آب در ظرف زیبا گواراتر است




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : بهاره سادات اردستانی


عنوان شعر اول : دلخوش آرامش دریا چرا؟
قلب سرد بی شعورِ بقچه پیچ

مغز گرم زخمِ افتاده به لیچ

تا به امروز نفهمیدم هیچ

از نگاه خسته دنیا چرا؟



فکرهای مملو از ضد و نقیض

روح تیپا خورده و ذهن مریض

تحت تحمیل بسی عرض عریض

غیر از این است؟ دگر حاشا چرا؟



دل به ساحل زدم از خونِ به جوش

خفته بر شن ها و موجی با خروش

می‌رساند گوش ماهی را به گوش

_آدمک! تردیدِ بر ژرفا چرا؟



_کشتی بازنده درگیر حریق

در به در دنبال اجساد غریق

بوی خون و کوسه ها از هر طریق

دلخوش آرامش دریا چرا؟



موج دیگر سلب کرد او را مجال

هم صدف را برد، هم لفظ سوال

حال، شاید پاسخش باشد محال

تک امیدم رفت بر یغما چرا؟



غرقِ در آبم، تپش ها رو به افت

کوسه ها در جستجوی قوتِ مفت

می شنیدم آن صدایی را که گفت:

واقعا اصرارِ بر معنا چرا؟


عنوان شعر دوم : مادر
به همان بهشت جاوید زیر پاهایت

و به شیرینی لحن سوره ی طاهایت

گر همه درد جهان بر سرم آوار شود

باز، تسکین دهدم معجزه ی لالایت

عنوان شعر سوم : هنوز
چهره ام شکل خودم نیست، جوان است هنوز

تیشه عشق گران مایه به جان است هنوز

غم دل گوشه لبخند عیان است هنوز

چشم نرگس به شقایق نگران است هنوز

فلک از زمزمه تلخ درونم به بیابان زد و رفت

مُهر گنگی سخن سدّ دهان است هنوز

هرچه گویم سخن از حال نمک خورده خویش

در نگاه سر مردم هذیان است هنوز

باید افکار خودم را به کران گویم باز

پنبه در گوش بسی مستمعان است هنوز

چند سالیست که از آمدنم می گذرد

از بهارش خبری نیست ، خزان است هنوز

بر دلت بنگر و یک آینه آرام بگیر

یادش آسودگی روح و روان است هنوز
نقد این شعر از : جواد چراغی
آشنایی ما با خانم اردستانی با سه شعر شروع میشود و امیداست که این آشنایی،با شاعرانگی های مدام ایشان در سطوح بالای ادبی ادامه داشته باشد،با توجه به همین مقدار میتوان گفت ایشان استعداد آن را دارد که با رعایت اما و اگرهایی در آینده ای نزدیک یک غزل نویس ممتاز بشود.زیرا در سن بلوغ شعری و با سابقه ی اندک توانسته وارد مسیر شعر کلاسیک شود.با عنوانی که بر این متن انتخاب کرده ام میخواهم توجه شاعر را قبل ازمحتوا به ساخت شکل و قالب جلب کنم،قبل از واکاوی متن شعر لازم می دانم به نکته ای در باب وزن عروضی اشاره کنم؛
در شعر کلاسیک بارزترین مشخصه ای که درواقع آزمون ورودی به شعر کلاسیک محسوب می شود رعایت اوزان عروضی است،تا شاعری از این آزمون نمره قبولی نگیرد دیگر دستآوردهای وی مورد توجه قرار نخواهد گرفت،وزن عروضی را می توان به عنوان ظرفی دید که قرار است عناصر شعری را با خود حمل کند و اگر این ظرف شکسته باشد،‌محتوا را تباه خواهد کرد،خانم اردستانی وزن عروض را به صورت سماعی و ذهنی می داند،و این برگ برنده ی بسیار مهمی برای ایشان میباشد،و با رعایت چندمورد پیش پا افتاده که در ادامه اشاره خواهم کرد میتواند به اوزان عروضی مسلط تر شود.به نظر من این نوع علم به وزن عروضی میتواند ریشه در سابقه ذهنی شاعر از موسیقی داشته باشد،آنهم اولین موسیقی ای که انسان آن را میشنود:لالایی های مادرانه!
در ابتدا میخواهم چند نکته را به زبان ساده ی کارگاهی بیان کنم تا شاعر با مواجهه مستقیم در کوتاه مدت بتواند آن را برطرف کند؛
یک مساله ی مشترک در هر سه شعر که باعث میشود توجه به دیگر ظرفیتهای شعر تحت تاثیر قرار بگیرد؛خطاهای وزنی میباشد
شعر اول در وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن//......... هست که شاعر با سود جستن از نوع وزن و قوافی درونی به بار موسیقیایی شعر افزوده است اما این شعر در چندین جا دچار لغزش وزنی میشود و به مخاطب حرفه ای اجازه ورود به متن و بطن کار را نمی دهد و اولین اقدامی که شاعر باید انجام دهد این است که خطاهای وزنی را شناسایی و تصحیح کند،که به چند مورد ازاین خطاها اشاره می کنم:نیم مصرع سوم:(تا به امروز نفهمیدم هیچ).نیم مصرع هشتم:(غیر از این است؟دگرحاشا چرا)،نیم مصرع نهم:(دل به ساحل زدم از خون جوش)و...
