گنگ همچون شب فشرده در آسمان




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : پری طیبی


عنوان شعر اول : شب
چشم می دوزم
به روشنیِ دستهای تو
اما چگونه!
هربار که مرا
بر شانه ات حمل کنی
می افتم
هرکجا که هق هق کنم
سنگین می شود
می ریزد
می پاشد
تو به ستاره ها فکر می کنی؟
من اما به شب
که یکدست
خودش را در آسمان فشرده است
پری طیبی


عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
....
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر از متني يكدست تشكيل شده است مگر اين كه منطق متن ، پاشيدگي ظاهري آن را توجيه نمايد . مثلا فرض كنيد شعري راجع به سنگري منهدم شده مي خوانيم . در اين وضعيت پراكندگي و از هم پاشيدگي متن در نوع خود اجراي انهدام سنگر است . يا شاعر مي توند با پراكندگي و بي ساماني متن ، ديالوگ ها و مونولوگ هاي جاري در يك دارالمجانين را اجرا نمايد !
شعر به مثابه يك پازل مي تواند در نگاه اول فاقد انسجام باشد اما در نهايت بايد بتواند با تلاش ذهني مخاطب به شكل نهايي منسجم خود برسد .
شعر كهن فارسي اساسا بيت محور است يعني علي رغم شكل گيري در فضايي واحد ، فاقد محور طولي است . حال آن كه شعر نو داراي محور طولي است و به قول «يدالله رويايي» هر شعر نو يك قطعه است .
شعر «شب» از خانم «پري طيبي» سطرهاي بعضا خوبي دارد كه بهترين آنها در پايان بندي شعر مي آيد .
تو به ستاه ها فكر مي كني / من اما به شب / كه يكدست / خودش را در آسمان فشرده است
با اين حال كليت شعر فاقد اين انسجام معنايي است و به همين دليل گنگ و مبهم مي نمايد .
«تو» در اين شعر قابل شناسايي نيست . تويي كه راوي را بر شانه هاي خود حمل مي كند و هر بار او را مي اندازد !!
گزاره ي دوم شعر اساسا ناقص است .
هر كجا كه هق هق مي كنم / سنگين مي شود / مي ريزد / مي پاشد
كي يا چي سنگين مي شود ، مي ريزد و مي پاشد ؟
گزاره ي پاياني علي رغم زيبايي انفرادي چه ربطي به كليت شعر دارد ؟
چنين اشعاري اساسا فاقد ژانر هستند . نمي توان گفت كه آيا اين شعري تغزلي و عاشقانه است ، شعري در رثاي كسي است ؟ (مرثيه است؟) شعري اجتماعي است ؟ ...
انديشيدن به ساختار منسجم معنايي و يكدستي تصويري متن از اصول غيرقابل ترديد شعري ست چه در غير اين صورت هر ناشاعري مي تواند با رديف كردن چند گزاره ي احساسي ادعاي شاعري نمايد .
خانم «طيبي» در اين متن نتوانسته است به انسجام و روشني ساختار معنايي اثرش برسد و نوشته ي خويش را از گنگي و ابهام برهاند .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۲
پری طیبی » یکشنبه 07 آبان 1396
هر بار که مرا بر شانه ات حمل کنی می افتم/هرجا که هق هق کنم سنگین می شود می ریزد می پاشد/خب معمولا آدم بر شانه های کسی تکیه میکنه یعنی مخاطب عام که آدم دردمند رو بر شانه هاش تکیه میده پای دردش مینشینه/یعنی حجم دردها سنگینه به هر دلی به هرچیزی ممکنه درد برسونه/اینکه انسجام نداره خودم تایید می کنم
حمیدرضا شکارسری » دوشنبه 08 آبان 1396
منتقد شعر
ارادت و احترام

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.