قافیه زنگ کلام است




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : مریم کرمی


عنوان شعر اول : .
تو ای ماه شب تارم کجایی
سفر کردی ز دار بی وفایی
دل و دینم به یغما برده بودی
بگو ای ماه زیبایم کجایی
ز بوی عنبر گوشه قبایت
ز دنیا غافلم کردی کجایی
ندانستم ز تو قدر محبت
تو ای سرو روان من کجایی
تو رفتی و یه دنیا حسرت و آه
نصیبم شد از این دنیا کجایی
در این دنیای بی رحم و مروت
منم تنهای تنها تو کجایی
تو رفتی سوی یار و وصل معشوق
منم اکنون به گل مانده کجایی
تو رفتی و ز دست کوته من
نیاید وصل تو دیگر، کجایی
دو چشم خون فشانم را غمی نیست
چه چاره با دلم؟ آخر کجایی؟
حجاب چشم خود بودم دریغا
بیا اکنون به دیدارم کجایی

عنوان شعر دوم : .
زمین تاج شهنشاهی به سر کرد
خزان آمد دوباره گل سفر کرد
به بر کرده درختان رخت هفت رنگ
قبایی کرده بر تن رنگ در رنگ
دوباره برگ ریزان آمد از راه
جمیع عاشقانش چشم در راه
درختان مست و مدهوش هوایش
زسر تا پا کند جمله فدایش
ببخشد برگ و بارش در نهایت
به دست باد مجنون با رضایت
به امید وصال روی یارش
بسان اشک ریزد برگ و بارش
تو پنداری که او در خواب ناز است
و من گویم که مشغول نماز است
درون خلوت خود با خدایش
بگوید زیر لب از غصه هایش


