اتفاقا کوتاه‌نویسی دشوار‌تر است




عنوان مجموعه اشعار : هاشور ۱۸
شاعر : لیلا طیبی


عنوان شعر اول : ۱
دست به سر نمی‌شود
کودک لجباز خیال!!!
یک ریز بهانه می‌گیرد
--دستانت را...

ــــــــــــــــــــــــــ



عنوان شعر دوم : ۲
شبگرد کوچه‌های خیال‌ام اما؛
--مغموم!
در این اندیشه که:
"کجای خیالت‌ام"؟!

ــــــــــــــــــــــــــ


عنوان شعر سوم : ۳
می‌جنگم با تنهایی
پشت خاکریز پر از مین دنیایم
بی‌تو،
هر گوشه‌ای،
پا می‌گذارم
صدای مهیبی دارد
انفجار تنهایی‌ام...

#لیلا_طیبی (رها)
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به سه اثر کوتاه از دوست شاعرمان سرکار خانم طیبی، من چند اثر قبلی که برای پایگاه ارسال کرده بودید را هم مطالعه کردم و نقدهای همکاران عزیز را خواندم، به باور من عمده‌ی نقدها متمرکز بر عدم آگاهی شما از ظرفیت‌های شعر کوتاه بود.
ما هر قالبی را که برای سرودن انتخاب می‌کنیم باید اول نسبت به آن اشراف داشته باشیم، نمونه‌های موفق از آن قالب را خوانده باشیم، شکل استفاده از عناصر مختلف شعری را در آن قالب بدانیم، آن‌گاه می‌توانیم امیدوارانه ادامه راه را بپیماییم.
در هر سه اثر شما نوعی سهل انگاری وجود دارد، شما شعر کوتاه را با کلمات ساده، کشف‌های ساده و رفتارهای ساده پیش می‌برید و این بدون تردید منجر به نوعی ساده انگاری در متن شما خواهد بود. یک شعر کوتاه در هر حال یک شعر مستقل است و باید بدانید مخاطب و منتقد برای کوتاه بودن اثر برای شما امتیازی در نظر نمی‌گیرد، مثلا در قالب‌های کلاسیک یک رباعی یک شعر مستقل و یک قصیده هم یک شعر مستقل است شاید از نظر کوتاهی و بلندی اثر ما برای شاعری که قصیده نوشته توانمندی بیشتری در نظر بگیریم اما در نهایت این دو اثر به عنوان آثار مستقل مورد قضاوت قرار می‌گیرند و شاعر رباعی سرا نمی‌تواند ادعا کند چون در قالب کوتاه‌تری نوشته و کار سخت‌تری داشته باید امتیاز جداگانه‌ای برای این مسئله برایش در نظر گرفت. بر همین اساس می‌خواهم بگویم شعر کوتاه نوشتن سخت‌تر هم هست، چون شما باید در فضایی محدودتر همان اتفاقی را رقم بزنید که از یک شعر با فضایی بیشتر انتظار می‌رود.
دست به سر نمی‌شود
کودک لجباز خیال!!!
یک ریز بهانه می‌گیرد
--دستانت را...
به عنوان مثال همین اثر اول را با هم بررسی می‌کنیم، خیال شاعر را به کودکی لجباز تشبیه کرده‌اید که بهانه دستان معشوقه را می‌گیرد. آیا این یک سطر توصیفی که اتفاقا دارای تخیل اندکی هم هست برای اینکه یک شعر مستقل را بسازد کافی‌ست، می‌خواهم کمی در شکل مضمون پردازی هم صحبت کنم، کودک بهانه مادرش را می‌گیرد، با مسامحه بهانه دستان مادرش را می‌گیرد، اما اینجا خبری از مادر نیست، بحث عاشق و معشوق است، پس دست آن جا تناسبی با کودک ندارد، پس اگر کودک از این شعر حذف شود و خیال یک موجود لجبار معرفی شود باز هم شعر آسیبی نمی‌بیند، می بینید یکی از کلمات کلیدی شعر شما به راحتی قابل حذف است.
در هر دو اثر بعدی هم با همین سهل انگاری مواجهیم.

امیدوارم به زودی شعرهای بهتری از شما بخوانم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.