منطق در شعر سپید




عنوان مجموعه اشعار : 'گردون
شاعر : قاسم بیابانی


عنوان شعر اول : دستبندهای قشنگ
چرا باید دندان برجگر بگزم!؟
چرا باید خط تیره بر دیوار بکشم!!
چرا همیشه،کسی آنسوی در زمزمه می کند
"چه دستبندهای قشنگی"

ما که هم قسم شده ایم
از پیام سیاه قفل نترسیم

عنوان شعر دوم : تنها برای...
آنگاه که نگاه ...آه می شود

عنوان شعر سوم : خواستگاری(شعر گردون)
چای
اورده بود
داغ داغ داغ
نگاهم می کرد
دنبال سرانجام رویایش بود
یا قناعت سرنوشت
نمی دانم
اما من
عاشقش بودم
برداشتم
اس س ستکان
چای
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
عنوان شعر اول: دستبندهای قشنگ
با بررسی ابتدایی شعر به راحتی می توان متوجه شد فعل "گَزیدن" در سطر اول علاوه بر بازی زبانی شکل یافته در درون خود رها شده به نظر می رسد، چه بسا شاعر می توانست فعل سطرهای بعد از خود را نیز در شمایل دیگری مورد استفاده قرار دهد تا مخاطب به هارمونی فعل ها برسد و کلمه ی بگزم خود را از شعر بیرون نشان ندهد، همچنین استفاده از کلمه ی "آنسوی"زبان و موسیقی شعر را نسبت به سطرهای دیگر برهم زده است. اگر "دستبندهای قشنگ" را دستبندهای زندان بدانیم و خط تیره ها را نشانه های روزهای سپری شده، این نکته را نباید فراموش کنیم که درون زندان به کسی دستبند نمی زنند و نهایتاً پایان بندی اثر "هم قسم شدن" و "قفل سیاه" نشان میدهد که شاعر در پی اعتراض سیاسی یا اجتماعی در شعر خود است و با این تعبیر کلمه ی "قشنگ" بر دستبند نمایان تر می شود.

عنوان شعر دوم: تنها برای ...
در شعر دوم شاعر با بازی زبانی تصویر پشیمانی را می سازد.عنوان در این اثر ("تنهای برای ..." ) به کمک اثر می آید و بار تنهایی را دورادور قوت می بخشد.در بازی زبانی ارائه شده ما با سه کلمه ی اصلی یعنی "آنگاه"، "نگاه"، "آه" مواجه هستیم. در ابتدا یک حرف یعنی "الف" ابتدایی حذف می شود و به "نگاه" می رسد، اما در مرحله ی دوم دو حرف یعنی "ن" و "گ" حذف می شود و کلمه ی "آه" می ماند. حال مخاطب آیا منطق این کوتاه شدن را در اثر می یابد؟

عنوان شعر سوم: خواستگاری
مخاطب این اثر با شعری روایی مواجه است و سطر پنجم "دنبال سرانجام رویایش بود" برجسته ترین سطر شعر محسوب می شود. دیگر سطرها در پی ارائه فضا هستند و با نثر ارتباط عمیق تری برقرار می کنند. در این متن ارسالی "خواستگاری" عنوانی ست که در کارکرد متن قرار گرفته است و ای کاش شاعر در سطرهایش کارکرد شاعرانه ی بیشتری می کشید و اینگونه نبود که تنها در خدمت روایتی به دور از شعر باشد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.