دوری از کنایه‌های صرف




عنوان مجموعه اشعار : بادها
شاعر : موسی ظهوری آرام


عنوان شعر اول : اشتیاق
نامت را
صدا که می زنم
دهانم
اشتیاق رودی می شود
که
دریا
را
می خواهد
ببلعد
و اشتهای پلنگی گرسنه از ماهها
که گوزنی پا به ماه را


عنوان شعر دوم : تیر باران
تیر باران
انقراض پرنده ای نبود
که در س پرواز
به قفس می داد



عنوان شعر سوم:
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
از آقای موسی ظهوری آرام، ۴۶ ساله، از البرز، با سابقه‌ی شاعری بیش از پنج سال، دو اثر به دستم رسیده است که دو شعر کوتاه سپید است.
شعر سپید کوتاه از اوایل دهه‌ی 40 بر مبنای شعر نیمایی و سپید و تقریبا با نوعی الگوبرداری از آن(چون در اشعار نیما یوشیج، شعرهای تقریبا کوتاه پیدا می‌شود)، اشعار کوتاه ابتهاج و شاملو و بیژن جلالی را نشان داد و بعد از آن اشعار محمد زهری و منصور اوجی و بسیاری دیگر را. جلالی و زهری و اوجی که تقریبا به شاعران کوتاه‌سرا مشهور شدند، چون‌که اغلب اشعار ایشان کوتاه است. این کوتاه‌سرایی به شیوه‌ی نیمایی و سپید در مجموعه‌شعر هر شاعری دو سه الی چند تایی پیدا می‌شد، تا بعد از انقلاب رواج و رونق بسیار یافت؛ آن‌گونه که شاید شاعری نبود که شعر کوتاه نداشته باشد، حتی اگر شده به تفنن. بعد از انقلاب، انصافا شعرهای خوب کوتاه تنها در انحصار دو سه شاعر باقی نماند، و امروزه می‌توان در اشعار نیمایی و سپید شاید 100 شاعر، اشعار خوب کوتاه بسیار پیدا کرد. یدالله رویایی و منوچهر آتشی هم در دهه‌ی 60 و 70 ، در کنار اغلب شاعران این دو دهه، شعرهای کوتاه بسیار گفتند؛ چند آنتولوژی و کتاب تحقیقی هم در این زمینه منتشر شد که بعضی‌هاشان حتی تاریخ شعر کوتاه و کوتاه‌سرایی را نوشتند و از ایران پیش از اسلام و از اقوام ایرانی شعرهای کوتاهی را بیرون کشیده و مطرح و ثبت دوباره‌اش کردند. بعد کم‌کم شعرهای کوتاه امروزی تنوع یافت و با اسم‌های متعدد ابلاغ شد و بیانیه داد که طبعا اغلبشان به نیت بیشتر دیده‌شدنِ ابداع‌گرانش مطرح شدند. در این میان نیز البته مثل همیشه که اشعار بد و متوسط همیشه از اشعار خوب به‌مراتب بیشتر است؛ خیلی بیشتر است؛ شعرهای کوتاه بد و متوسط، گونی گونی به زباله‌دان شعر امروز ریخته شد و...
از دیگر مباحث مربوط به شعر کوتاه این بود که عده‌ای معتقدند که گفتن شعر کوتاه سخت‌تر است از شعر غیرکوتاه. در واقع، باید گفت هرکسی هر شیوه و قالبی را که انتخاب می‌کند، ملزم به خوب درآوردنِ آن است؛ حال می‌خواهد کوتاه یا بلند باشد، یا مشخصات دیگری داشته باشد.
دیگر این‌که شعرهای کوتاه نیمایی و سپید، دو نوع از شعر کوتاه امروز هستند؛ حال می‌خواهد به‌طرز مشخصی دارای قافیه باشد یا نه، یا این‌که مقید به دو یا سه سطر باشد یا نباشد. همه‌ی این‌ها زیرمجموعه‌ی شعرکوتاه نیمایی و سپید هستند؛ باقی دیگر یا قید و بندهای دیگری است یا پیشنهادهایی که اصل و اساس شعر کوتاه امروز را نمی‌تواند تغییر ‌دهد.
با این توضیح تقریبا مفصل، به دو شعر ارسالی سپید کوتاه موسی ظهوری آرام می‌پردازیم. شعر اول:
«نامت را
صدا که می‌زنم
دهانم
اشتیاق رودی می‌شود
که
دریا
را
می‌خواهد
ببلعد
و اشتهای پلنگی گرسنه از ماه‌ها
که گوزنی پابه‌ماه را.»
به‌نظر من، این شعر نیازی به کلمه‌ی «ببلعد» ندارد:
«نامت را
صدا که می‌زنم
دهانم
اشتیاق رودی می‌شود
که
دریا
را
می‌خواهد.»
وقتی شعر با «می‌خواهد» تمام می‌شود، معنای «ببلعد» که چیزی نیست، هر فعل خواستنی با همین «می‌خواهد» قابل درک و تصور کردن است.
اما این بیان عاشقانه با بیان خشونت‌بار «اشتهای پلنگی گرسنه که از ماه‌ها قبل گوزنی پابه‌ماه را برای بلعیدن می‌خواست» در تعارض است. چرا که لطافت «خواستن» در بخش اول شعر با تصویر و محتوای خشونت‌بار «اشتهای پلنگ که خواستار بلعیدن گوزنی ماده، آن هم گوزنی پابه‌ماه است»، جور درنمی‌آید. یا از همان اول و یکسره می‌باید خشونتِ «خواستن» را با توجه به جهان‌بینی‌ات نشان دهی؛ البته با تمهیداتی و پارادوکس‌هایی و... یا وقتی از «خواستن» تصویری نرم و عاطفی نشان دادی، دیگر نمی‌توانی متضاد آن را نشان دهی؛ مگر این‌که ایجاد پاردوکس هنری کنی و «خواستن» را بدون شعار، دارای هر دو وجه بدانیم.
البته می‌دانم آن‌جایی که من شعر را پایان‌یافته دانستم، بیشتر به سلامت کار توجه داشتم، نه ساختار کار. چرا که با این جرح و تعدیل من، شعر تقریبا(نه دقیقا) تبدیل شد با بُرشی از یک شعر غیرکوتاه.
با این حرف یادم آمد که بگویم، شعر کوتاه نیز نباید برشی از یک شعر کوتاه باشد، یا شبیه جملات قصار و کاریکلماتور؛ این‌ها آفت‌های شعر کوتاه هستند.
شعر دوم هم کنایه‌ای است به این معنا و محتوا که «نه تنها با کشتن پرنده نمی‌توان نسلش را منقرض کرد، بلکه حتی این عمل، در آگاه‌کردن قفس، که کنایه از پرندگان محبوس در قفس است، موثر هم خواهد بود»:
«تیرباران
انقراض پرنده‌ای نبود
که درس پرواز
به قفس می‌داد.»
به‌نظر من، در شعر کنایه را نباید کنار گذاشت، اما نباید هم در دامش افتاد. دام‌های کنایه، یکی معماگونه‌کردن شعر است و دیگری شعاری یا کاربردی‌کردن آن. کاربردی‌شدن شعر نیز اشکالی ندارد، به‌شرطی که محتوایش کنسروی نشود که پس از مصرف، قوطی‌اش را باید دور انداخت.
آرزوی موفقیت بیشتر دارم برای آقای موسی ظهوری آرام، و پیشنهاد می‌کنم ارتباط با پایگاه نقد شعر را حفظ کند و مطالعه‌ی کتاب‌های خوب را فراموش نکند؛ به‌ویژه خواندن اشعار کوتاه نیمایی و سپید را.
امین برزگر:
«کوزه می‌سازم و
دهانم به ابرهاست.»