عنوان شعر سوم : .
دوستت دارم و دانم که تو هم میدانی
از غیر تو من دست بشستم و تو هم میدانی
از عشق تو آواره و سرگشته و حیران شده ام
من جز تو دگر هیچ ندارم و تو هم میدانی
عاشق شده ام بهر تو و هیچ ندارم
رسوا شده ام در همه عالم و تو هم میدانی
من در حرم عشق تو منزل بگرفتم
جز در حرمت جای ندارم و تو هم میدانی
دنیا همه اندر نظرم خاموش است
چون ولوله ی عشق تو دارم و تو هم میدانی
نقد این شعر از : جواد چراغی
آنچه از آثار خانم کرمی و ارائه بیوگرافی کوتاه در حد سابقه فعالیت وی برداشت میکنیم به این‌نتیجه می رسیم که خانم کرمی تلاشی در جهت شناخت الفبای قالب شعر کلاسیک نداشته اند و به صورت صرفا جوششی شعر را ادامه داده اند، حالا به هر دلیلی از جمله مشغله های شخصی یا اولویت بندی شعر در زندگی!
بگذارید با یک تعریف ابتدایی و البته بنیادین از شعر کلاسیک سراغ شعرهای پیش رو برویم:شعر کلاسیک در انواع مختلف قالبها سروده میشود مانند قصیده، غزل، مثنوی، رباعی و...و هر کدام ازین قالبها از لحاظ شکلی و محتوایی تفاوتهایی دارند اما در داشتن یک چیز مشترک هستند و اگر آن چیز مشترک رعایت نشود، نمیشود آن شعر را با قالب خاصی معرفی کرد و شعر کلاسیک بی قالب هم در واقع مردود محسوب میشود اما آن‌چیز مشترک چیست؟(وزن،قافیه)یعنی شعر کلاسیک در هر قالبی حتما باید وزن داشته باشد!حتما باید قافیه داشته باشد!
در سه تا شعری که از خانم کرمی میخوانیم مساله وزن تا حدودی رعایت شده اما شاعر قافیه را در هیچ کدام رعایت نکرده و تا مساله قافیه را حل نکند ما نمیتوانیم درباره عناصر شعری مثل زبان.تخیل.موسیقی.اندیشه.عاطفه.حرفی بزنیم، به نظر من شاعر قافیه را با ردیف یکی دانسته و دچار خطا شده و با توجه با سابقه پنج سال به بالا در شعر تلاشی در جهت شناخت این‌ مهم نداشته است،در بیت نخست شعر اول:دوتا کلمه(کجایی)و(وفایی)قافیه محسوب میشود اما از بیت دوم به بعد کلمه(کجایی)تکرار میشود و نقش ردیف به خود میگیرد و ما قافیه ای را نمی بینیم.میخواهم‌چند مثال ساده از قافیه بزنم تا شاعر بیشتر منظورم را درک کنم:اگه به جای تکرار کلمه(کجایی)درپایان بیتها شاعر از کلماتی مانند(وفایی،خدایی،جدایی،صدایی،هوایی،ندایی،و...)استفاده می نموند شعر از لحاظ قافیه یک شعر سالمی محسوب میشد با این‌مثال تعریفی از قافیه برای ایشان ارائه میدهم:همانطور که در چند کلمه ای که مثال زدم تمامی کلمات از لحاظ معنایی با هم تفاوت دارند ولی در یک چیز مشترک هستند آنهم در چند حرف آخر (کج+ایی. جد+ایی. صد+ایی. هو+ایی.ند+آیی)سه حرف آخر(آیی)در تمامی کلمات مشترک‌میباشد و همین باعث شکل گیری قافیه میشود.با این مثال ساده بنظرم خانم کرمی با معنا و شکل ابتدایی قافیه آشنایی پیدا خواهند کرد،و البته این نکته را هم بگویم که در یک شعر تکرار هر کدام ازین ها مورد قبول نیست همان اتفاقی که در این سه شعر افتاده، شاعر باید همه اینها را در یک شعر و هرکدام را در یک بیت به کار بگیرد
در شعر دوم مساله قافیه در چند بیت رعایت شده اما باز این اتفاق ناآگاهانه بوده است و شاعر صرفا به موسیقی کناری توجه داشته با این دیدگاه که حتما پایان بیتها باید یک ضربه موسیقیایی بخاطر شباهت کلمه داشته باشد
در شعر سوم نیز با همین‌مساله روبرو هستم تکرار(تو هم میدانی)ها در پایان بیتها نقش ردیف را دارد و قبل از ردیف جای قافیه خالی است.
توصیه میکنم خانم کرمی مطالعه کوتاهی راجع به شکل و نقش قافیه در شعر و محل قافیه در بیت داشته باشند و تا این مورد را حل نکنند واکاوی متن با توجه به عناصر شعر مثل تخیل ،عاطفه و حتی زبان توسط منتقد ممکن است باعث شود وی روی مشکل ابتدایی اش که همان قافیه می باشد تمرکز نداشته باشد،پیشنهاد میدهم چند شعر از شاعران دیگر انتخاب کرده و به محل قافیه و تفاوت شکلی کلمات قافیه بیشتر توجه داشته باشند و نیز تفاوت بین ردیف و قافیه را شناسایی کرده تا در سرودن شعرهای بعدی دچار این خطا نشوند،ان شا الله بعد از برطرف شدن این مشکل اولویت بعدی مساله زبان شعر خواهد بود.برای ایشان آرزوی موفقیت دارم و منتظر شعرهای تازه تری هستم.

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۲
مهران عزیزی » شنبه 08 خرداد 1400
سلام و احترام. از دیدن نام دوست فاضل و شاعرم، جواد چراغی عزیز، در جمع منتقدان پایگاه محترم نقد شعر خوشحال شدم. برایشان آرزوی توفیق دارم و امیدوارم بتوانیم از ایشان بیاموزیم و از دانششان بهره ببریم. برای شاعر محترم این شعرها هم موفقیت آرزو می‌کنم.
جواد چراغی » شنبه 08 خرداد 1400
منتقد شعر
سلام و عرض ادب آقا مهران عزیز.قربان شما لطف دارید امیدوارم در حد توانم در خدمت باشم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.