طنز جدی‌تر از این حرف‌هاست




عنوان مجموعه اشعار : تنفس درهوای طنز ۳
شاعر : علی اسلام نیا


عنوان شعر اول : بخندیم
بیا با هم بر این دنیا بخندیم
به دنیای پر از رویا بخندیم
به ما چون عیش فردا وعده دادند
به فرداهای بی معنا بخندیم
زمستان سایه افکنده ولی بر
نبود سایه در گرما بخندیم
همه غرقیم اگر در موج دریا
به خشم موج این دریا بخندیم
نه راه پیش پا باز است و نه پس
در این حالت بیا درجا بخندیم
چرا چشم انتظار روز فردا
بیا جانم همین حالا بخندیم
دوای درد ما خندیدن اما
به مشتی بی سرو بی پا بخندیم
بخندیم و بخندیم و بخندیم
به آنچه رفته است برمابخندیم


عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزلی با عنوان بخندیم از جناب علی اسلام نیا شاعر پیشکسوت که گویا در حال و هوای طنز سروده شده است، ابتدا از شاعر عزیز به جهت اینکه شعر خود را برای نقد ارسال کرده‌اند متشکرم، داشتن روحیه نقدپذیری در ادامه راه قطعا به شما کمک می‌کند.
شعر گویا بنا بوده شعر طنز باشد، اما چندان از مولفه‌های طنز پیروی نمی‌کند، بیشتر شبیه شعری شوخی در مایه‌های پند و نصیحت است، به سبب ردیف این تداعی بیشتر اتفاق می‌افتد، تکنیک طنز ویژه‌ای هم ندارد و از قضا مهم‌تر از همه شیرینی زیادی هم ندارد.
بیا با هم بر این دنیا بخندیم
به دنیای پر از رویا بخندیم
به ما چون عیش فردا وعده دادند
به فرداهای بی معنا بخندیم
همین دو بیت اول برای توضیح بحث کافی‌ست، شعر طنز بنا دارد با استفاده از تکنیک‌های منحصر به فرد به مخاطب تلنگر بزند، خنده‌ای از سر کشف بر لب مخاطب بیاورد و در نهایت چالشی در ذهن مخاطب ایجاد کند، این دوبیت به هیچکدام از مسئولیت‌های گفته شده نمی‌پردازد و این شعر را دچار ضعف کرده است. فراموش نکنیم وقتی شاعر به سراغ سرودن شعر طنز می‌رود باید ابتدا تکلیف خود را با عناصر طنز بشناسد، وقتی شما از مسئله‌ای اجتماعی گلایه می‌کنید، اغراق آمیز کردن فاجعه در قالب اعتراض می‌تواند طنز ایجاد کند، برعکس رفتار کردن و نشان دادن بی‌تفاوتی به مسئله نیز خود ایجاد طنز می‌کند، می‌بینید که با شکل‌های مختلفی می‌توانید طنز ایجاد کنید به شرطی که بتوانید بهره‌برداری از آن عناصر را نیز به خوبی فرا بگیرید.
شکل ظاهری این سروده مرا به یاد غزلی طنز از رحیم رسولی شاعر و طنز پرداز موفق انداخت که چند بیت ابتدایی آن شعر به این گونه است:
ای کاش می‌شد مثل اول‌ها بخندیم
مثل قدیمی‌ها به این دنیا بخندیم
پر شور و شر مثل کلاس اولی‌ها
دور از غم نان از الف تا یا بخندیم
دور از غم نان گور بابای نداری
با هم بخوانیم آب، نان، بابا بخندیم
یادش بخیر آقای تعلیمات دینی
هرگز نمی‌دادند اجازه ما بخندیم
می‌گفت خندیدن در این دنیا حرام است
تنها فقط باید در آن دنیا بخندیم!
روزی رفیقم رفت زیر میز خندید
گفتیم اگر مردی بیا بالا بخندیم!
یک روز هم سقف کلاس ما فرو ریخت
فرصت نشد شاید به آن معنا بخندیم
دست رفیقم مانده بود از خاک بیرون
«لطفا اجازه می‌دهید آقا بخندیم؟!»
بخشی از توصیفاتی که در خصوص طنز داشتم در همین شعر جناب رسولی آمده است بد نیست اگر با جستجو در اینترنت متن کامل این غزل شیرین را بخوانید.

به امید موفقیت.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
علی اسلام نیا » چهارشنبه 19 آذر 1399
سلام و درود برشما و تشکر از راهنمایی خوبتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.