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۳
ضیاءالدین خالقی » سه شنبه 18 خرداد 1400
منتقد شعر
سلام دوست من. نمیدانم! یعنی الان حضور ذهن ندارم که چه گفته‌ام. سر فرصت چشم. شما هم اگر اصرار دارید بر این امر، سوالتان را روشن تر بفرمایید. اما تا آنجا که یادم است، من با کلمه‌ی تا قبل از «می‌بلعد» موافق اثرتان بودم.
موسی ظهوری آرام » سه شنبه 18 خرداد 1400
سلام استاد سوالم این بود که نمی توان اینجا بلعیدن را به معنای کنایی حریصانه خواستن چیری بگیریم من یادم میاد که در فرهنگ عمید به این معنی هم بلعیدن را دیده بودم یا نه من اشتباه می کنم و مورد دیگری که عرض کردم آیا افسانه ی عاشقانه ماه و پلنگ از خشونتی که شما فرمودید نمی کاهد چون من گوزن پا به ماه را به همین منظور و ایهامی که دارد بکار بدم اگر لطف کنید و در این مورد راهنمایی بفرمایید ممنون میشم من از روزی که در سایت ثبت نام کرده ام هین بحث ها و نظرات سازنده اساتید بسیار برایم مفید بوده و قصدم یادگی
موسی ظهوری آرام » دوشنبه 17 خرداد 1400
سلام وسپاس استاد گرانقدر جناب خالقی عزیز بابت مطالب ارزنده ای و راهگشایی که نرثوم فرم.دید یک سوال از حضور شرسفتان دارم در شعر اول نمی توانیم بلعیدن را به معنای کنایی حریصانه خواستن بگیریم (فرهنگ لغت عمید)نه یک عمل فیزیکی به معنی یکباره فرو بردن در مورد پلنگ و گوزن به نظر شما چه کلمه ای را جایگزین کنم که خود عمل خوردن مورد نظر نباشد بلکه نشان دادن نهایت گرسنگی باشد و نیز آیا استفاده از ماه و استعانت از افسانه ی عاشقانه ماه و پلنگ از این خشونت نکاسته است طوری که گوزن پا به ماه را تصویر گوزنی بگیری

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.