پیش به سوی اتفاقات مهم‌تر




عنوان مجموعه اشعار : معشوقه ی عاشق
شاعر : محدثه نبی حسینی


عنوان شعر اول : .

گاه لیلی کار مجنـون می کند
چشم را با گریه پر خون می کند

گاه باران گاه طوفان می شود
سیل می اید و ویران میشود

گاه لیلا تا بیابان می رود
در هوایش با دل و جان می رود

لیل لیلی تا پریشان می شود
روح مجنون باز حیران می شود

تا نویسد شعر لیلی را قلم
ناگهان گوید در این اثنا دلم

عشق لیلی در خفا زیبا تر است
ناز در معشوقه ها زیبا تر است



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به مثنوی دوست شاعر نوجوان محدثه نبی‌حسینی، از خواندن شعرتان لذت بردم، از این جهت که در این سن و سال توانسته‌اید اثری سالم بنویسید که بدون تردید این سلامت ثمره مطالعه و تمرین شماست، اینکه توانسته‌اید مثنوی سالمی بنویسید نشان می‌دهد مسیر روبرو برای شما هموار است، حالا که قواعد شعر کلاسیک را می‌شناسید بهتر است به خدمت درآوردن این قواعد و ابزار را در جهت حرفی که می‌خواهید بزنید تمرین کنید، فراموش نکنید شعر نوشتن تنها رعایت این قواعد نیست، از این جا به بعد باید سعی کنید حرف تازه بزنید، از پنجره‌های تازه نگاه کنید و تا می‌توانید بخوانید و بنویسید، عمده‌ترین مشکلی که این روزها شاعران جوان دارند کم خواندن و کم نوشتن است، تمرین در نوشتن قلم شما را ورزیده می‌کند و خواندن آگاهی شما را در خصوص متنی که می‌نویسید بالا می‌برد، همانطور که گفتم مثنوی که برای نقد ارسال کرده‌اید مثنوی سالمی‌ست، وزن و قافیه در آن به درستی رعایت شده است، اما این برای تبدیل به یک شعر خوب شدن اصلا کافی نیست، زبان و فضای شعرتان قدری کهنه است، کهنه بودن فی نفسه بد نیست اما اگر مضمون‌ها هم به همان شکل کهنه استفاده شوند آن وقت است که می‌توان این کهنگی را یک ایراد در شعر قلمداد کرد.در این مثنوی مضمونی که می‌خواستید بنویسید زیباست، پرداختن به عشق از نگاه معشوقه، برخلاف سنت رایج که عشق را با عاشق معنا می‌کنند، اما برای زیباتر شدن این متن شاید نیاز بود از گوشه‌های شاعرانه‌تری به این مضمون تماشا کرد، در بیت اول می‌گویید گاهی لیلی هم مانند مجنون در غم دوری محزون است، در بیت دوم هم دقیقا همین حرف را تکرار کرده‌اید، تکرار به خودی خود ضعف نیست اما وقتی پشتوانه‌ای به همراه نداشته باشد شعر را دچار اطناب می‌کند، مضافا بر اینکه برای درست خواندن وزن در مصرع دوم بیت دوم مجبوریم (و) را (وَ) بخوانیم که از حیث موسیقایی خیلی خوشایند نیست، بیت سوم هم باز تکرار همان مضمون بیت اول و دوم است، یعنی شباهت لیلا و مجنون، بدون حرف و اتفاق تازه، ترکیب (لیل لیلی) زیباست اما کاش کارکردی هم از آن در شعر می‌کشیدید تا اهمیت بودنش بیشتر شود، در بیت پنجم کمی غیرمنتظره و البته بدون پشتوانه‌ی شعری از فضای لیلا و مجنون به فضای شعر خود می‌رسید، ضمن اینکه نوشتن در خود یک فعل تدریجی دارد که با ناگهان در مصرع بعدش همخوانی معنایی درستی ایجاد نمی‌کند، بیت آخر هم که به نوعی نتیجه‌گیری کار محسوب می‌شود بیت خوبی برای پایان بندی نیست، یک اینکه ناز و معشوقه از قدیم همراه بوده‌اند، و وقتی شما می‌گویید ناز در معشوقه زیباتر است انگار که ناز در عاشق زیبا بوده است در حالی که بین عاشق بودن و ناز داشتن چندان ارتباطی وجود ندارد، چنانکه حضرت حافظ می‌گوید: چو یار ناز نماید شما نیاز کنید، به عبارت دیگر وقتی ناز کردن همواره برای معشوقه مورد استفاده بوده اینکه بگوییم ناز در معشوقه زیباتر است اساسا حرف درستی نزده‌ایم، ارتباط دو مصرع هم ضعیف است، چون بین عشق و ناز هم ارتباطی که می‌خواستید با آن بیت را کامل کنید وجود ندارد، در مجموع شعر متوسطی نوشته‌اید، که فرم و شکل ساختاری آن شبیه شعرهای کهن است، اما برای اینکه چنین نتیجه‌گیری را در پایان شعر بیاورید لازم است کمی با مقدمات کامل‌تری بنویسید، گاهی لیلی نوشته‌‎اید و گاهی لیلا که این هم خیلی خوب نیست، در کل فراموش نکنید که شعر امروز شعر پاسخ و نتیجه نیست بلکه شعر پرسش است.

با آرزوی موفقیت برای شما.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
محدثه نبی حسینی » پنجشنبه 16 اردیبهشت 1400
خیلی ممنون از توجه و وقتی که صرف کردید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.