به سمت شناخت حرکت کنید




عنوان مجموعه اشعار : آرزوهای محال
شاعر : زهرا صالح


عنوان شعر اول : ترانه
سکوت شب و خاموشی جنجال
آبستن کرده ذهن را از سگال
واژگان قطاروار و گوش به زنگ
پشت دروازه احساس و خیال
گاه سیر میکنم در زمین و در آفاق
گاه پی خاطرات و آرزوهای محال
گاه حس سر زندگی و نشاط
گاه مملو از تشویش و زوال
عجین میشوند همگان که رسد
قابله خواب نم نم به فراغ بال
متولد میشود ترانه ای غریب
در خلوتکده تاریک شبی زلال


عنوان شعر دوم : بهار کودکی
از فراز نردبان عمر
چه شتابان گذر کرد
پلکان کودکی
چه عجولانه پر کشید
در دام زمانه محنت بار
بال بازیگوش بچگی
سرگرم خاله بازی بودم
که یکباره جان گرفتند،عروسک ها
آن ذوق و اشتیاق مرد و زنده شد
غمی ابدی پشت لبخندها
عزیزدردانه آغوش مهر بودم
حال پر شده ام از دلتنگی
بهار گریزپای کودکی گذشت
موسم خزان جوانی شد
و من چه آزرده نشسته ام
در انتظار فصل سپید پیرانگی


عنوان شعر سوم : باران
ببار باران که شنیدنت زیباست
زیر انگشتان خیس تو هر تکه از زمین
چون پیانویی وسیع نتی می سازد
نواختنت خلق سمفونی نابی ست
که درختان پاییزی را برهنه می رقصاند
و من بیزار از تمام چتر ها
از هوای با طراوتت خواستم
دل کویری ام را به دست نوازشت بسپارد
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از دوست شاعر سرکار خانم زهرا صالح، ابتدا از طرف پایگاه نقد شعر ورود شما را به سایت خوشامد گفته و آرزو می‌کنم در کنار هم بخوانیم و بیاموزیم، با توجه به سابقه فعالیت و سطح آثاری که ارسال کرده‌اید مشخص است که در ابتدای مسیر شاعری قرار دارید، و البته باید بابت ذهن مستعد و خلاق و مضمون‌سازی‌های شاعرانه در آثاری که ارسال کرده‌اید به شما تبریک گفت.
چون آثار دارای ایرادات ابتدایی شعری‌ست لازم می‌دانم به جای پرداختن به جزییات شعرها قدری در مورد کلیات صحبت کنم، شما به عنوان کسی که علاقمند به سرودن هستید باید برای عرضه‌ی اثری موفق و البته استاندارد ابتدا قواعد کلی را بیاموزید، و باید بدانید همین آموختن هم به تنهایی کافی‌ نیست بلکه باید بیاموزید که از این داشته‌ها کجا و چگونه استفاده کنید، تصور کنید شما نسبت به آرایه‌های ادبی اشراف داشته باشید ولی باید به میزان استفاده از آن هم آگاه باشید و بدانید کجا به کار می‌آید.
اثر اول شما در ظاهر غزل است، از عهده قافیه هم برآمده‌اید اما از عهده وزن نه، وزن عنصر بسیار تعیین کننده‌ای در شعر کلاسیک است که رعایت نکردن آن لطمه جدی به پیکره شعر خواهد بود، چرا که اساسا در شعر کلاسیک کلمات بر اساس وزن عروضی شعر چیدمان می‌شوند، پس وقتی شعری از لحاظ وزنی دچار ایراد است نمی‌توان چیدمان را هم در آن جدی گرفت، چرا که با اصلاح وزن قطعا چیدمان تغییر خواهد کرد، همین امر باعث می‌شود شعری که دارای ایراد وزنی‌ست را مخاطب و منتقد جدی نمی‌گیرد. شما سعی کرده‌اید کلمات را هم اندازه با هم بنویسید اما این روش وزن شعر را درست نخواهد کرد، وزن باید بر اساس قواعد عروضی سنجیده شود و آن هم برابری هجاها (جز در مواردی که اختیارات شاعری محسوب می‌شود) و تناظر آن هم با هم است.
در دو شعر بعدی که گویا در قالب شعر آزاد و و بی‌وزن سروده شده است بزرگترین مشکل کلیشه‌ای بودن مضامین و عدم تناسب کلمات در بافت زبانی‌ست، شعر آزاد که خود را از قید وزن و قافیه رها می‎بیند تمرکز خود را بر مفهوم متمرکز کرده است، هر چند که نکته ظریفی در این میان وجود دارد، اینکه شعر آزاد وزن عروضی ندارد به معنی فقدان موسیقی نیست، موسیقی شعر آزاد درونی‌ست. مفاهیم در دو سروده دوم و سوم شما نخ نما و تصاویر و ترکیب‌ها هم چنگی به دل نمی‌زنند.

امیدوارم با شناخت بیشتر و مطالعه مفاهیم تئوری و شعرهای خوب سرعت پیشرفت‌تان را ارتقا دهید.

با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
زهرا صالح » یکشنبه 05 بهمن 1399
تشکر میکنم از شما استاد عزیر بابت راهنمایی هاتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.