جویی در بیابان




عنوان مجموعه اشعار : دوبیتی های دل
شاعر : حانیه شجاعی


عنوان شعر اول : باران دل
منم ابری که از یک درد مبهم
شدم شاعر شدم راوی ماتم
زمین را دفترم کردم که بر آن
ببارم واژه واژه شعرِ نم نم

عنوان شعر دوم : بهار
شدم شاعر شدم از جنس باران
شدم آن رود جاری در بیابان
زمین را خیس کرده واژه هایم
شده سرسبز،شعرم چون بهاران

عنوان شعر سوم : غم عشق
من از عشقت فقط آزار دیدم
غم هجر تو را بسیار دیدم
هزاران بار گفتم عاشقم من
به جای گوش،من دیوار دیدم
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
مجددا سه شعر از حانیه خانم شجاعی به پایگاه نقد شعر ارسال شده است. ایشان 14 ساله‌اند و تاکنون دوبار به پایگاه شعر ارسال کرده‌اند و باعث افتخار است که هر دوبار من مسئول بررسی اشعار یک استعداد نوظهور بوده‌ام. تا آن‌جا که فهمیدم اشعار ارسالی ایشان در فضای رباعی و دوبیتی سیر می‌کند که اتفاقا چون قالب کوتاهی‌ست و کنترل آن به نسبت آسان‌تر، برای شروع به نظرم گزینه خوبی است. من نقد دو شعر کوتاه ارسالی ایشان را انجام می‌دهم اما پیش از آن بهتر است بگویم که اگر ایشان باتوجه به کوتاه بودن شعر هربار چهار یا پنج رباعی و دوبیتی ارسال کنند هیچ ایرادی ندارد و نیاز نیست در دو نوبت جداگانه شعر ارسال گردد. چرا که در غیر این صورت نقد شاعر نیز کوتاه خواهد بود.
از بین شعرهای ارسالی ایشان شعر اول در نقد دفعه گذشته بررسی شده است فلذا صحبت دیگری بر این اثر ندارم اما برایم جالب بود که به نظر می‌رسد دوبیتی دوم ارسالی ایشان در راستا و ادامه دوبیتی قبلی‌ست. دوبیتی‌ها رباعی‌های پیوسته از قدیم بین شاعران مرسوم بوده‌است اما نکته مهم‌تر پتانسیل ایشان برای ورود به دنیای شعرهای قدبلند‌تر است.
مسئله بعدی مفهوم مثبت این دوبیتی نسبت به دوبیتی قبلی است. همچنین در این شعر شاهد تصویری زیبا از توصیف شاعریم رودی که در بیابان جاریست. اما اگر بخواهیم این شعر را با اشعار قبلی یا بسیاری از اشعار منتشره شاعران رباعی یا دوبیتی‌سرا مقایسه کنیم یک نکته ارزشمند انسجام کلی شعر است. تمامی مصرع‌ها در یک امتداد سروده شده‌اند. متاسفانه آسیب اصلی شعرهای دوبیتی منفصل بودن بیت نخست از بیت دوم است گویی که ابتدا بیت دوم سروده شده سپس شاعر به فکر بیت دوم افتاده یا حتی بدتر از این گاهی شاعر یک مصرع آخر خوب دارد و برای دکمه‌ی پیدا شده کت می‌دوزد. در اینجور مواقع اگر شاعر حرفه‌ای باشد مشتش را برای مخاطب رو نمی‌کند اما در غیر این‌صورت سریع لو می‌رود.
شعر سوم خانم شجاعی گرامی شروع خیلی خوبی دارد. یک موقعیت کلی را برای مخاطب توصیف می‌کند سپس او را آماده ورود به جزییات می‌کند. اما در مصرع دوم اشتباهی مربوط به زبان یا بهتر بگوییم انتخاب یک کلمه نادرست کل شعر را زیر سوال می‌برد. ما با لایه‌های مختلفی از زبان روبه‌روییم اینکه بتوانیم کلمه مناسب به هر لایه‌ را در جای خودش به‌کار ببریم نیازمند تجربه است. اگر بخواهم مثال واضحی بزنم زبان شعر مثل سبک دکوراسیونی خاص است مثلا اگر شما در خانه‌ای با سبک مدرن ناگهان از یک گلدان عتیقه بدون علت استفاده کنید به‌جای اینکه خوب به نظر بیاید می‌تواند کل هماهنگی هارمونی بقیه عناصر را زیر سوال ببرد. دقیقا کلمه هجر ناگهان زبان شعر شما را به دهه‌های پیش پرت می‌کند و دلیلی هم برای حضور آن نمی‌یابیم. به مرور زمان هرچه مطالعه شاعر بیشتر می‌شود شناخت نسبت به زبان نیز بالاتر می‌رود. امیدوارم شاعر عزیزمان با مطالعه و پیگیری کتب معرفی شده در پایگاه هرروز موفق‌تر از پیش باشند. با آرزوی بهروزی برای ایشان.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.