قریحه کافی نیست




عنوان مجموعه اشعار : بهار ظهور
شاعر : مینا غدیرپور


عنوان شعر اول : رهسپاریم با بهار ظهور
رهسپاریم با بهار ظهور ، وعده خدا چه نزدیک است
انتظاری پر از امید و رجا ، در گذرگاهِ راهِ تاریک است
کاش کودکان کوچک ما ، زنده باشند تا زمان ظهور
چلچراغی به دست باز آیند ، همچو خورشید در مسیر عبور
کاش ای کاش تا زمان ظهور ، ثانیه در سکوت جان می داد
مرگ در شمارشی معکوس ، لحظه‌ای به ما امان می‌داد
کاش دل های آسمانی ها ، نردبانی به سمت فردا بود
سطح تخت زمین دنیایی ، یک مسیری به سمت بالا بود
روی این زمین تخت خدا ، سرزمینی به نام کرب و بلا
اذن شد به استجابت اشک ، هر دعاییست تحت قُبِّه روا
تحت قُبِّه با تمام وجود ، با دلی غمین دعا کردم
من محمدحسین کوچک را ، نذر آقایی شما کردم
کاش نامه های فدای شما ، نامه های کوفیان نشود
امتحانی بزرگ در پیش است ، کاش این بار آبرو نرود
کاش در سرنوشت بسته ما ، روز وعده نهان باشد
دست الله در غدیرعلی ، دست صاحب زمان باشد
کاش یک نماز در زمان حیات ، مقتدامان شود امام زمان
وقت سجده ز خاک پر بکشیم ، بشکنیم درب های این زندان
در حضور کلام ناطق حق ، در رکوع نیاز جان گیریم
در عبور سوره و حمدش ، راهِ حق سوی آسمان گیریم
در میان رکعتین نماز ، گوش بسپاریم به خطبه ای غَرّا
دست خود از ترنج نشناسیم ، در حضور یوسف زهرا
مست و مدهوش گرد خال لبش ، در طوافی شگفت پر گیریم
دست کوتاه ما و دامانش ، زندگانی خود زسر گیریم

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت بر غزلی از دوست شاعر خانم مینا غدیرپور، آن طور که در پرونده شاعری ایشان آمده در ابتدای راه قرار دارند، شاعر وقتی در ابتدای راه قرار دارد شبیه معماری‌ست که می‌خواهد پایه‌های ستون خانه‌ای را بسازد، در نتیجه استحکام این بنا مدیون و وابسته به همین مرحله است، مثلا وقتی شاعری قصد دارد در قالب‌های کلاسیک بنویسد باید وزن و قافیه را یاد بگیرد، قالب را بشناسد، این‌ها ستون‌های مقدماتی شعر کلاسیک‌اند، شناخت زبان، تسلط بر صنایع معنوی و لفظی، اشراف بر تصویرسازی و مضمون پردازی هم ویژگی‌های مشترک همه‌ی قالب‌های شعری‌اند، می‌توان به این فهرست مولفه‌های دیگری هم افزود اما این‌ مصادیق را از آن جهت ذکر کردم که به شاعر عزیز عرض کنم بدون تسلط بر این نکات امکان بروز موفقیت‌آمیز خلاقیت شما وجود ندارد، این پرسش بی‌پایان که شعر کوششی باشد بهتر است یا جوششی، پاسخی ساده دارد، شعر بدون جوشش شعر نیست، اما شعر بدون کوشش خلاقیتی هدر رفته به نظر می‌آید.
در شعر شما که درونمایه‌‌ی مهدوی دارد شما قالب چهارپاره را برای سرودن انتخاب کرده‌اید، چهارپاره قالبی نوظهور است، هر چند بر پایه مثنوی بنا شده است، به خصوص با شکلی که شما نوشته‌اید بیشتر مثنوی را تداعی می‌کند، چهارپاره در دهه‌های اخیر برای روایت‌های مدرن بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است. شاعر باید بداند به چه خاطر یک قالب را انتخاب می‌کند، دانستن این چرایی اصلی‌ترین مبحث است، زیرا شناخت ظرفیت‌های هر قالب برای بیان یک موضوع و یا شکل نوشتن می‌تواند توفیق یک اثر را به دنبال داشته باشد.
شعر ظاهرا بر وزن(فعلاتن مفاعلن فعلن/ یا به صورت مصطلح فاعلاتن مفاعلن فعلن) نوشته شده است. نیم مصراع اول صحیح است اما نیم مصراع دوم دچار ایراد می‌شود:
وعده خدا چه نزدیک است / مثلا صورت درست این نیم مصراع از نظر وزنی به شکل زیر است:
وعده‌گاه خدا چه نزدیک است
یا در این مصاریع:
کاش کودکان کوچک ما / که وزن درست این‌گونه است: کاشکی کودکان کوچک ما
مرگ در شمارشی معکوس/ که وزن درست این‌گونه است: مرگ ما در شمارشی معکوس
لحظه‌ای به ما امان می‌داد/ که وزن درست این‌گونه است: لحظه‌هایی به ما امان می‌داد
روی این زمین تخت خدا / که وزن درست این‌گونه است: باز روی زمین تخت خدا
اذن شد به استجابت اشک/ که وزن درست این‌گونه است: اذن می‌شد به استجابت اشک
این چند مصراع را از آن جهت مثال آوردم که بدانید میزان این ایرادات وزنی در حد یک اختلال کوچک نیست تقریبا وزن نیمی از مصراع‌های شعر دچار ایراد است، این آفت نخست شعر شماست، وقتی وزن یک شعر دچار ایراد باشد کمتر می‌توان از محتوا صحبت کرد زیرا وقتی این وزن اصلاح شود احتمالا محتوا نیز تغییراتی خواهد داشت، قافیه در شعر درست است و سلامت قافیه و ردیف حفظ شده است.
نکته‌ای نیز در باب محتوا می‌گویم، سعی کنید در شعرهایی که دارای موضوعات سروده شده هستند، مثل شعر جنگ و شعر آیینی و... در عین رعایت اصول محتوایی از پنجره‌های تازه به آن موضوع نگاه کنید، متاسفانه بخش عمده‌ای از شعر‌های آیینی روزگار ما تنها نظم هستند، یعنی خلاقیت و کشف که عنصر ذاتی شعر است در آن‌ها به چشم نمی‌آید، قطعا نگاه تازه داشتن در مضامین آیینی به سبب اعتقادی بودن این موضوعات قدری دشوارتر از شعر آزاد است، اما با مطالعه شعر‌های موفق در این حوزه در خواهید یافت که می‌شود در عین حفظ چارچوب‌های اعتقادی شعر‌های خلاقانه‌تری نوشت.
به شما توصیه می‌کنم ابتدا چند کتاب در حوزه آموزش شعر بخوانید و تا می‌توانید شعر خوب بخوانید، شعر خوب خواندن بهترین محرک برای شعر خوب نوشتن است.قدر استعداد خود را بدانید.

به امید موفقیت شما.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
مینا غدیرپور » دوشنبه 24 آذر 1399
با سلام وقت شما بخیر. با تشکر از فرصتی که گذاشتید برای نقد نوشته های این حقیر. نقد شما کاملا بجا و صحیح و استادانه بیان شده است.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.