پیدا کردن مسیر درست




عنوان مجموعه اشعار : تنها
شاعر : امیر صارمی


عنوان شعر اول : تابستان
خورشید درخشان
عمود در آسمان
گرم است و داغ
زمین را می کند کوره ای پر از انسان
و منی که زندگیم شده است تابستان
من گم شده ام درون این صحرا
دور افتاده و متروک و تنها
همیشه گرم است
هر ماه و هر سال
دم دارد و آزارد هنده است
پر از پشه است هوا
هر روز روی تپه ای از شن بیدار می شوم
تا چشم کار میکند پر از تخت خواب من است اینجا
سخت است زندگی برایم
درون این دریا
دریای عمیق و وسیع
سرخ و درخشان از وفور این روان شنها
دوست دارم فقط یک بار
فقط یکبار دیگر
بلرزم از سرما
بیدار شم در جنگلی برفی
سبز ، سفید ، زیبا
بار دیگر میخواهم غلت بزنم بروی برف ها
اما اینجا همه چیز قرمز است و داغ
گرم است
و آفتاب می تابد
قلب من می سوزد
به یقین خواهم مرد
در حسرت یک صبح زمستانی

عنوان شعر دوم : مترو
نشسته ام تنها
با شانه هایی افتاده . غمگین
درون ایستگاه مترو
چندین متر زیر زمین
خدای من
همیشه گم می شوم
مترو
با آن راه رو های باریک
تونل های سرد و تاریک
باجه هایی همیشه خالی
ایستگاهی با هوای همیشه بارانی
من بر روی صندلی
تنها نگاه می کنم
حرکت زنجیروار اشباح
دنبالشان می کنم
هزاران زندگی
هزاران رویا
اما در لحظه دوباره می شوند
مردگانی عازم به ناکجا
دوباره برایم سرد میشود هوا
مرگ برای یک زندگی و یک رویا
برای ما
من و خدا

اینجا همیشه مرموز است
بوی مرگ می دهد
یک مرگ تازه و نو
خودکشی غم انگیز برای هر دو
هر شب
راس دوازده زنگ
یادم رفت بگویم
به ساعت من همیشه نیمه شب است
درون ایست گاه مترو

عنوان شعر سوم : کور نگهبان
کور نگهبان است
آوازه خوان قدرتمند فلزی
ساکت در کنار دروازه ای
ایستاده به انتظار سکه ای
تا بخواند شعر دیگری
منع کند عبور و دهد اخطار
به کودکان عازم به شهر شادی و نشاط
کور نگهبان است
آوازه خوان فراموش شده فلزی
خیره به لوله های بزرگ فاضلاب
او که پاس می دهد از دری که دیگر نمی شود باز
کور نگهبان است
آوازه خوان بدون چشم فلزی
همان که سنگ کودکی ، برد سوی چشمانش
اما در که بسته شد
دیگر کسی نیامد پیشش
برای تعمیر

او همیشه آنجاست
پنهان زیر گیاهان
نشسته است درست در کنار در پارک
نا امید از رسیدن لحظه شروع به کار
اما نمی رود
نه آنکه هنوز امیدوار است
نه آنکه نخواهد
فقط کور است و سنگین
آوازه خوان خراب فلزی
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از دوست شاعر جوان جناب امیرصارمی، آن طور که در پرونده ایشان آمده چیزی در حدود سه سال سابقه شعری دارند، اگر این سابقه را سابقه سرودن محسوب کنیم پس ایشان را نمی‌توان یک شاعر نوپا نامید، هر چند سابقه سه ساله سابقه زیادی محسوب نمی‌شود اما شاعری که به این مدت سابقه و تجربه سرودن دارد دست کم باید در شناخت قوالب شعری مسلط شده باشد.
در هر سه اثر این شاعر که به ظاهر شعر آزاد است تمایل به شعر نیمایی آن هم با شکل قافیه پردازی کلاسیک وجود دارد، این اتفاق باعث شده شعر به نوعی دچار ابهام در قالب باشد.
نکته جالب توجه این است که در چند شعر اخیری که با عنوان شعر آزاد در این پایگاه مورد بررسی قرار داده‌ام تقریبا این خصیصه در میان تمام آن آثار وجود داشته است، نوعی سردرگمی در قالب، شاید بهتر باشد شاعران جوان از جمله جناب صارمی بار دیگر به مطالعه در خصوص قالب‌های شعری بپردازند.
شاید توضیح واضحات باشد اما باید عرض کنم قالب‌های نو شعر، مثل شعر نیمایی، شعر سپید و جریان‌های بعد از این قالب‌ها همگی برای رهایی از محدودیت‌های دست و پاگیر وزن و قافیه به وجود آمده‌اند، نه اینکه شاعران نوپرداز خود را حریف سرودن در قالب‌های کلاسیک نبینند، بلکه آن محدودیت‌ها و چارچوب‌ها را نوعی قفس خودخواسته برای شاعر می‌بینند.
به اعتقاد نوپردازان قالب‌های کلاسیک دارای محدودیت‌هایی‌ست که اندیشه شاعر و بیان او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. یعنی شاعر مجبور است به خاطر حفظ آن چارچوب‌ها درونمایه و گاهی شکل سرودن خود را تغییر دهد و این را در مجموع به ضرر ماهیت شعر می‌بینند، از نیمای بزرگ تا امروز این فرضیه وجود داشته و بر مبنای آن تغییرات قالبی به وجود آمده است.
صرفنظر از درست یا غلط بودن این مدعا به هر حال شعر آزاد به وزن و قافیه کلاسیک اعتنایی ندارد، باید به جناب صارمی عرض کنم اگر دوست دارید شعری موزون و مقفا بنویسید شاید قالب‌های کلاسیک برای شما مناسب‌تر باشد، البته که سرودن در قالب‌های کلاسیک هم مستلزم یادگیری اصولی وزن و قافیه است، یعنی شناختن همان چارچوب‌های از پیش تعریف شده. در آثاری مانند این سه اثر شما مخاطب در درک منطقی شکل قالب دچار مشکل است، برخی سطرها وزن دارند و برخی ندارند، در سطرهایی قافیه وجود دارد و در برخی از سطرها به آن بی‌توجهی شده و این باعث می‌شود مخاطب در همان قدم اول وقتی قالب را پیدا نمی‎کند از خواندن باقی شعر دلزده شود.
اما از حیث اندیشه فراز‌های درخشانی در شعرهای شما وجود دارد که نشان می‎‌دهد شما از قریحه‌ی خوبی برای سرودن برخوردارید، توصیه می‎کنم کتاب (روزنه) از دکتر محمدکاظم کاظمی را برای شناخت هر چه بیشتر مقدمات شعر مطالعه کنید، وقتی مسیر مناسب خودتان را پیدا کردید قطعا سرعت پیشرفت شما بیشتر خواهد شد.

با آرزوی موفقیت.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.