تمرین و مطالعه، مطالعه و تمرین




عنوان مجموعه اشعار : شعر و شاعری
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : غزل
افسوس که عشق از دلم پر زد
حتی ز رفیق زخم بدتر زد

گفتم که چه گریختی از من
گفتش که دلت هوس به دلبر زد

گفتم چه کنم که این سرا تنهاست؟؟
گفتش نتوان به خود که خنجر زد

گفتم که چه خنجری چه میگویی؟
گفتش که جفاست در تو لنگر زد

دیدم که سخن به راست گفتش لیک
مغشوش به حرف آن یکی در زد

گفتم که تو کیستی به من گفتش
آن یار تو ..... هی به سیم آخر زد

گفتش که دگر تو را نمیخواهد
این قلب درون سینه پرپر زد

بلعکس بشد سخن در آغازم
ای عشق بیا رفیق بد تر زد

در دامن عشق من بمیرم باز
از یاد تو جان من به آخر زد

عنوان شعر دوم : سپید
میبینی
میبینی....چقدر من و تو
در دریا سفر کرده ایم
برای جستجوی عشق.....
افسوس
افسوس که در ساحل
بر روی ستاره های زرد....
در انزوای خودش بود......


عنوان شعر سوم : سپید
همدمم
خزان را در پشت در بگذار
بگذار
با هوای گرم خانه
آشنا بشویم
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از دوست شاعر جوان سیدرضا محمودهاشمی که پیش‌تر هم در مورد اثری از ایشان در این پایگاه یادداشتی نوشته بودم، در آن یادداشت هم گفته بودم که شاعر جوان ما باید سرعت یادگیری را افزایش دهد و از مرحله مقدمات عبور کند، شاعر تا وقتی که بر ابزار سرودن تسلط نداشته باشد نمی‌تواند ذوق و قریحه خود را در جهت خلق یک اثر موفق به کار بگیرد.
روی سخنم مستقیما با شماست شاعر عزیز، باید سریعتر مقدمات را طی کنید، اگر در این مرحله درجا بزنید امید زیادی به آینده نمی‌شود داشت، اگر قصد دارید در قالب‌های کلاسیک بنویسید وزن و قافیه را بیاموزید، زبان شعر را جدی بگیرید و دانسته‌هایتان را به بهترین شکل به کار بگیرید، سنی که شما در آن قرار دارید سن حساس و تعیین کننده‌ای محسوب می‌شود.
در اثر اول که در قالب غزل سروده شده وزن انتخابی شما / مستفعلُ فاعلاتُ مفعولن/ یا / مفعولُ مفاعلن مفاعیلن/ است، اما در مصرع اول بیت دوم وزن دچار ایراد شده است،
گفتم که چه گریختی از من
مثلا اگر گفتم بشود گفتیم وزن درست می‌شود. اما مسئله وزن در این غزل تنها این ایراد وزنی نیست، در تمامی ابیات و مصاریع چیزی که مشخص است کشش شما به نفع وزن بوده است، یعنی وزن باعث شده مصاریع تغییر کند، زبان به خاطر مراعات وزن در همه‌ی بیت‌ها دگرگونی دارد و این رفتار شعر را از صورت زبانی سلیس و سالم خود دور کرده است.
دیدم که سخن به راست گفتش لیک
مغشوش به حرف آن یکی در زد
بلعکس بشد سخن در آغازم
ای عشق بیا رفیق بد تر زد
این دو بیت را به عنوان مثال آوردم که ببینید وزن چه به روز شعر آورده است، حروف اضافه بی‌ربط، کم و زیاد شدن صورت درست کلمات همه به خاطر وزن، شاعر باید سعی کند در وزن‌های متداول‌تر شعرهای سالم‌تری بنویسد. این قطعا تمرین سودمندتری خواهد بود.
دو اثر بعدی تنها تکیه بر عاطفه دارند و چندان از مولفه‌های شعری بهره‌مند نیستند، مشخص است که شاعر با کوتاه نویسی چندان آشنایی ندارد، اینکه ما با تکیه بر یک عاطفه‌ی شاعرانه چند سطر را پشت هم بچینیم شعر نمی‌سازد.

به شاعر عزیز توصیه می‌کنم با تمرین و تکرار و شعر خوب خواندن اشراف خود را بر سرودن افزایش دهد.
با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.