نیاز به بازنویسی ایده‌ها




عنوان مجموعه اشعار : نگین سپید
شاعر : حامد صمیمی


عنوان شعر اول : 1_
آخرین آمدن هم
حتی نرسیدن شده است
و ماندن ، چقدر تنها
وقتی مهربانی سنگ میشود
و آدمها مجسمه

عنوان شعر دوم : 2_
غنچه ای بودم
بر بام دشت
بی قرار آهنگ نسیم

خشن مرا چید
وقتی زدم لبخند
به دستی عطرآگین

عنوان شعر سوم : 3_4
3_
در پادگان زمان
ساعت، رژه میرود
تیک و تاکش
مرا نشانه میگیرد


4_
در چال لبخندت
منم روزی
خریداری پیدا میکنم
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
با سلام، در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به چهار اثر کوتاه از جناب حامد صمیمی که پیش‌تر هم راجع به اثری از ایشان در این پایگاه نقدی نوشته بودم، به باور من اینکه شاعرش مرتب شعرش را برای نقد ارسال می‌کند اتفاق بسیار مثبت و سازنده‌ای‌ست و به شاعر کمک می‌کند مسیر پیش رو را بهتر بشناسد. این مرتبه شاعر سه شعر کوتاه را برای ما ارسال کرده است، از آن جا که آثار قبلی شاعر در قالب‌های دیگر بود تصور می‌کنم شاعر در مرحله انتخاب قالب است، این مرحله بسیار مهم و اساسی‌ست، این مرحله یعنی مرحله شناخت و انتخاب قالب‌ها از این جهت دارای اهمیت است که شاعر باید با اشرافی که پیدا می‌کند برای هر محتوایی قالبی انتخاب کند، البته بسته به میزان توانمندی در آن قالب. در این سه شعر کوتاه شاعر آن طور که باید و شاید به ظرفیت‌های شعر کوتاه توجه نکرده است، نکته‌ای که در خصوص شعر کوتاه می‌تواند مهم باشد این است که اتفاق اصلی در شعر کوتاه معمولا در خارج از متن اصلی ایجاد می‌شود، کلمات می‌توانند مضمون یا تصویری بسازند که در اصل نماینده کشف و خلاقیتی خارج از شعر است، این ویژگی اصلی شعر‌های کوتاه است. در اثر اول گزاره‌ها کلی و اثر در حد بیان چند جمله ادبی باقی‌ مانده است، شاعر باید توجه کند که کلمات و جملات به تنهایی شعر ایجاد نمی‌کنند، بلکه باید از آن‌ها برای فضاسازی‌ استفاده کرد، آخرین آمدن هم، نرسیدن شده است، این جمله زیباست، حتی بار شاعرانه هم دارد، اما نباید بی‌توجه بود به اینکه از بیان شاعرانه تا شعر هم فاصله‌ای وجود دارد، ممکن است مشابه این جملات را در صفحات مجازی با عنوان دلنوشته هم ببینیم، مضمون هم چندان تازگی ندارد. در اثر دوم نکته‌ای که بیشتر جلب توجه می‌کند جابجایی ارکان جمله دوم آن هم بدون منطق شاعرانه است، شاعر می‌گوید دستی عطر آگین وقتی لبخند مرا دید با خشونت مرا چید، کنایه‌ای در این جمله وجود دارد که شاعر می‌توانست کارکرد بهتری از آن بکشد. شعر سوم هم بی‌شباهت به اثر اول نیست، یعنی بیان گزاره‌های کلی، البته به نسبت شعر اول امیدوار کننده‌تر است، زیرا دست کم تصویری را مجددا برای مقصدی دیگر آفریده است، اما نشانه گرفتن بیشتر برای اسلحه یا مثلا کمان کاربرد دارد و با تیک و تاک چندان نمی‌تواند تناسب تصویری بسازد، شاعر می‌گفت: "هر عقربه شبیه به شمشیر/ در انتظار قتل زمان است" دقت کنید مضمون این بیت و شعر سوم یکی‌ست، ولی چقدر در این بیت شاعرانه‌تر رفتار شده است، زیرا می‌توانیم به راحتی وجه شبه و همچنین منطق تصویری را درک کنیم و از آن لذت ببریم. شعر چهارم شعری عاطفی اما تقریبا بدون خط و ربط مشخص در خصوص تناسب‌هاست ارتباط بین خریدار و چال آن قدر‌ها قوی نیست، هر چند شاعر در ساخت تناسب تلاش کرده است، در مجموع این آثار به عنوان تجربه می‌توانند ارزشمند باشند و امیدوارم شاعر عزیز روز به روز با توجه بیشتر به نقد‌ها آثار درخشان‌تری خلق کند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
حامد صمیمی » چهارشنبه 12 آذر 1399
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار... در ابتدایی ورود به شعر، چون هیچ راهنمایی هم نداشتم در همه ی قالب ها ورود کردم و شروع به نوشتن....سعی میکنم در دو قالب غزل و سپید بنویسم.. و البته سپیدهای کوتاه هم خیلی جذاب هست و احتمالا هر کسی سمت شعر میره، ذهنش درگیرش میشه... و در پایان، خیلی ممنون بابت نقد و راهنمایی های شما...

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.