اندر مصائب نگنجیدن




عنوان مجموعه اشعار : روزنه
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : -
تو آن آوای جان افزا که در نالم نمی گنجد
سبکبالانه پروازی که در بالم نمی گنجد

به جانم شام تاری بود روشن شد ز خورشیدت
تویی آن اختر تابان که در فالم نمی گنجد

ز رویایم گذر کردی دو چشمم را تو تر کردی
چنان شوریده سر گشتم که در حالم نمی گنجد

دلم بر بام تو کوتر ز سودایت زند پرپر
چه گویم آرزویی را که در قالم نمی گنجد

حدیث عشق و سرمستی ورق بر دفترم افزود
همان تقویم پر برگی که در سالم نمی گنجد
------------------
اين سروده مربوط به من نيست، بلكه از آنِ يكى از دوستان است كه خواسته بدون ذكر نام شاعر نقد شود. پيشاپيش تشكر ميكنم.



عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : آرش شفاعی
دوست شاعرمان آقای سید مهدی منتظری، شعری از دوستی دیگر برایمان فرستاده است و خواسته درباره اش نظر بدهیم. شعر این دوست عزیز از مقدمات شاعری و تسلط بر وزن و قافیه عبور کرده است و از این منظر باید به او آفرین گفت ولی اینها مقدمات شاعری است و تازه کار از اینجا آغاز می شود. نخست اینکه زبان و فضای شعری این شعر از روزگار خود به دور افتاده است. شاعر هنوز در بند دایرۀ واژگانی است که در شعر سنتی مصرف دارد و جسارت شکستن این حصار را در خود نمی بیند. در نگاه او هنوز هرجا بام هست، باید کبوتری هم سر و کله اش پیدا شود. در اینچنین شعری خیلی چیزهایی که در زندگی امروز ما حضور دارد، به قول خود شاعر «نمی گنجد» و تنها حدیث عشق و سرمستی، اختر تابان و شام تاری در چنین شعری می گنجد. درصورتیکه دورۀ این نگاه و زبان گذشته است. شاعری و هنرورزی به جسارت و توان شکستن قالب های ذهنی نیاز دارد و اگر شاعر این شعر نتواند، دست از عادت های ذهنی و تقلید زبان و نگاه شاعران کلاسیک بردارد، نخواهد توانست در شعر امروز جایی برای خود باز کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
سید مهدی منتظری » شنبه 27 آبان 1396
سلام. بسيار متشكرم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.