشد. البته نباید از یک نکته مهم غفلت کنید، گاهی همین دایره واژگانی خوب ممکن است شما را به دام واژه بازی بیندازد، یعنی شما بیش از آن‌که به مضمون خدمت کنید مضمون را به خدمت استفاده از واژگان در می‌آورید و این می‌تواند خصیصه‌ای منفی قلمداد شود.
چه رازی ست در چشم اقاقی؟!
کجای شالیزار باور ها
عطر عشق و برکت پنهان است
دست‌نسیم صورتی به گیس و سردیس کاملیا رسیده است
با بلوغ بلور های غفلت چه خواهی کرد ...
صدای خزان را خرمالو و خیزران شنیده اند
ای خارک سبز پیش از خرما
با نبوغ غمگنانه ی شعرت چه خواهی کرد؟!
به این سطرها دقت کنید، برخی ترکیب‌ها به شدت نخ نما و گاهی بی‌استفاده‌اند مثل شالیزار باور، اساسا ترکیب شالیزار باور ترکیب زیبایی نیست، به ویژه که وجه شبه مناسبی هم نیاورده‌اید و اساسا شالیزار بیکار رها شده است، در حالی که کلمه‌ای خاص است و می‌توانست در تناسب با سایر کلمات نقش ویژه‌تری در شعر شما ایفا کند. اما سطرهای بعد زیباست و چقدر استفاده از عناصر طبیعی در شعر شما لطیف به جا و کارآمد است. اما متاسفانه آن جا که بازی‌های زبانی مثل همان شکوفه و شکوه رسیده‌اید دوباره شعر از حیث مضمون دچار ضعف و از حیث واژه بازی قوت گرفته است، اسم همین نکته را گروهی بازی زبانی می‌دانند در حالی که به صورت علمی بازی زبانی شامل مفاهیم گسترده‌تری‌ست، باید توجه کنید خود بازی زبانی هم دارای کارکردهای مثبت و منفی‌ست. در اثر دوم با روایتی نسبت منسجم مواجهیم که متاسفانه در سطرهایی قدری دچار اطناب شده است. بازهم رد بازی‌های زبانی بی‌اثر و کلمات خاص و پر طمطراق اما بی‌استفاده مشهود است، اما در اینکه با روایتی نسبتا مدرن سعی در ساخت شعری امروزی داشته‌اید باید به شما تبریک گفت.

با آرزوی موفقیت.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۴
مولودسادات عمارتی » یکشنبه 12 بهمن 1399
من نگفتم خالی ازمحتوامن گفتم شعر نیست شما این متن رو با شعرمقایسه نکنید اساتیدبیشتردقت کنند
مهرداد مانا » یکشنبه 12 بهمن 1399
سلام ، بحثی هست با عنوان " تقدم ساختار بر محتوا " که من فکر میکنم خانم عبدلی ، به دکوراسیون اثرش بیشتر توجه کرده ولی فارغ از برخی ترکیبات که غیر موجه هستند ، اثر از محتوا خالی نیست بلکه محتوایش مستتر و لفافه پیچ است که برای کشف آن باید هسته ی واژگان و عبارات را شکافت و از راه نمادشناسی به معنی مورد نظر شاعر دست یافت ..
مولودسادات عمارتی » شنبه 11 بهمن 1399
باسلام فقط متن پیچیده ادبیه و شعرازهیچ نوعی نیست
مهرداد مانا » یکشنبه 12 بهمن 1399
با عرض پوزش با شما موافق نیستم ، مثلا بسیاری از شعرهای مولوی یا حتا سهراب سپهری به علت غنای علمی شاعر ممکنست از دریافتهای خواننده ی عادی فراتر باشند . و این به دلیل نقص کار سهراب و مولوی نیست بلکه این ماییم که باید به ارتقا برسیم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.