جسارتی بالاتر از ارادت



عنوان مجموعه اشعار : جسارت
عنوان شعر اول : -
باز هم این دل من قصد جسارت دارد
به تو و چشم سیاه تو ارادات دارد

راه دوری نروم ساده بگویم دیریست
دل من با دل تو قصد رفاقت دارد

زردی روی من از فصل خزان نیست که از
دوری روی تو ای یار حکایت دارد

اشکم از دیده چنان سیل روان است و سرم
از دل و دست و زبان تو شکایت دارد

مثل یک کودک تنها شدهٔ بعد از جنگ
دلم از دست تو امید حمایت دارد

عنوان شعر دوم : --
--

عنوان شعر سوم : --
--
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
اثر ارسال شده توسط خانم ایرانمهر گرامی را خواندم. قواعد ابتدایی به خوبی رعایت شده است. نمی‌دانم دقیقا این چندمین غزل شاعر است اما انچه این غزل به من می‌گوید شباهت بسیار این شعر به اشعاری‌ست که از شاعران دهه هشتاد می‌خواندیم.
اگر بخواهیم بیت به بیت جلو برویم باید از بیت اول شروع کنیم معمولا در غزل بیت اول و آخر نقش مهمی ایفا می‌کنند. در بیت اول شاعر می‌سراید‌‌:
بار هم این دل من قصد جسارت دارد
به نو و چشم سیاه تو ارادت دارد
چند نکته است که لازم می‌دانم بیان کنم. اول اینکه وقتی از جسارت در مصرع اول صحبت می‌کند انتظار بیشتری از شاعر می‌رود قافیه ارادت شاید آن جسارتی که ما انتظار داریم شاعر به بیان آن بپردازد را در خود نداشته باشد. دوم اینکه بیت اول پیشانی کار است یعنی مهم است و شاعر را به خواندن بقیه شعر دعوت می‌کند. به همین خاطر اگر در مصرع اول ترکیب کلمات به نوعی چیده می‌شد که به جای «این دل من» عبارت روان‌تری می‌آمد شعر هم روان‌تر شروع می‌شد. مثلا :
دست من نیست، دلم قصد جسارت دارد..
در بیت دوم شاعر از قافیه رفاقت استفاده کرده است. یکی از مسائلی که بد نیست به آن اشاره کنم ظرفیت قافیه است. یعنی شما از توانی که قافیه در اختیارتان می‌گذارد به نحو احسن استفاده کنید. بعضی قوافی دست شاعر را می‌بندند و بعضی اختیارات خاصی هم در اختیار شاعر می‌گذارند که در آینده شاید بیشتر راجع به آن صحبت کردیم اما فعلا شما در اشعار شاعران چه جدید چه قدیم توجه ویژه‌ای به قافیه داشته باشید. قافیه مرکزی ست که بیت حول محور آن می‌گردد. قافیه باید آن‌قدری خوب باشد که مخاطب را غافلگیر کند. در عین حال که ما مخاطب را منتظر قافیه نگه می‌داریم بیت را طوری نمی‌نویسیم که به نظر برسد ابتدا به قافیه فکر کرده‌ایم. اما اگر در شعر شما تفحصی داشته باشیم متوجه می‌شویم که به نظر می‌رسد بیت‌ها از چپ به راست نوشته شده‌اند یعنی اول شما به قافیه فکر کرده‌اید بعد به مصرع اول.
مسئله بعدی دوگانگی زبان است. زبان شعر شما کهن نیست اما برخی از نشانه‌های شعر کهن از شعر شما بیرون زده است. اگر بخواهم یک تقلب برسانم باید بگویم که همیشه سعی کنید جای کلماتی مثل یار، اشک چون سیل روان یا زردی روی و ترکیبات مستعمل ما به ازای امروز آن را به کار ببرید. کلماتی قدیمی در صورتی باید در شعر شما حضور بیابند که قرار باشد نقش جدیدی ایفا کنند وگرنه جز کهنه‌سازی شعر شما هیچ کاری نمی‌کنند. من در این نوشتار تنها به بیان نقاطی که باید بیشتر به آن توجه شود صحبت کردم امیدوارم در شعرهای آتی در مورد چرایی خدب بودن کار بیشتر بنویسم. مشتاقانه چشم به راه اشعار بعدی شما هستم. بهروز باشید.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.