این‌گونه بودن




عنوان مجموعه اشعار : میم
شاعر : میلاد میرزائی


عنوان شعر اول : میم
مرا میخواست،امّا رفت و از آن روز مدهوشم
صدایش باوفاتر بود امّا،ماند،در گوشم

تنم مجذوبِ هر پیراهنی شد،آخرش دیدم
به جز آغوش او سرد است هرچیزی که میپوشم

کنارم هست در رویا و من این گونه بودن را
به آن بودن که در دنیای بیداری ست،نفروشم

چه بی رحمانه قطعم کرد،وقتی ریشه اش بودم
چه پیچک وار عکسش را بغل میگیرد آغوشم

مرا ترساند از سختیِ عشق امّا نمیدانست
من آن رودم که هم با خاک و هم با سنگ،میجوشم...



عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
شعر شاعر عزیزمان را خواندم ایشان 23 ساله‌اند و کمتر از چهار سال ‌است به سرایش شعر مشغولند. غزل کوتاهی پیش روی ماست با قافیه‌ای که پیش‌تر بسیار استفاده شده و انتظار مواجهه با تصاویر جدید را در خواننده بالا می‌برد.

شاعر در بیت اول که اصطلاحاً پیشانی کار است می‌گوید:
مرا می‌خواست اما رفت و از آن روز مدهوشم
صدایش با وفا‌تر بود اما ماند در گوشم
چیزی که در این بیت نامشخص است منظور شاعر از این بیت است. آیا شاعر از رفتن یارش خرسند است یا غمگین؟ همین مسئله در مورد بار کلمه مدهوش هم صدق می‌کند. چرا که این کلمه هرچند در حالت عادی باری تقریبا مثبت دارد اما در این بیت به معنای گیج و وامانده به کار برده شده. مسئله بعدی نحوه بیان مصرع دوم است منظور شاعر این است که هرچند صدایش باوفاتر بود اما ماند در گوشم که در اصل باید اما رفت از گوشم باشد یا کلمه اما اضافه است. مثلا به جای اما قید زمان بیاید: صدایش باوفا‌تر بود و لختی ماند در گوشم...
بیت دوم اما برخلاف بیت اول بسیار زیباست. تصویر تازه است و در مصرع دوم تصویر تنی که مجاز از پیراهن است خوش نشسته است. در بیت سوم هرچند فعل نفروشم باید نمی‌فروشم باشد اما لحن بیان شاعر به گونه‌ای‌ست که مخاطب را به دنیای اشعار سعدی می‌برد جایی که شیخ اجل در وصف معشوق می‌سراید : که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم... و این‌است که آدم دوست‌دارد ایراد را بپذیرد تا طعم بیت سعدی را هم حس کند.
همچنین در بیت بعد تصویر ساخته شده با قافیه‌ی آغوش بوی تازگی دارد. معمولا کشف‌های این‌چنینی نوید از ظهور شاعری تازه می‌دهد و مرا مشتاق خواندن دیگر آثار این شاعر جوان کرده است. در نهایت بیت آخر هرچند زیباست اما هنوز جای کار دارد. یک نکته معمولا در شعرهای با سبک هندی بیشتر با آن روبه‌روییم تغییر فضا با هر بیت است به گونه‌ای که مخاطب در هر بیت ممکن است آب به آب شود. البته در این شعر خداروشکر شدت این مسئله کم بود اما شعرهای بسیاری می‌خوانیم که شاعر در بیتی در نقش عقاب فرو می‌رود در بیتی به آهوی تشبیه می‌شود و در بیتی ماهی دریاست. این تغییر فضا هرچند می‌تواند بیت‌های درخشان بسیاری بسازد اما غزل محکمی به مخاطب ارائه نمی‌دهد. به همین خاطر از نظر من این شاعر با این بیت‌های خوب می‌تواند برای این غزل بیت اول و آخر بهتری بسراید یا ایرادات گفته شده را رفع نماید تا به اثری درخشان‌تر دست یابد. برای شاعر این شعر آرزوی بهروزی دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۲
عرفان عشقی نور » سه شنبه 05 مرداد 1400
سلام. فکر میکنم ایراد منتقد به بیت اول وارد نباشد (لااقل به نظر من). شاعر گفته خودش رفت ، اما صدایش باوفاتر [از خودش ] بود و ماند در گوشم . شاید خانم جبارپور بیت را با کمی اشتباه خوانده اند . منِ کوچک که از بیت اول بسیار خوشم آمد ( هرچند کلمه مدهوش کمی....)
ساجده جبارپور ماسوله » پنجشنبه 07 مرداد 1400
منتقد شعر
باسلام و احترام مفهوم بیت به صورت کلی بررسی شده. شاعر در مصرع اول می‌گوید مرا میخواست و من از آن روز مدهوشم و اینجا بار کلمه مدهوش مشخص نیست که مثبت است یامنفی و شاعر از رفتن فرد خوشحال است یا ناراحت... و این موجب کج فهمی مصرع دوم شده...

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.