حرکت به سمت شعر




عنوان مجموعه اشعار : هاشور ۲۴
شاعر : سعید فلاحی


عنوان شعر اول : ۱
شهری که تو نباشی،
ویرانه ای متروکه ست.

آوازم کن!



عنوان شعر دوم : ۲
پنهان کرده‌ام،
جاي خالي ات را
لابهلای خاطراتمان...
مثل كودكي که؛
ترسش را خواب می‌کند،
--زير پتو!



عنوان شعر سوم : ۳
چارفصلِ شکوفائی‌ی شعرهایم 
بهارانه‌ی "چشم‌های تو" بود!
...
حالا،،،
پژمرده‌اند شعرهایم؛
--وقتی که نیستی!


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر کوتاه از دوست شاعرمان جناب سعید فلاحی، من چند اثر دیگر از این دوست شاعر را که برای پایگاه ارسال کرده بودند مطالعه کرده‌ام، به نظر می‌آید مهمترین نکته در آثار این دوست شاعر توجه و تمرکز بر ایجاد عاطفه سطحی در کلام و غفلت از سایر عناصر تعیین کننده برای سرودن شعر است، منتقد به جای خود، مخاطب از یک متن انتظار دارد که در کنار توجه به یک مولفه سایر مولفه‌ها را نیز در نظر بگیرد، همانطور که گفتم در هر سه اثر شما عاطفه جریان دارد، عاطفه نیز برای شعر مهم است اما بدون موسیقی، تخیل، در نظر گرفتن ظرفیت‌های قالب و... در نهایت نمی‌تواند منجر به ساخت یک شعر شود.
نکته مهم دیگر در نظر گرفتن فاصله‌ای میان بیان شاعرانه و شعر است، به احتمال بسیار هر کدام از ما در طول روز بارها و بارها جملات شاعرانه‌ای می‌گوییم و می‌شنویم، بدون آن‌که گوینده ادعای شاعر بودن داشته باشد، اساسا زبان فارسی دارای خاصیت استعاری بالایی‌ست و از دل همین خاصیت در خیلی از مواقع جملات از سطح گفتاری عادی بالاتر می‌رود.
شهری که تو نباشی،
ویرانه ای متروکه ست.

آوازم کن!
در این اثر جز همان عاطفه‌ سطحی خبر دیگری نیست، البته گویا آن شکلک(ایموجی) قلب هم بخشی از شعر است، اما واقعا نمی‌توان با یک شکلک توقع برداشت فرمی از متن کرد، حرف شاعر این است که جایی که تو نیستی خرابه است، آن آوازم کن را من ابتدا آوارم کن خواندم چون نسبت بیشتری با متن داشت اما واقعا این اثر کوتاه را واقعا می‌توان یک شعر مستقل نامید؟ مضمون عاشقانه با یک جمله بسیار کلیشه‌ای خاتمه داده شده و حرف تازه‌ای ندارد.
پنهان کرده‌ام،
جاي خالي ات را
لابهلای خاطراتمان...
مثل كودكي که؛
ترسش را خواب می‌کند،
--زير پتو!
این اثر قدری از اثر اول جدی‌تر است، البته فقط قدری، چون دست کم با تشبیهی خلاقانه‌تر بیان شده است. آن طور که کودک ترسش را زیر پتو پنهان می‌کند من جای خالی تو را لابه لای خاطره‌ها پنهان می‌کنم، اما کیفیت این تشبیه را باید بررسی کرد، من شبیه کودکی هستم، این درست، جای خالی تو شبیه ترس است(ترس جای خالی را هم تداعی می‌کند) این را هم با مسامحه می‌پذیریم، اما خاطرات شبیه پتو هستند، این را هیچ طوری نمی‌شود شاعرانه به حساب آورد، چون وجه شبه هم بسیار ضعیف است. ما در نگاه تشبیهی هم باید سعی کنیم کشف تازه‌ و البته باور پذیری داشته باشیم.
چارفصلِ شکوفائی‌ی شعرهایم
بهارانه‌ی "چشم‌های تو" بود!
...
حالا،،،
پژمرده‌اند شعرهایم؛
--وقتی که نیستی!
این اثر هم دقیقا ایرادات اثر اول را دارد، نبودن معشوقه و غم عاشق که با یک تصویر تکراری بیان شده است.

به جرات می‌توان این آثار را دلنوشته نامید و به نظر می‌آید که وقت حرکت به سمت شعر است، به شاعر عزیز توصیه می‌کنم با مطالعه کتب تئوری در خصوص شعر آزاد و همچنین مطالعه نمونه‌های موفق در این حوزه این حرکت را آغاز کند.

به امید موفقیت

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.