خطرات مسمومیت




عنوان مجموعه اشعار : حواب های مسموم
شاعر : فاطمه حقیقی


عنوان شعر اول : .
هیچ کس خورشید را به یاد نمی آورد
همه جا
بوی کافور
بوی مرگ می دهد
می گویند
چند صباحی است
جهان سقوط کرده است
و ما
شب کوران آخر قصه ایم
که بی چراع ترانه
برای بردن جسد خویش
به جنگل اندوه رسیده ایم
می گویند باران
سالهاست
پشت ابر سکوت ،خشکیده
و اندوه
درست قبل از سقوط حهان
زندگی را در چنگ خویش گرفته است
بعد ها
باد
بوی کافور را
تا شمالی ترین قطب حهان
برده است ....
کسی دستش به باد نمی رسیده است
که اکنون واژه مرگ
آشناترین واژه زندگی ست ...
کسی از دریا
کسی ار ابر یادش نمی آید
هیج کس خورشید را به یاد نمی آورد
می گویند
چند صباحی ست
جهان سقوط کرده است .....





عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به یک شعر سپید نسبتا بلند، علی رغم این‌که در پرونده شاعری این شاعر عزیز سابقه سرودن ذکر نشده اما از فضای شعر این‌گونه استباط می‌شود که با شاعر کم‌تجربه‌ای مواجه نیستیم، به طور کلی نوشتن در فضای شعر آزاد نیاز به هوشمندی و موقعیت سنجی ویژه‌ای دارد، چرا که برخی اختیارات ممکن است ما را از مسیر اصلی دور کند، مثلا در فضاسازی ممکن است چون قید و بند شعر موزون را نداریم دچار زیاده‌گویی شویم، یا در خلق تصاویر با اطناب بکر بودن تصویر را از بین ببریم، قبل از صحبت در خصوص متن شعر به شاعر عزیز توصیه می‌کنم در نوشتار دقت بیشتری به خرج بدهد، بعضی از کلمات نقطه‌هایشان از قلم افتاده و اصول نگارشی هم رعایت نشده، این نکته شاید بسیار ابتدایی به نظر بیاید ولی در مواجهه مخاطب با متن اثرگذار است و رعایت این اصول نوعی خدمت به شعر محسوب می‌شود.
فضای شعر بسیار هوشمندانه است، شعر از لحظه و نقطه‌ای صحبت می‌کند که شاعر برای مخاطب آماده کرده است یعنی فراهم کردن این تصویر مرهون اندیشه شاعر است، این اولین نکته مثبت این اثر است، بسیاری از شاعران و نویسندگان اولین خطایی که مرتکب می‌شوند این است که قدم در فضای متنی اثری دیگر می‌گذارند و زمینی جز زمین اندیشه خودشان را برای سرودن انتخاب می‌کنند و مخاطره از همان ابتدا آغاز می‌شود، خب این که شاعر ما بر پایه اندیشه خود فضایی را ترسیم می‌کند نیکوست، حالا باید میزان بهره شاعر از تصویر و تکنیک را بسنجیم، به باور من شاعر در ایجاد تصویر آن قدر هوشمندانه عمل نمی‌کند، شعر بسیار خوب و تاثیرگذار آغاز می‌شود:
هیچ کس خورشید را به یاد نمی آورد
همه جا
بوی کافور
بوی مرگ می دهد
انتظار من مخاطب از ادامه این سطرها به مراتب انتظار بیشتر و البته موثر‌تری‌ست، اما آن‌چه در ادامه اتفاق می‌افتد عملا دامن زدن به ابهام در گسترش فضای تصویری این شعر است، مخاطب انتظار دارد شاعر مختصات باورپذیر و البته منطقی‌تری از جهانی که خلق کرده ارائه کند، اما عملا این اتفاق نمی‌افتد.
نکته بعدی شیوه تقطیع است، شاعر باید با در نظر گرفتن چینش موسیقایی واژه‌ها به دستور و خوانش هم در تقطیع دقت کند.
باد
بوی کافور را
تا شمالی ترین قطب حهان
برده است ....
این شکل از تقطیع بدون در نظر گرفتن این‌که پاگرد‌های موسیقایی و معنای این جمله کجا و چگونه قرار است مشخص شوند تقطیعی ناشیانه پدید آورده است. فراموش نکنیم عنصر شاخص در تقطیع در شعر آزاد باید بر یکی از مولفه‌های موسیقی یا محتوا بنا شود.
تکرار سطرهای ابتدایی در پایان شعر وقتی زیباتر بود که هندسه این شعر ما را به نقطه شروع می‌رساند، اما آیا واقعا این اتفاق در فرم محتوایی شعر افتاده است؟

در مجموع با اثری قابل قبول مواجهیم که ما را امیدوار می‌کند در آینده نزدیک شعرهای بهتری از شاعر در این پایگاه بخوانیم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
فاطمه حقیقی » دوشنبه 15 دی 1399
با درود و مهر سپاس از قبول زحمتتون بابت نقد شعرم و مرسی از راهنمایی های خوبتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.