ترقی




عنوان مجموعه اشعار : آفتاب
شاعر : یسنا خدری


عنوان شعر اول : آفتاب کی به پنجره تابید ؟
نگو که پرده را کنار بزن
نگو که
نور میخوابد
نور خاموشی می خواهد
نگو که گاهی
خود را به ابر ها می بازد
و اما روزی
پر فروغ می تابد
من پرده را کنار زدم
و آفتاب هنوز
به این خانه ی تاریک
نمی تابد

مردی می آید و میگوید
پنجره را بشوی
زنی میگوید
پنجره ی دیگری بگیر
قدیمیست
این پنجره
آه ای افتاب
هیچ نمی دانند آن ها
نمی دانند
سراسر از
غبار انتظار است
این پنجره
یادگار بهار و پاییز است
این پنجره
آن ها لکه ها را میبینند
ای افتاب
اما نمیدانند
اشک هاییست که خشک شده
بر دیدگان این پنجره

اما تو ای دوست
به این سو اگر بیایی
دیگر آفتاب را نخواهم خواست
دیگر این پرده ی سیاه سهمگین را
نخواهم خواست
ما از پشت غبار ها به تماشا مینشینیم
گر چه بیرون هم
همانند خانه
تاریک است

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به یک شعر آزاد از شاعر نوجوان یسنا خدری، آن طور که در سابقه‌شان نوشته‌اند کمتر از یک‌سال سابقه نوشتن دارند، قبل از هر چیز باید به شاعر نوجوان عزیز تبریک بگویم که در این سن به علاقه خود توجه کرده‌اند و به ایشان این اطمینان را می‌دهم که اگر در ادامه راه با تمرین و مطالعه جلو بروند قطعا افق‌های درخشان‌تری نیز پیش رویشان خواهد بود. اولین و بنیادی‌ترین نکته در خصوص سرودن اشراف بر قواعد اولیه است، وقتی شعر می‌نویسیم، موفقیت این شعر به طور مستقیم به آگاهی ما از متن بستگی دارد، فرض کنید من به عنوان شاعر قصد نوشتن یک غزل را دارم، این که حالا شعر چقدر باید با قصد قبلی همراه باشد یا نه بحث دیگری‌ست، حالا من قصد دارم غزلی بنویسم، اگر من در خصوص قالب آگاهی کافی نداشته باشم طبعا شعری که می‌نویسم حتی امتیازات اولیه را هم کسب نخواهد کرد، مثلا در جریان نباشم که قافیه در غزل کجا باید باشد، یا وزن را به چه صورت باید رعایت کنم. باید زبان را بشناسم، و رفتارم با زبان طبیعی باشد، همه‌ی این‌ها زمینه‌هایی برای بیشتر آگاه شدن است. حال تصور کنید انسان خوش قریحه‌ای بدون فراگیری این اصول بدیهی به سراغ سرودن برود، ممکن است به صورت اتفاقی یک اثر خلق کند که از ایرادات ابتدایی مصون بماند، اما بدون تردید در ادامه مسیر دچار مسائل مختلفی خواهد شد. مخاطب جدی شعر حق خود می‌داند که اثری که قواعد اولیه را درست رعایت نکرده باشد، کنار بگذارد.
در اثر شما با عنوان "آفتاب کی به پنجره تابید؟" که اتفاقا اسم زیبایی هم دارد ما با نوعی ناآگاهی مواجهیم، ناآگاهی در شناخت، همین ابتدا بگویم، اثر شما سطرهای زیبایی داشت، مثلا در بند سوم، اما ابتدای شعر و آن شکلی قافیه پردازی ناشیانه برای مخاطب بسیار آزاردهنده است.
نگو که پرده را کنار بزن
نگو که
نور میخوابد
نور خاموشی می خواهد
نگو که گاهی
خود را به ابر ها می بازد
و اما روزی
پر فروغ می تابد
من پرده را کنار زدم
و آفتاب هنوز
به این خانه ی تاریک
نمی تابد

شما یک شعر سپید نوشته‌اید، این را شکل ظاهری اثرتان می‌گوید و با درک وزن اثر شما متوجه می‌شویم شعر آزاد است، می‌خوابد، و می‌بازد و می‌تابد و ‌می‌خواهد و... که تکرار موسیقایی نازیبایی ساخته‌اند اگر در حکم قافیه آمده‌اند که بسیار نابجا استفاده شده‌اند و اگر در حکم تقویت موسیقی بیرونی استفاده شده‌اند هم نارسا، تصنعی و بسیار گنگ به نظر می‌رسند.قطعا قواعد شعر سپید را می‌دانید، قافیه در شعر سپید چه بسا آسیب زننده هم باشد، تقویت موسیقی شعر سپید از طرق دیگر فراهم می‌شود، نه قافیه اندیشی این چنینی که مناسب شعر موزون است. تازه همین قافیه‌ها با هم قافیه صحیح نیستند.

اما تو ای دوست
به این سو اگر بیایی
دیگر آفتاب را نخواهم خواست
دیگر این پرده ی سیاه سهمگین را
نخواهم خواست
ما از پشت غبار ها به تماشا مینشینیم
گر چه بیرون هم
همانند خانه
تاریک است

این پاره یا بند از شعر نشان می‌دهد شما چه ذهن خلاق و آشنا با شعری دارید، همانطور که در ابتدای این نوشته گفتم، با توجه به سن و سال و سابقه شاعری‌تان یقین دارم به زودی شعرهای زیبایی از شما خواهیم خواند، به شرط اینکه منظره‌های اطراف حواس شما را از مسیر اصلی پرت نکند.

با آرزوی موفقیت شما.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.