نثر یا شعر؟!



عنوان مجموعه اشعار : نقش نگین
عنوان شعر اول : نقش نگین

تو تاریخ زنده ای

آرکاییک ترین واژه های هستی

در برابر نقش نگین فیروزه ای ات

کم آورده اند

شاردن را به پیرمرد یانکی معرفی کن

بگو در کوله بارت

تمدنی هفت هزار ساله داری

و نامت تا ابد بر تارک تاریخ می درخشد

عنوان شعر دوم : مرز هشدار

دل، غربت لحظه های غم را فهمید

افسوس کسی حرف دلم را نشنید

دیشب که در اوج غم به یادت بودم

افسردگی ام به مرز هشدار رسید!

عنوان شعر سوم : 1
1
نقد این شعر از : آرش شفاعی
از دوست شاعرمان «محمد امین تفرشی» 2 شعر به دستمان رسیده است که یکی شعر سپید است و دیگری رباعی. رباعی «مرز هشدار» در مجموع کار خوبی است و باید به شاعرش تبریک گفت. بیشتر حرف ما در این فرصت کوتاه بر شعر «نقش نگین» متمرکز است. این شعر از جنس شعرهایی است که در دهۀ هفتاد به وفور گفته می شد. معروف ترین شعرهای اعتراض علی رضا قزوه هم از همین جنس شعرها بود. شعرهایی حرفی که سعی می کردند با بمباران حرف ها و اعتراض های خود بر سر مخاطب، او را درگیر کنند. این شعرها، از زبانی کاملاً مستقیم استفاده می کنند و تشخیص خط باریکی که آن ها را از نثر جدا می کنند، گاه محال است. در شعرهایی از جنس «مولا ویلا نداشت» شاعر با استفاده از عنصر طنز سعی در ایجاد نوعی تمایز زبانی با نثر عادی داشت و همین تکنیک، در موارد زیادی به داد شاعر رسیده بود. در این شعر اما ما با طنز هم مواجه نیستیم. شاعر هرچه را در دل داشته است، بی ریاو خالصانه بر زبان آورده است اما متأسفانه در پاره ای موارد، همین بر کاغذ جاری کردن همۀ مکنونات قلبی بدون استفاده از شیوه ها و زبان ورزی های هنرمندانه، شعر را به ورطۀ نثر می کشاند که در این شعر نیز این اتفاق افتاده است. از شاعر می پرسیم «نامت تا ابد بر تارک تاریخ می درخشد» را در نثرهای معمول مقالات روزنامه ها چند بار خوانده است؟ آیا باید بدون هیچ کاری در زبان عین عبارت را با همان مفهوم جاری در نثر بر زبان بیاوریم؟

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.