فاصله دل‌نوشته تا شعر




عنوان مجموعه اشعار : چشم های تو
شاعر : مبینا بنی اسدی


عنوان شعر اول : غرق در احساس

حتی اگر چشمانم را
از من بگیرند
این بار حضورت را بو میکشم
کاش میدانستی غرق شدن در هاله هایت چه عالمی دارد

عنوان شعر دوم : نگاهِ تیز
شلاق نگاهت بر قلب لحظه هایم فرود آمد
آه چه نقاشی زیبایست کبودی هایش
و چه آهنگی دارد ضربه ی چرم شلاقت بر هوای مردمک هایم

عنوان شعر سوم : کمان خطا کار
تیر نگاهت بر قلبم فرود آمد
نمی‌دانم چرا
به من که رسیده ای کمانت خطا کار شده
.
نگاهت میکنم
سایه ی رنگین کمان چشمانت بر روشنایی دلم می افتد
قلبم همچو گل سرخی خود نمایی می‌کند
دریغا که رنگین کمان نیز سایه بیش نیست
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به سه اثر کوتاه از هنرمند نوجوان خانم مبینا بنی اسدی، ابتدا باید به ایشان از طرف خودم و همکارانم در پایگاه نقد شعر ورودشان را خوشامد بگویم، امیدوارم اندوخته‌های ادبی‌شان در این سابت بیشتر شود و بتوانند آثار موفق‌تری خلق کنند.سن و سالی که شما دارید برای شروع نوشتن بسیار عالی‌ست، اگر مطالعه و تمرین را جدی‌تر دنبال کنید به طور حتم با شتاب بیشتری مراحل مقدماتی را پشت سر خواهید گذاشت. ابتدا در مورد سوالی که بخش پیام شاعر مطرح کردید صحبت کنیم، باید بگویم واقعا تعریف کردن و دسته‌بندی گونه‌های ادبی و بعضا قالب‌های شعر آزاد دشوار و گاهی هم بیهوده است، مثلا در پنجاه سال اخیر گونه‌های مختلفی از شعر آزاد به وجود آمدند(منظورم از شعر آزاد در این متن آثاری‌ست که از عروض سنتی پیروی نمی‌کنند) و برای هر کدام‌شان نامی هم انتخاب شد اما واقعا این نام‌ها و این القاب کمکی به شعر نمی‌کنند، موضوع در شعر کلاسیک البته قدری متفاوت است ما از آن جا که در تعریف قالب‌های شعر کلاسیک همواره به شکل قافیه پردازی و در بعضی قالب‌ها وزن توجه می‌کنیم شناخت قالب‌ها مشخص است، مثلا بر اساس وزن و قافیه می‌فهمیم این شعر رباعی و دو بیتی‌ست و یا بر اساس شکل چینش قافیه تفاوت‌های مثنوی و قصیده و غزل و... را تشخیص می‌دهیم، اما در شعر آزاد که این مولفه‌ها وجود ندارند تشخیص قدری دشوار‌تر است، حال بین شعر آزاد و نثر هم گاهی تفاوت‌ها چنان اندک است که واقعا تشخیص این‌که یک متن نثر ادبی یا دلنوشته است یا شعر بسیار دشوار است. اینکه ما مثلا با شکل تقطیع بخواهیم قالبی را مشخص کنیم از اساس بیهوده است، بسیاری از شعرهای آزاد را اگر بخواهیم از نو تقطیع کنیم و مثلا همه‌ی سطرها را پشت سر هم بنویسم متوجه خواهیم شد که تفاوت چندانی با یک نثر ادبی ندارند، شعر منثور هم به خاطر همین مسائل شکل گرفت. عناوین دیگری مانند طرح و طرحواره هم از همین قاعده پیروی می‌کنند. چندان به این نام‌ها توجه نکنید، اگر قصد دارید شعر بنویسید، سعی کنید عناصری را که مولفه‌های ایجاد یک متن شاعرانه هستند در درجه نخست پیدا کنید، تصور نکنید شعر آزاد فاقد موسیقی‌ست، اتفاقا موسیقی در شعر آزاد بسیار ویژه‌تر از شعر کلاسیک است زیرا باید قدری درونی‌تر ساخته شود، با استفاده از چینش کلمات و جملات و تقطیع‌ها، فضاسازی شعر بر مبنای مضمون و تصویر مطابق با قالبی که انتخاب کرده‌اید دستچین کنید، ظرافت‌های شاعرانه را به متن اضافه کنید، حرف تازه‌ای داشته باشید، کشف‌های شاعرانه را عمدتا با تخیل همراه کنید و همواره سعی‌ کنید با مطالعه و تمرین به زبان و اندیشه‌ای مستقل در سرودن دست پیدا کنید، این مستقل شدن به آسانی به دست نمی‌آید و ممکن است سال‌ها به طول بینجامد اما باید کم کم برای ساختنش تلاش کنید. در سه اثر شما فضا به سمت نثر ادبی و دلنوشته بیشتر متمایل است، کلمه طرح به باور من چندان کلمه دقیقی نیست، یعنی اینطور نیست که بگویم این شعر است و طرح نیست یا طرح است و دلنوشته نیست، گاهی یک شعر هم می‌تواند یک طرح باشد، طرح جایی دقیق است که بر مبنایی علمی تعریف شده باشد مثل طرح در نمایش یا فیلمنامه. در هر سه اثر شما نگاه شاعرانه وجود دارد و این جای امیدواری دارد، البته این نگاه اختصاصی نیست و بیشتر بر مبنای فضاهای شاعرانه‌ای‌ست که احتمالا به خوانده‌اید و شنیده‌اید، تاثیر پذیری در ابتدای راه اصلا مسئله منفی محسوب نمی‌شود، سعی کنید بیشتر بخوانید و بنویسید، بدون تردید خواندن کتاب‌های آموزشی شعر برای شما مفید است، برای شروع کتاب "روزنه" از استاد محمد کاظم کاظمی از نشر سپیده باوران را بخرید و بخوانید. کتاب‌هایی از این دست به اشراف شما کمک می‌کند.
موفق باشید

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
مبینا بنی اسدی » سه شنبه 18 آذر 1399
متشکرم از توصیه های ارزشمند شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.