و در شعر دوم؛دو مصرع ابتدایی دچار لغزش وزنی میباشد،شاعر اگر به همان آهنگ برخواسته از زمزمه مصرع ها توجه کند متوجه تفاوت چهارتا مصرع خواهد شد.
و اما شعر سوم از لحاظ وزنی کمترین‌ مشکل را دارد به جز مصرع پنجم که چند هجای اضافی دارد،آنچنان به خطای وزنی دچار نیست که دلیلش را در نوع طنطنه و موسیقی وزن مربوطه میدانم،همانطور که پیش تر اشاره کردم؛شاعر وزن را به صورت سماعی و ذهنی بلد است و با تمرین و تجربه ی دیگر اوزان و شناسایی خطاهای وزنی در مدتی کوتاه میتواند از عهده وزن عروضی برآید و نیازی به آموختن علمی آن حداقل در این‌ مرحله ندارد که به گمان من آموزش علمی عروض برای یک شاعر در مرحله بلوغ شعری میتواند باعث گمراهی نیز شود.
ساده ترین روشی که میتوانم توصیه کنم؛حفظ کردن شعر از شاعران‌ مختلف و زمزمه آن به شکل آواز میباشد که ذهن را با آهنگ و موسیقی وزن آشنا میکند.وهمزمان شمردن تعداد هجاهای هر مصرع و توجه به این که باید تعداد هجاهای تمام مصرع های یک شعر باهم مساوی باشند،البته در این مرحله تقطیع هجایی را به صورت علمی توصیه نمی کنم.
مساله دوم که لازم میدانم به آن اشاره کنم؛ ارکان جمله است،یا جمله بندی در بیتها!که موجب انتقال صریح پیام میشود،و در اینجا (قافیه)و (فعل) نقش مشترکی ایفا میکنند.در جمله سازی،فعل؛یکی از ارکان مهم است و اگر گنگ باشد پیام جمله تباه میشود.در شعر کلاسیک نیز شاعر ناخواسته برای ارائه بار معنایی هر بیت به قافیه پناه می برد،و با برنامه ریزی میخواهد می خواهد تلاش خود را در هر بیت به نتیجه برساند،البته این نوع برنامه ریزی ذهنیِ ناخوداگاه، صرفا حُسن یا عیب شعر کلاسیک نیست بلکه رگه هایی از نگاه به فرم است.و نمیتوان وی را متهم به قافیه سازی کرد.بزرگی گفت:قافیه زنگ کلام است-زنگ به معنای پایان کلام نه!بلکه به معنی جان کلام!-
در شعر اول در هر بیت قوافی درونی مختلفی را میبینیم که جمله هایی را بیان میکند و انتظار میرود در هر بیت،نیم مصرع چهارم مانند رباعی ضربه نهایی را بزند اما همان مساله جمله بندی نادرست اجازه ی ارائه ی صریح پیام را نمی دهد و نیم مصرع چهارم بلاتکلیف می ماند و نمیتواند بار به هم ریختگی سه تا نیم مصرع قبلی را به دوش بکشد.من علت آن را در این می دانم که شاعر ارکان جمله را در سه تا نیم مصرع قبلی رعایت نکرده و قافیه ها سرگردان مانده اند
در همین بیت اول سه تا قافیه فرعی و یک قافیه اصلی را می بینیم که شاعر حالتهایی را بیان میکند و طبیعتا باید ازین ها نتیجه بگیرد و ذهن منتظر ایفای نقش مصرع چهارم-(از نگاه خسته دنیا چرا)-به خصوص قافیه آن مصرع هست اما این مصرع آنچنان ارتباط منطقی و محکمی با دیگر مصرع ها برقرار نمیکند
شاعر بایست به ارتباط معنایی بین مصرع های یک بیت با چهارتا نیم‌مصرع و قافیه فرعی مستقل توجه ویژه داشته باشد وگرنه این گسیختگی ،باعث تباهی معنا میشود.
یک نکته دیگر درباره شعر سوم:پیشنهاد میکنم برای لطافت موسیقی شعر و رعایت شکل معمول غزل،شاعر در مصرع سوم از قافیه و ردیف استفاده نکند با اینکه قالب شعر غزل می باشدبا خواندن چهار مصرع اول و تضمین مصرع معروف(چشم نرگس به شقایق نگران...) ذهن مخاطب به سمت قالب مسمط می رود
به گمانم این شاعر تازه کار خوش قریحه در ابتدای راه به همین دو مساله وزن و رعایت نقش قافیه و ارکان جمله توجه نماید در ادامه شاعری اش می تواند بسیار موفق تر ظاهر شود.منتظر اشعار دیگری از ایشان هستیم تا این بار با واکاوی عناصر اصلی شعر، بتوانیم برایش مسیر را روشنتر و هموارتر کنیم.

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.