فرودِ ردیف




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : محدثه نبی حسینی


عنوان شعر اول : کلاف عشق

تو نیستی که برایت غزل ببافم من
غزل که نه هر بیتش عسل ببافم من

تو نیستی که پریشان کنی دل و مویم
تو مو ببافی و از دل غزل ببافم من

نخواستی که تو را از خودت بخواهم باز
و یا خیال تو را لااقل ببافم من

تو رفته ای و دلم منتظر بگو تا کی
برای قلب، دروغ و دغل ببافم من؟

بگو به جای تو تا کی؟، چقدر بنشینم؟
برای آمدنت راه‌حل ببافم من

کلاف عشق گره خورده بعد رفتن تو
نشد برای دلم یک بغل ببافم من

قسم به برق نگاهت نخواستم هرگز
برای عشق تو در دل بدل ببافم من

نشد، نمی‌شود، اما بگو چه می شد اگر
که نقش چشم تو را از ازل ببافم من
نقد این شعر از : جواد چراغی
با مطالعه چند شعر دیگر از خانم حسینی در همین سایت، ایشان را بسیار پر انرژی و با استعداد یافتم و با سن کم و سابقه دو ساله شعر،یک شروع موفق را از ایشان شاهد هستیم و اگر این استعداد بتواند راه همواری را پیدا کند بی شک پویاتر خواهد بود.در شعر پیش رو بارزترین مساله ای که جلب توجه میکند ردیف آن می باشد،که فرود موفقیت آمیزی در پایان بیتها ندارد،انتخاب ردیف خاص در غزل ریسک بالایی دارد ردیف کلمه ای است که در هر بیت حضور دارد و باید با همه حالتهای مختلف بیت راه بیاید یا به تعبیری؛به هر سازی برقصد!اگر این کلمه ظرفیت و قدرت کافی برای مقابله با مزاج بیت های مختلف نداشته باشد شعر را دچار ضعف زبانی و معنایی خواهد کرد این اتفاق در ردیف های خاص بیشتر نمود پیدا میکند،نه در ردیف های فعلی و ساده،(ببافم من)ردیف این شعر میباشد که در دو معنای عمل بافندگی و ساختن یا سرهم کردن استفاده شده است اما در چند بیت این فعل نمیتواند بار معنایی جمله را حمل کند و موجب تباهی معنا میشود.در بیت اول غزل بافتن را با نگاهی استعاری قبول میکنیم اما عسل بافتن را نه!هرچند عسل نیز اینجا همان غزل میباشد اما ظرفیت زبانی و معنایی این اجازه را نمیدهد،در بیت دوم نیز با تشبیهی میان غزل و مو و استفاده از آرایه ی لف و نشر بافتن را میشود به غزل نسبت داد.در بیت سوم شاعر دچار ضعف تالیف اساسی شده و حتی بخاطر ردیف، قافیه را نیز باخته است ،اصطلاح خیال بافی به ذهن شاعر خطور کرده و وی برای استفاده از آن وسوسه شده ،بگذارید نکته ای در باب استفاده از اصطلاحات در شعر بگویم؛ اینکه تغییر در ساختار اصطلاحات آن را از ذات خود دور میکند،اصطلاحات در زبان و معنا همزمان اتفاق می افتد و اگر بخواهیم ساختار طبیعی آن را تغییر دهیم استعداد اصطلاح بودن آن کمرنگتر خواهد شد، خیال بافی یک اصطلاح است و هر تغییری در ساختارش آن را از اصطلاح بودن در می آورد.
در بیت چهارم نیز راه حل بافتن به معنی دنبال چاره بودن آنچنان زیبا رخ نمینماید،و نیز در مابقی بیتها همین ضعف معنایی ردیف به چشم‌میزند.بنظرم شاعر با انتخاب این ردیف ریسک بزرگی کرده،البته در باب تجربه قابل قبول میباشد ازآن جهت که در راستای تقویت تخیل وی مفید واقع میشود و ذهن شاعر را در یافتن ارتباطات معنایی و لفظی بین واژه ها پویاتر و فعال تر میکند،این‌نوع ردیف در نوشتن شعر تمرینی و کارگاهی صرفا جهت مشق و خودآزمایی گاها توصیه میشود و تاثیر مثبتی نیز دارد،اگر در بیتها به مصرع های اول توجه کنیم میبینیم از لحاظ زبانی سالم و قابل قبول میباشد ولی مصرع های دوم بخاطر فرود ضعیف شاعر در ردیف به قدرت مصرع های اول نیست.
این را نیز بگویم خانم‌حسینی به تخیل توجه ویژه دارد و همین حسن بزرگ و مهمی برای نگاه شاعرانه ی وی می باشد تقابل بین سوژه های گوناگون در بیتها و تلاش در جهت کشف و حتی ساختن رابطه بین آنها از نقاط قوت شعر وی می باشد اگر مساله ردیف در این شعر حل میشد، شاهد یک غزل سالم و دلنشین از یک شاعر کم تجربه و تازه کار بودیم.با نگاهی روشن و اطمینان منتظر خواندن و دیدن شاعرانگی های بیشتری از ایشان هستم.

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.