زبان كهنه ، انديشه ي سنتي يا هر دو ؟




عنوان مجموعه اشعار : پنجره
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : مدار
با مِهرت
مرا به خود ميخوانى
با قهرت
مرا ز خود ميرانى

ماه من:
تو كانون جزر و مدّ منى

عنوان شعر دوم : بامداد
ماهى مى خوابد
ماهى برمى خيزد

پگاه
پيوستگاه دو ماه

عنوان شعر سوم : پل
تابستان، از ترس، منجمد
زمستان، از خشم، مشتعل

بهارا:
دستانت را باز كن
زمين تشنه ى آشتى ست
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر كوتاه را در تعريفي سريع و صريح مي توان شعري تك هسته اي دانست . تك هسته اي به مفهوم تك تصوير ، تك مضمون و تك تعبير است . البته ناگفته پيداست كه شعر كوتاه علي رغم همين تك بودگي مي تواند تاويل پذير ، پيچيده و عميق باشد و كوتاهي شعر لزوما مترادف و ملازم سادگي و راحتالوصول بودن نيست .
از اين منظر شعر كوتاه مي تواند گاه معادل يك تك بيت در قوالب سنتي و موزون شعر فارسي باشد .
و باز از همين منظر شعر كوتاه لزوما ديدگاه نو و مدرني ارايه نمي دهد و مي تواند ديدگاهي سنتي و بلكه كهنه را در قالبي نو به منصه ظهور برساند .
به شعر «مدار» از آقاي «سيد مهدي منتظري» دقت بفرماييد !
خواند از سر مهر و راندن از سر قهر چه مفهوم و مضمون تازه اي را ارايه مي دهد ؟
شاعر تلاش مي كند در پايان بندي شعر مخاطب را با مضموني نسبتا تازه تر شروع كند . مضموني متكي بر استعاره ي ماه با جزر و مد معروفش ! اين مضمون هم تازگي ندارد و شاعر نتوانسته است از اين استعاره ي معروف آشنايي زدايي كند .
به اين ترتيب در كل با اثري مواجهيم كه تازكي در شكل دارد و نه در مضمون
شعر «بامداد» هم اتفاقا با تكيه بر استعاره ي ماه نوشته شده است . شاعر اين استعاره را همراه با جناس «ماهي» آورده است تا با ايجاد تعليق و ترديد مخاطب را به لذت رويارويي با امري نامنتظره برساند . او در اين راه تا حدي موفق است . موفقيتي كه شايد از نگاه منتقدي ديگر اصلا حاصل نشده باشد ! ماهي افول مي كند و ماهي برمي خيزد .
شعر «پل» با نام خود تكميل مي شود و فهميدني مي گردد . نام شعر را از انواع پيرامتن (متن هايي پيرامون متن اصلي) مي دانند كه البته گوياي ضعف شعر در گويايي و رسايي است ! حالا اما حتي با وجود اين عنوان كمكي در خواندن شعر باز هم با گنگي و ابهام روبروييم .
"پل" چرا بايد در تابستان از ترس منجمد شود و چرا بايد در زمستان از خشم مشتعل ؟! آيا اساسا نهاد اين عبارات «پل» است ؟!
بهار چه نقشي در اين بين ايفا مي نمايد ؟ او كه مابين زمستان و تابستان قرار گرفته است قرار است چه آشتي و صلحي بين اين دو برقرار كند ؟ اصلا چه جنگي ؟! به نظر مي رسد اين ايجاز نيست كه براي اين شعر ايجاد مشكل كرده است بلكه اساسا شعر در منطق خويش دچار كم و كاستي است .
زبان در اشعار آقاي منتظري زباني تازه و صميمي نيست و از فخامتي بي دليل ، سخت و تصنعي و متكلف مي نمايد . منتظري سنتي انديشيده اما نو نوشته است . آيا انديشه ي سنتي زبان او را كهنه ساخته است يا زبان سنتي امكان انديشه و تصويرسازي نو را از او گرفته است ؟
و شايد هر دو ؟!

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
سید مهدی منتظری » شنبه 11 آذر 1396
سلام. از نقد موشكافانه ى شما بسيار سپاسگزارم. نكته: خير؛ نهاد آن عبارات "پل" نيست، و دليل ترس تابستان و خشم زمستان پديده ى "جنگ" بر روى زمين است.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.