تا به چه چیزی شعر بگوییم




عنوان مجموعه اشعار : شاعرانه هایی در قالب ِ یک قطعه و دو رباعی
شاعر : مهدی عرفانیان


عنوان شعر اول : قطعه ی عکس ِ تو
ای که در دل عکس ِ تو افتاده است
جان عرفان مَکث ِ تو افتاده است
چشمه سار ِ تو زلال ِ عاطفه :
رمز و راز ِ ‌ َشخص ِ تو افتاده است
مهدی عرفانیان

عنوان شعر دوم : طنز ِ اینترنت
از بهر ِ خدا و لطف ِ حق اینترنت
صدباره به علم و کُف ِحق اینترنت
آرام که ندارم چو به طنز اینترنت :
هماره نشاط و اُف ِحق اینترنت
مهدی عرفانیان

عنوان شعر سوم : سنگ مُفت ، گنچشک مُفت
حرف است یاطنز،نصیحت ، سنگ مُفت ،گنجشک مُفت
صرف است یاطنز،نصیحت ، سنگ مُفت،گنجشک مُفت
شاه هست و گدا نیست ! در دار ِخرابات:
ژَرف است یاطنز،نصیحت ،سنگ مُفت ، گنجشک مًفت
مهدی عرفانیان
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به سه اثر کوتاه و شبه موزون از جناب عرفانیان گرامی، تصور می‌کنم پیش‌تر هم راجع به یک یا دو اثر از ایشان یادداشتی در این پایگاه نوشته بودم.
برگردیم سر بحث اصلی یعنی شعر، در تعریفی کلاسیک از شعر داریم شعر پیامی از خیالات و روح شاعر است که با حریر واژگان آراسته شده و با تناسب آهنگ و معنا حامل عاطفه و ایجاد گر هیجان و حالت شعری برای مخاطبش می گردد. هر چند اذعان باید کرد که در جامعه ما گروه مخاطبانی که برتری شعر را بر موزون بودن آن می‌دانند، بیشتر از دسته‌ای هستند که لذت را در معانی جستجو می کنند. با آنهم مخاطبانی هم که شعر را تنها از زاویه سنت منتالیستی یا عادت ذهنی گرایی، ندیده و بر معنی آن بیشتر ارج گزارند، کم نیستند.
با همین تعریف نه چندان دقیق به آثار جناب عرفانیان نگاه می‌کنیم، به راستی کدام ویژگی از تعریف فوق در این آثار وجود دارد؟ خیال انگیز است؟ عاطفه غنی دارد؟ آراستگی کلامی دارد؟ آهنگ کاملی دارد؟
جناب عرفانیان بزرگوار آن طور که در پرونده شاعری‌شان آمده پنج سال و بیشتر سابقه سرودن دارند، الحمدلله مدرک دکتری هم دارند و شاید نزدیک سی شعر هم برای پایگاه تا امروز ارسال کرده‌اند. پس از همه لحاظ می‌شود در مورد آثارشان با جدیت بیشتری نگاه کرد و قطعا با روحیه نقد پذیری که دارند این انتظار را ایجاد می‌کنند که از نقد‌ همکاران من در این پایگاه در سروده‌های بعدی‌شان استفاده خواهند کرد.
جناب عرفانیان بزرگوار، بگذارید قدری راحت در مورد این سه اثر صحبت کنم، به واقع هیچکدام از این آثار از هیچ جنبه‌ای حتی به شعر نزدیک‌ هم نشده‌اند، من برای یکی از آثارتان در این پایگاه عنوان "دل سروده" را برای فاصله از شعر انتخاب کرده بودم، ولی در این سه اثر حتی آن عنوان هم موثر نیست.
در اثر اول دو بیت نوشته‌اید که اتفاقا تنها شعر سالم از نظر وزنی در این سه اثر است، بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن، قافیه اندیشی نامناسب باعث شده معنا به شدت گنگ باشد،
جان عرفان مکث تو افتاده است
رمز و راز شخص تو افتاده است
حقیقتا نوع کلام و جمله بندی به گونه‌ای‌ست که آدم تصور می‌کند به زبان دیگری متن نوشته شده است، یعنی جذابیت قافیه کردن مکث و عکس و شخص(که اتفاقا قافیه‌های درستی هم نیستند) ارزش خلق اثری به غایت دارای ضعف تالیف را دارد.
دو اثر بعدی هم که به آنها رباعی گفته‌اید دارای ایرادات وزنی و معنایی هستند. ردیف در شعر دوم(اینترنت) وزن شعر را دچار ایراد کرده است، قافیه‌ها ناصحیح و معنا به حدی مختل است که درک کلی محتوا را هم دچار ایراد کرده است. شعر سوم هم که گویا قرار بوده رباعی باشد ده دوازده هجا در هر مصرع بیشتر از رباعی دارد.
حقیقت امر اینکه اتفاقاتی که در آثار شما می‌افتد کمی بیش از حد غیر طبیعی و خارج از هرگونه نزدیک‌شدن به بیان و شکل شاعرانه نوشتن است، اگر تصور می‌کنید که رباعی نوشتن بدون یادگرفتن وزن رباعی و سلیس نوشتن بدون در نظر گرفتن زبان میسر است راه سختی در پیش خواهید داشت.

به امید موفقیت شما

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.