چایِ خستگی نوشیده




عنوان مجموعه اشعار : من عشق را خوردم
شاعر : محمد خوش بین


عنوان شعر اول : بغض
امشب میان این گلو یک بغض مهمان من است
این سرفه های لعنتی آهنگ قلیان من است

آخر به زنجیرم کشید این شعرهای بی مرام
بعد از تو قاتل های من هر برگ دیوان من است

عمری عزیز مصر می مانی ولی ای نازنین !
شهری که چشمش را به پایت داد کنعان من است

گاهی سکوتی ممتدم ، گاهی پر از شور و غزل
از بس که حیران تو ام ، یک شهر حیران من است

در فتح شهر قلب تو، سرباز سرسختت منم
حالا که افتادم ببین ، سردر گریبان من است

عنوان شعر دوم : عشق نام دیگر من
زندگي از بسكه ويران كرد رويای مرا
چای دم شد تا بنوشد خستگی های مرا

قسمتم ساحل شد و جان كندن آيا می شود؟
مي شود؟ بر من ببخشی باز دريای مرا

عقل و روحم را سياهی ها به چالش می كشند
می كند پر نعش يك ديوانه شب جای مرا

پرسش پيچيده ام حل كردن من ساده نيست
كس نمی فهمد بغير از مرگ معنای مرا

فرق طوطی با كبوتر در سخنور بودن است
شعر گفتن ويژگی بخشيده دنيای مرا

عشق نام ديگر من هست پيدايم كنيد
كس ندارد در همه آفاق پهنای مرا

عنوان شعر سوم : آنقدر بودی
روی خطوط سرنوشتم رد پایت بود
هرجا که می رفتم به گوش من صدایت بود

هرجا، میان کوچه و شهر و خیابان ها
حتی به سرخط خبرها ماجرایت بود

آنقدر بودی تا که دنیا بی تو کوچک شد
دنیای کوچک در کنارت بی نهایت بود

در فصل های سرد و گرم و قصه ی پاییز
هرجا و در هر گوشه ی شعرم هوایت بود

اما چه ساده خط کشیدی و رها کردی
او را که روزی ازتو بود و آشنایت بود

با اینکه رفتی ساده و حتی نفهمیدی
این "من" دلیل زندگی و خنده هایت بود!
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
اشعار ‌شاعر گرامی‌مان را خواندم. ایشان گویا 42 ساله‌اند و کمتر از یک سال است که به نوشتن شعر مشغول‌اند. به ایشان تبریک می‌گویم که در یک‌سال به چنین پیشرفت شگرفی رسیده‌اند که می‌توان گفت نه تنها از نظر موسیقی اشعار ایشان چیزی کم و کسر ندارد بلکه ردپایی از کشف نیز در آن مشاهده می‌گردد.
برای شعر اول می‌توان چند نکته قابل بحث پیدا کرد. مسئله اول قافیه این غزل است که تاکنون بسیار زیاد از آن استفاده شده است و وقتی شاعری دست روی این قافیه می‌گذارد این را باید بداند که نیاز است چیزی برای عرضه داشته باشد و البته با توجه به ابعاد استفاده از این قافیه یافتن نکته‌ی ناگفته سخت است. همچنین در مورد استفاده از داستان‌هایی مثل یوسف و زلیخا و یعقوب و کنعان و غیره نیز چنین است. که البته هرچند شاعر در استفاده از قافیه به گونه‌ای دیگر چندان موفق عمل نکرده اما در مورد استفاده از قافیه کنعان و تلمیح به داستان از پس قصه برآمده است.
مسئله بعدی این شعر، که البته در شعرهای بعدی کمتر اتفاق افتاده، استفاده از کلماتی مثل این، یک و همچنین نازنین و خطاب‌های این‌چنینی ست. وقتی ظرف شعر برای آنچه قرار است در آن بریزیم کمی بزرگ باشد، مجبوریم از کلمات زائد که البته ناخودآگاه به زبان می‌آیند برای پر کردن وزن استفاده کنیم. این بیشتر زمانی اتفاق می‌افتد که شاعر چندان با وزن‌های دوری کار نکرده یا گنجینه‌ی لغات غنی ندارد.
در مورد غزل دوم در درجه اول فکر می‌کنم شروع بسیار خوبی دارد و همین مسئله باعث شده است که نسبت به شعر اول ایشان دلنشین‌تر باشد. علت این امر بیت اول و در واقع شروع کار است که با بیت چای به‌گونه‌ای ملموس آغاز شده است. این‌که به چای جان بخشیده شده این مصرع را قشنگ‌تر کرده است.
در مورد بیت‌های بعد مسئله‌ی بارزی که وجود دارد و البته در بیت سوم بیشتر مشهود است روان نبودن مصرع‌هاست. در دهه اخیر با پیشرفت شعر مدرن غزل‌سرایان نیز از غالب کلیشه‌ای شعر که معمولا ارکان جمله جابجا بودند درآمدند. کم کم جملات آمده در مصرع‌ها به صورت گفتاری نزدیک‌تر شد و یک جمله به طور سالم در یک مصرع می‌آمد. در بیت سوم هرچند مصرع اول راه را درست رفته اما در نهایت مصرع دوم سخت بیان شده :
عقل و روحم را سیاهی‌ها به چالش می‌کشند
می‌کند پر، نعش یک دیوانه شب جای مرا
در واقع جمله این‌گونه است : یک شب نعش یک دیوانه جای مرا پر می‌کند.
ای کاش در بیت آخر هم تضمین به شعر منزوی قشنگ‌تر اتفاق می‌افتاد یا به عبارتی امانت‌داری می‌شد :
مثلا : نام من عشق است، آری عشق! پیدایم کنید...
در مورد غزل آخر می‌توانم بگویم از نظر زبانی سالم‌ترین شعر ارائه شده در این مجموعه است. همچنین تقریبا شعر از نظر فراز و فرود یک‌‌دست است. روایت در سه بیت اول به خوبی پیش رفته و در بیت سوم به اوج خود می‌رسد. آنقدر بودی تا که دنیا بی‌تو کوچک شد...
برای شاعر گرامی این اشعار آرزوی بهروزی دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۱
محمد خوش بین » یکشنبه 26 اردیبهشت 1400
سلام بانوی گرامی و سپاس از رهنمود های ارزشمندتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.