حرکت به سمت اصول ابتدایی




عنوان مجموعه اشعار : راه نیمه رفته
شاعر : علیرضا طیبی


عنوان شعر اول : بی نام
گاهی مثال لمس پروانه
روی تن داغ شقایق بود
کوتاه تر از باور ولی کافی
آرامش محض خیالم بود

گاهی حضورش خاطراتی دور
در هر عبور از کوچه های پرت
یک مکث طولانی میان راه
یه سایه ی آزاد و بی پروا

گاهی فریب واقعیت بود
در جمع، در تنهایی و در خواب
یک هاله روی چهره های شهر
در هر نگاهم او مجسم بود

گاهی نمی دیدم ولی او را
دیوانه وار احساس می کردم
در پیچ هر کوچه نگاهش را
بر بغضهایم حمل می کردم

اما امان از لحظه هایی که
دنیای من از او تهی با‌شد
در قصه های انتظار من
پایان بد در انتظار باشد

عنوان شعر دوم : -
پشت شیشه ی چشمم پنهان است
اشک، که چون حیای فاحشه هاست
گاه پلکی، چادر رنگیش را
به باد ناگهان تضرع می سپارد
و از غرور هر آنچه باقیست
نگاهیست که خیره می گوید
تو را همانجا، میان آن ها
برای همیشه رهایت کردم

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به دو اثر از دوست شاعرمان جناب علی‌رضا طیبی، ابتدا از طرف پایگاه نقد شعر ورود شما را خوشامد می‌گویم، امیدوارم در کنار هم بیاموزیم.
فرموده‌اید حدود سه سال است که شعر می‌گویید، سه سال شاید زمان زیادی برای شاعری نباشد اما زمان کافی برای آموختن اصول اولیه است. پس حق بدهید انتظار داشته باشم بعد از این سه سال نسبت به یادگیری اصول اولیه قدری سخت‌گیری کنم. شما وقتی یک شعر می‌نویسید باید نسبت به مقدمات آن آگاهی داشته باشید. مثلا وقتی یک شعر کلاسیک می‌نویسید باید بدانید قالب چیست، وزن و قافیه چه قواعدی دارد، و این‌ها به شما کمک می‌کند تا شعری مرتب و صد البته مورد پسند بنویسید، توجه به این نکته ضروری‌ست که شعری که شما می‌نویسید قرار نیست با این اصول ابتدایی سنجیده شود اما باید بدانید تا وقتی که شعر از مقدمات ابتدایی عبور نکرده باشد اساسا مورد قضاوت از جنبه‌های دیگر قرار نمی‌گیرد.
اثر اول با عنوان "بی‌نام" اثری آشفته از نظر مقدمات محسوب می‌شود. شعر با "گاهی مثال لمس پروانه" آغاز می‌شود بر وزن متداول "مستفعلن مستفعلن فعلن" اما در مصرع سوم همین بند دچار اختلال وزنی می‌شود، مصرع آخر شعر هم دچار ایراد وزنی‌ست، اما مشکل اصلی این ایرادات وزنی نیست، مشکل نداشتن قالب مشخص است، قطعا می‌دانید که قالب و شکل چینش قافیه ارتباط مستقیم با هم دارند، شعر شما اساسا فاقد قافیه‌ست، من حتی یک قافیه درست در شعر شما پیدا نکردم، یعنی دو کلمه هم قافیه، از شکل ردیف این‌طور به نظر می‌آید که قصد نوشتن چهار پاره را داشته‌اید اما باید بدانید که قافیه‌پردازی عنصر اساسی در انتخاب قالب است. از نقطه نظر‌های دیگر مانند زبان هم شعر شما دچار مسئله است، زبان بین معیار و محاروه سرگردان است و این دوگانگی زبان به شعر لطمه می‌زند،
یک مکث طولانی میان راه
یه سایه ی آزاد و بی پروا
شما یک‌بار گفته‌اید"یک" و دقیقا در مصرع بعد گفته‌اید "یه" این اتفاق باعث می‌شود ذوق مخاطب از خواندن شعر آزرده شود چون با فضایی یکسان و تثبیت شده از حیث زبانی مواجه نیست. اما دو نکته مثبت و مهم هم در اثر شما وجود دارد، یک تسلط نسبی شما بر وزن و دوم تلاش برای مضمون سازی که این دو نکته نشان دهنده استعداد شماست. پس باید قدر آن استعداد را بدانید.
اثر دوم ظاهرا در قالب شعر آزاد سروده شده است، تلاش برای مضمون پردازی باز هم خوب است و نشان از ذهن پویای شما دارد، اما چیزی که در این اثر کوتاه جلب توجه می‌کند استفاده از کلماتی به اصطلاح شاعرانه بدون توجه به بار کلمات است، اینکه تصور کنیم با کلمات ادبی لزوما می‌توانیم متنی ادبی بسازیم غلطی مصطلح است.

برای شما آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم به زودی آثار بهتری از شما در این پایگاه بخوانم

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.