از دست شعر به قیمت رعایت وزن




عنوان مجموعه اشعار : شق‌القمری کن
شاعر : محمد کاکولوند


عنوان شعر اول : شق‌القمری کن
شق‌القمری کن به سویم بصری کن
ای مرگ دل‌انگیز به قتلم خطری کن

از باده‌ی عالم چنین بی‌پر و بالم
بر داغ دل بی‌پر و بالم اثری کن

ای ناله‌ی هر روز من درد نشان بود
ای قبله‌ی مشرق به ما هم نظری کن

ناگاه صدایی ز ملائک به دلم گفت
از قلب گرفتار بلایت سفری کن

هی ناله بکردی و عمل‌ها نبکردی
از واهمه دل بر کن و شق‌القمری کن

عنوان شعر دوم : ‌


عنوان شعر سوم : ‌

نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به اثری از دوست شاعرمان محمد کاکولوند، شاعر جوانی که در ابتدای راه قرار دارد، با توجه به اینکه نخستین اثری‌ست که در پایگاه نقد شعر ارسال کرده‌اید، جا دارد از طرف خودم و همکارانم ورودتان را خوشامد بگویم، امیدوارم در این پایگاه بتوانیم در کنار هم آموخته‌هایمان را عمیق‌تر کنیم و قدمی برای پیشرفت هم برداریم.
از اطلاعات پرونده و سطح شعرتان پیداست که قدم‌های نخست را در راه سرودن بر می‌دارید، ذوق خوبی دارید و چشم انداز پیش روی‌تان، امیدوار کننده است. از سرودن دل سرد نشوید و مطمئن باشید با مطالعه و تمرین روز به روز بهتر خواهید شد.
در غزلی که ارسال کرده‌اید چند نکته مشخص است، اول اینکه تلاشتان برای رعایت وزن در چند جای کوچک به ثمر ننشسته است اما در بیشتر مصاریع موفق بوده‌اید. رفته رفته باید سعی کنید وزن را درونی کنید، یعنی اینکه درست بودن وزن نباید دغدغه یک شاعر موزون باشد، وقتی انرژی‌تان برای رعایت وزن هدر برود محتوا و زبان را از دست خواهید داد.
نکته مهم همین است، اینکه رعایت وزن باعث شده مسائل مهمی را در شعر نادیده بگیرید، زبان، ساخت بندی درست جمله‌ها و صد البته پرداخت مضمون. شعر را این مولفه‌ها سربلند می‌کنند، هیچ کس به شعری که تنها وزن سالمی دارد شعر خوب نمی‌گوید. وزن و قافیه در درجه اول ابزاری برای بخشیدن موسیقی به متن هستند. مهم این است که شما حرف‌تان را چقدر سلیس و شاعرانه می‌زنید.
شق‌القمری کن به سویم بصری کن
ای مرگ دل‌انگیز به قتلم خطری کن
وزن مصراع اول یک هجا کم دارد/ مثلا باید بگویم شق القمری کن تو به سویم بصری کن، اما ایراد اصلی وزن نیست /بصری/ اگر قافیه نبود چقدر امکان داشت مثلا به جای مرا تماشا کن استفاده شود. فراموش نکنید قافیه و وزن نباید مرا اسیر خود کنند. به سویم بصری کن چقدر معنای درستی دارد؟ از نظر ساختی چقدر صحیح است؟ این‌ها نکاتی‌ست که باید به آن‌ها دقت کنید، در مصرع دوم گفته‌اید ای مرگ خطر کن و مرا به قتل برسان، صرفنظر از اینکه این حرف چقدر منطق شاعرانه و زیبایی دارد، /ی/ الحاق شده به قافیه را علی الظاهر باید /ی/ نکره در نظر بگیریم، یعنی یک خطر کن مثلا. و این جمله را دچار ایراد کرده است و این ایراد در بیشتر ابیات وجود دارد.
از باده‌ی عالم چنین بی‌پر و بالم
بر داغ دل بی‌پر و بالم اثری کن
وزن مصراع باز هم یک هجا کم دارد، مثلا اگر بگویید از باده عالم که چنین بی پر و بالم وزن درست می‌شود، علیرغم این ایراد این بیت نسبت به بیت اول بسیار سالم‌تر است.
ای ناله‌ی هر روز من درد نشان بود
ای قبله‌ی مشرق به ما هم نظری کن
وزن در هر دو مصرع دچار ایراد است، مضمون هم گنگ است، هر دو مصرع باز هم یک هجا کم دارند. مثلا اگر می‌گفتید: ای قبله‌ی آفاق به ما هم نظری کن وزن درست می‌شد.
ناگاه صدایی ز ملائک به دلم گفت
از قلب گرفتار بلایت سفری کن
این بیت از همه جهت سالم‌ترین بیت در این شعر است. هم وزن و قافیه و هم زبان و هم تا حدودی مضمون، شما با این بیت نشان می‌دهید که توانایی سلیس سرودن را دارید و این نقطه امیدوار کننده در شعر شماست.
هی ناله بکردی و عمل‌ها نبکردی
از واهمه دل بر کن و شق‌القمری کن
جبر وزن باعث شده /نکردی/ تبدیل به فعل عجیب /نبکردی/ شود، این همان نکته‌ای‌ست که در خصوص وزن در ابتدای نقد گفتم.

در مجموع امیدوارم قدم به قدم پیشرفت کنید و در آینده شعر‎های بهتری از شما در این پایگاه بخوانم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
محمد کاکولوند » یکشنبه 23 آذر 1399
ممنونم جناب سلیمانی بزرگوار بخاطر نظر و راهنمایی تون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.