در قالب‌های مختلف شعری شگردها یکی‌ست فقط «اجرا»ی شگردها با هم متفاوت است




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه شعر۱۶
شاعر : مریم خان آبادی آرانی


عنوان شعر اول : -
گوش هایم که مرا می شنیدند
به میخ های ناگزیر آویخته ام
این گونه ناشنوا
به چشم روشنی خطوطی می روم که از منطق ریل ها بیزارند
در خطای دید،زندگی می کنند
باشد
افق کم جایی برای به هم رسیدن نیست
آن نقطه
آن نقطه ی موهوم
جایی که همه چیز یک سره می شود
آن ثانیه ی دست نیافتنی
از مزار گوش هایت بلند می شوی
دوره ی حاکمیت صدا فرا رسیده است
و بعد از آن نوبت دهان های باز است.

عنوان شعر دوم : _
هریک به ترتیب بر پاره آجر خوشبختی خود ایستاده بودیم و او،
کوک کوک بود وقت هایی که بر سر هر کداممان سی ثانیه دست می کشید.
دایره ی پاهایش چرخ می خورد و ما رایکی پس از دیگری پشت سر می گذاست.
از وقتی زیر باران مانده بود لب های آهنی اش زنگ زده بود وبا آن به ما بوسه های آب دار می داد.
والدین متمول ما این روزها به فکر تهیه ربات محبتگر جدیدی هستند.





عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
پیش از آنکه وارد اصل مطلب شویم و به دو متن ارسالی شما بپردازیم ذکر چند نکته ضروری می‌نماید:
یک. هیچ فرقی میان قالب‌های شعری –اعم از قالب‌های کلاسیک، قالب نیمایی، قالب آزاد، قالب سپید و قالب شعر منثور- در رسیدن به نقطه‌ای که شهود و لذت شعری توسط مخاطب درک شود، وجود ندارد. به کلام دیگر، شگردها یکی‌ست فقط «اجرا»ی شگردها با هم متفاوت است.
دو. تنها تفاوت عمده‌ی «شعر منثور» با باقی قالب‌های شعری، در عدم حضور وزن عروضی و قافیه [و نه حتی استفاده از جناس‌هایی از انواع دیگر] است. در همه‌ی این قالب‌ها، مضمون‌سازی و توجه به موسیقی شعر در اولویت است [«شعر منثور» فقط از وزن عروضی محروم است و این به معنای عدم توجه به گونه‌های دیگر موسیقی شعر نیست و شما می‌توانید برای رسیدن به درک بهتری از این روند، به کتاب مهم دکتر شفیعی کدکنی با نام «موسیقی شعر» مراجعه کنید] همچنین استفاده از صنایع لفظی و معنوی در «شعر منثور» در اولویت نخست شاعر باید باشد.
سه. «شعر منثور» در حد فاصلِ «شعر سپید» و «نثر شاعرانه» دارای موقعیت مطلوب خود است و هیچ کدام از این دو گونه ادبی نیز نیست. «شعر سپید» هم از وزن عروضی سود می‌برد هم از قافیه. [استفاده «شعر سپید» از وزن عروضی، به شکلِ ورود به «بحر» و بعد تداوم آن با سکته‌های ملیح مکرر است تا به موسیقی عادی کلام برسد و از قافیه نیز برای تمام‌کنندگی «مضمون» استفاده می‌کند. این نکته مهم را دکتر کدکنی در «موسیقی شعر» خود به شکل مفصل توصیف و تشریح کرده است در فصلی که به «شعر سپیید شاملویی» پرداخته است.] از سویی دیگر، «شعر منثور»، «نثر شاعرانه» نیز نیست چرا که در دومی، تقدم کلمه «نثر» به مخاطب اعلام می‌کند که بنا نیست از مرز میان «شعر» و «نثر» عبور کند بنابراین نگارنده نیز ناچار نیست نگران «رقص کلمات» و «منعقد شدن مضمون» و «عمق صحنه یا پرسپکتو شعری» در این متون باشد پس نه گلستان سعدی، بخش‌های منثورش شعرند نه مناجات‌نامه خواجه عبدالله انصاری و نه تذکره الاولیای عطار و نه تاریخ بیهقی، گرچه می‌توان در سطرهایی از این آثار، شعر یافت اما نه نویسندگان این متون شگفت‌آور به دنبال خلق شعر بوده‌اند و نه در آن زمانه، شعر به معنای امروز، تقسیم‌بندی می‌شده تا نگارندگان، به «معیارهای نقد ادبی و زیباشناسی شعر مدرن» نیازمند باشند و کار خود را کردند و آرد خود را بیختند و الک خود را آویختند. نتیجه آنکه، تلاش برخی از شاگردان نیما، برای توجیه شعر سپد و شعر منثور در اواخر دهه چهل، با شعر نامیدن این آثار کلاسیک اشتباه بوده است.
اما در باره مرسوله‌ی اخیرتان؛ مخاطب در مرسوله‌های پیشین‌تان برای پایگاه نقد شعر، با آثار کلاسیک شما رو در رو بوده است و اکنون تغییر وادی و قالب داده‌اید و خواسته‌اید در حوزه شعر منثور وارد شوید چنانکه در بخش «پیام شاعر برای منتقد» هم نوشته‌اید: «بیشتر درحوزه شعر کلاسیک کار کرده‌ام اما هر از گاهی نیز سپید کار می‌کنم این اولین کار سپیدم نیست اما اولین کار سپیدی‌ست که به بوته نقد سپرده‌ام و بیشتر جنبه تفنن دارد و اگر مقاله یا کتابی یا منبعی که اصول شعر سپید در آن باشد و به من معرفی کنید ممنون می‌شوم به ویژه فرق آن با نثر ادبی» گمان می‌کنم تا حدی، موارد خواسته شده را توضیح داده‌ام یا تشریح کرده باشم در سطور فوق. پیشنهادم آن است که یا از خیر گفتن شعر منثور بگذرید یا به طور کامل، وارد این وادی شوید. ماندن در مرز تفنن، هم تأثیر منفی بر «این‌گونه‌گویی» شما می‌گذارد هم بر روند شعر کلاسیک‌گویی شما، نوعی «انفعال» و «بازگشت کیفی» را تحمیل می‌کند. پیشنهاد دوم من آن است که برای آشنایی بیشتر با کل روند شعر نو، دو کتاب «شعر و شاعران» و «شعر نو از آغاز تا امروز» محمد حقوقی و «تاریخ تحلیلی شعر نو» شمس لنگرودی را با مراجعه به نزدیک‌ترین کتابخانه عمومی نهاد کتابخانه‌های کشور به امانت بگیرید و بخوانید. مخصوصاً در کتاب نخست، از مطالعه مکرر دو مقاله «از سرچشمه تا مصب» و «کی مرده کی بجاست» غفلت نفرمایید.
اما چند نکته در باره این دو متن:
الف. از «توضیح دادن در شعر» بپرهیزید فرقی هم نمی‌کند چه قالبی باشد. کار شعر، یا توصیف کردن است یا تصویر کردن.
ب. از مبهم کردن شعر در «روگفتار» بپرهیزید باز هم فرقی نمی‌کند چه قالبی باشد. روگفتار، برای جذب مخاطب عام بسیار مهم است و نباید چنان پیچیده شود که مخاطب، شعر را بگذارد و فرار کند اگر به دنبال پیچیدگی معنا و عمق فضا هستید باید در «زیرگفتار» اتفاق بیفتد.
ج. از «اطناب» بپرهیزید. اگر بناست تیری بر نشانی اصابت کند باید مستقیماً به سمت آن نشان رها شود. همین.
نتیجه آنکه احتمالاً بهترین صورت‌بندی متن نخست شما این گونه خواهد بود با حذف‌ها و تغییرات و وام‌گرفته‌هایی از متن دوم:
هریک به ترتیب بر پاره آجر خوشبختی خود ایستادیم
دایره پاهای کیست که چرخ می‌خورد؟
زیرِ بارانی که هرگز نبود لب‌های آهنی زنگ خانه‌ی ما را نواختند
دوره‌ی حاکمیت صدا
دوره‌ی حاکمیت صدا
و بعدِ آن
دهان‌هایی که برای بسته شدن باز مانده بودند
از من نپرس چرا
گوش‌هایم را که مرا می‌شنیدند
به میخ‌های ناگزیری آویختم؟
منتظر آثار تازه‌تان هستیم. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۳
مریم خان آبادی آرانی » شنبه 08 خرداد 1400
ممنون و متشکرم.
مریم خان آبادی آرانی » چهارشنبه 05 خرداد 1400
سلام جنای سلحشور ضمن تشکر از نقد سازنده شما یک سوال:با این اوصاف آیا به دو نوشته ای که فرستادم می توان نثر شاعرانه گفت؟آیا نوشتن نثر شاعرانه هم اصولی دارد؟ واصلا آیا این گونه ادبی مفید است؟ و برای نقد این گونه ادبی به چه کسی باید مراجعه کرد؟ با تشکر.
یزدان سلحشور » شنبه 08 خرداد 1400
منتقد شعر
سلام.به هر حال هر متنی می‌تواند‌برای کسی یا کسانی مفید باشد و مخاطبانی هم داشته باشد اما اگر سوال این است که نثر شاعرانه امروزه هم چون‌گذشته اعتباری اجتماعی‌یاهنری مثل قطعه ادبی در 6 یا 7 دهه قبل دارد؟پاسخ، منفی‌ست.اینکه برای نقد این گونه ادبی به چه کسی باید مراجعه کرد؟اگر منظور، نقد مدرن است که به نظر نمی‌رسد منتقدان مدرن دیگر برای چنین متونی وقت بگذارنداما منتقدان سنتی در نشست‌های سنتی شعر،محتملاً هنوز برایش وقت می‌گذارندیا برخی ادیبان سنت‌گرا.اولویت البته برای یک شاعر بایدشعر باشد.پیروزباشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.