دور از شعر




عنوان مجموعه اشعار : هاشور ۵
شاعر : مسیب عبدلپور


عنوان شعر اول : ۱
مبتلایت شده‌ام،
--ای "عشق"!
❤️
ای شیرین‌ترین،
"بیماری" دوران‌ها!

ــــــــــــــــــــــ
 


عنوان شعر دوم : ۲
تو دریا بودی و
من زورقی شکسته!
بازی گرفته مرا
امواج بی‌وفایی‌ها...

ــــــــــــــــــــــ



عنوان شعر سوم : ۳
پاییز در راه‌ست وُ،
برگ‌های وجودم؛
در اضطراب افتادن!



#مسیب_عبدلپور (تنها)
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از دوست شاعر مسیب عبدلپور، من پیش‌تر یادداشتی در خصوص آثار قبلی هم که ایشان برای سایت ارسال کرده بودند نوشته‌ام، بخش عمده‌ای مباحث در خصوص همین شعرها را هم در یادداشت قبلی آورده‌ام و تکرار آن خالی از فایده است، از شکل سرودن و عمر شاعری مشخص است که دوست شاعر ما چندان آشنایی با قواعد سرودن شعر ندارد، اینکه ما حرفی شاعرانه بزنیم لزوما به این معنی نیست که شاعر هستیم، شعر دارای عمق بیشتری نسبت به یک کلام شاعرانه است و این عمق از مولفه‌های گوناگونی تشکیل می‌شود.
مبتلایت شده‌ام،
--ای "عشق"!
❤️
ای شیرین‌ترین،
"بیماری" دوران‌ها!
آن نشانگر قلب را هم اگر من نوعی بازی فرمی در این اثر محسوب کنم، باز هم نمی‌توانم به این اثر شعر بگویم، فاصله‌ای که این اثر تا شعر دارد آن قدر هستم که نامش دلنوشته یا نظیری از این دست قرار دهم، ربطی هم به موزون و غیر موزون بودن ندارد، چه بسیار آثار موزونی که دقیقا با همین مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند و تنها طنین وزن و موسیقی بیرونی مخاطب و یا حتی شاعر را فریب می‌دهد که با شعر روبروست.
در همین اثر اول کارکرد از کلمات چه میزان است، مثلا کلمه شیرین، ما به کرات در شعرهای سانتی مانتال مثلا دیده‌ایم که می‌گویند لب‌های تو علت بیماری قند است، و فکر می‌کنند شاهکار کرده‌اند، در حالی که حتی این وجه توصیف و استعاره توام هم تنها به ابتذال متن خواهد انجامید. حالا در اثر شما همین هم نیست شما فقط گفته‌اید: ای عشق، ای شیرین‌ترین بیماری دوران، من مبتلای تو هستم، به راستی این جمله می‌تواند مستقلا درونمایه یک شعر باشد. نمی‌خواهم شعر را سخنی غیر بدیهی بخوانم اما انتظار دارم خلاقیتی که برای سرودن نیاز است دست کم در یک جنبه شعر را از یک سخن زیبا و بدیهی متمایز کند، حالا این جنبه درونی باشد یا بیرونی تفاوتی نمی‌کند.
تو دریا بودی و
من زورقی شکسته!
بازی گرفته مرا
امواج بی‌وفایی‌ها...
در اثر دوم، ترکیب امواج بی‌وفایی سعی در همین هنجار شکنی دارد، اما این هم کلیشه‌‌ای و بسیار ناشیانه است، تو دریایی و من زورق مرا به بازی گرفتی، این شاید به عنوان یک سطر و یک تصویر در یک شعر بلند قابل قبول باشد اما به عنوان یک اثر مستقل ابدا.اثر سوم هم دقیقا دارای همین ویژگی‌هاست.

به شاعر عزیز توصیه ‌می‌کنم اگر علاقه به سرودن شعر کوتاه دارند کمی در حوزه تئوری در این خصوص مطالعه کنند و از خواندن آثار موفق این قالب هم چشم‌پوشی نکنند.

به امید خواندن آثار موفق شما.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.