شعر یا کاریکلماتور؟




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : محمد علی تهمی زنجانی


عنوان شعر اول : ...
تابستان فصل خود کشی دست جمعی میوه هاست
توت هایی که از درخت می افتند
دیگر برای زندگی ارزشی قائل نیستند
میوه ای رسیده است که مرده است



عنوان شعر دوم : ...
گل های قالی را
رو طناب حیاط با چوب زدند
برای اینکه روی آنها خاک نشسته بود



عنوان شعر سوم : ...
تیک تیک تیک تیک
ثانیه شمار در جا میزند
دقیقه شمار سکته میکند
و آنکه از همه کوچک تر است می میرد
مراقب ساعت ها باشید
قلبشان با باطری کار میکند
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
مرز بین کاریکلماتور، جملات قصار و نیز مرز بین برشی از یک شعر با یک شعر نو کوتاه، شاید به اندازه‌ی یک مو باشد، اما همین فاصله‌ی کم آنقدر ظریف و تعیین‌کننده است، تو گویی مرز بین جنون و نبوغ است. چون آن‌جا هم همین فاصله‌ی در حد یک مو و ظرافتی در همین حد و میزان تعیین‌کننده است.
آنچه ما در آثار محمدعلی تهمی زنجانی، ۲۷ ساله، از تهران که سابقه‌ی شاعری‌اش را بیش از پنج سال اعلام کرده است، دیده‌ایم، چیزی در همین مایه و اندازه است و ماهیتی کاریکلماتوری دارد.
ماهیت هر سطر از چهار سطر ذیل و طبعا کلیت این چهار سطر به عنوان شعر نو کوتاه موید همین نکته است؛ شعر نو کوتاهی که به سمت کاریکلماتور درغلتیده است:
سطر اول: «تابستان فصل خودکشی دسته‌جمعی میوه‌هاست.»
سطر دوم: «توت‌هایی که از درخت می‌افتند.»
سطر سوم: «دیگر برای زندگی ارزشی قایل نیستند.»
سطر چهارم: «میوه‌ای رسیده است که مرده است.»
حال به صورت یکجا به این چهار سطر به‌عنوان یک شعر مستقل بنگرید؛ آیا ماهیتی جر کاریکلماتور می‌بینید؟:
« تابستان فصل خودکشی دسته‌جمعی میوه‌هاست
توت‌هایی که از درخت می‌افتند
دیگر برای زندگی ارزشی قایل نیستند
میوه‌ای رسیده است که مرده است.»
کاریکلماتوریست‌ها بیشتر در سال‌های اخیر، با دست یازی به ظرافت‌های شاعرانه، خود را به مرز شعر ‌رسانده‌اند، اما این موارد استثنایی است؛ در حالی که نزدیکی بخشی از شعرهای کوتاه ما به کاریکلماتور در این روزها انگار کم‌کم دارد به امری معمول تبدیل می‌شود.
در واقع، بیرون‌رفت از این وضعیت، جز از طریق ایجاد فرم در شعر صورت نمی‌گیرد؛ یعنی از طریق چگونگیِ شکل‌گیری شعر. این چگونگیِ شکل‌گیری در اصل، اصل و ماهیت شعر است؛ چون مجموعه‌ی عوامل و کارکردهای شاعرانه و عناصر شعری سبب این چگونگی در شکل‌گیری می‌شوند.
به دو شعر نو کوتاه ذیل از منوچهر آتشی اگر توجه کنید، متوجه نوع فرم و نوع شکل‌گیریشان خواهیم شد، اولی چگونگی‌اش را در استفاده‌ی کمتر از کلمات می‌گیرد و دومی کمی رهاتر است و به منطق نثر نزدیک‌تر، و البته هر دو دارای ویژگی‌های دیگر که در نهایت این دو شکل را به‌دست می‌آورند:
1
«صیادِ رنگ‌ها!
تا چند شاخه فاصله داری با من؟
تا چند گل.»
2
«خانه‌ات سرد است؟
خورشیدی در پاکت می‌گذارم و برایت پست می‌کنم.
ستاره‌ی کوچکی در کلمه‌ای بگذار و به آسمانم روانه کن.
ـ بسیار تاریکم. ـ»
اثر دوم محمدعلی تهمی زنجانی نیز باز همان راهی را رفته که اثر اولش. در اثر نخست باز حرفی برای گفتن داشت اما در این اثر فقط بازی با کلمات است و صرفا ماندن در لفظ. یعنی این بیان واقعیت صرف، بی‌هیچ تمهیدی شاعرانه که «گل‌های قالی را روی طناب چوب زدند به جرم نشستن خاک بر رویش»، گویای چه امری در واقعیت است؟ که اگر هم باشد، این قرینه را صرفا مخاطب با ذهن خود از واقعیت اخذ خواهد کرد، و ربطی به این اثر ندارد. البته بعید می‌دانم همین امر هم حاصل شود:
«گل‌های قالی را
رو طناب حیاط با چوب زدند
برای این‌که روی آن‌ها خاک نشسته بود.»
این اثر مانند آن است که مثلا من(بداهه) بگوییم:
«زمستان بود
برف بر سقفش می‌نشست
برای این‌که حرکت نکرده بود
ماشین در جا خشکش زده بود.»
اثر سوم که باز شبیه کاریکماتور است، شاید تنها نکته‌گویی اتفاقی‌اش باشد که کمی پررنگ و جالب است، وگرنه همچنان این‌گونه ظریف‌اندیشی‌های شبه‌شاعرانه با شعر فاصله بسیار دارد:
«تیک تیک تیک
تیک
ثانیه‌شمار درجا می‌زند
دقیقه‌شمار سکته می‌کند
و آن‌که از همه کوچک‌تر است می‌میرد
مراقب ساعت‌ها باشید
قلبشان با باطری کار می‌کند.»
شما دو خط آخر اثر سوم محمدعلی تهمی زنجانی را از مابقی سطرها جدا کنید، خیلی راحت به ماهیت و شکل کاریکلماتوری آن بیشتر پی خواهید برد:
«مراقب ساعت‌ها باشید
قلبشان با باطری کار می‌کند.»
در واقع، محمدعلی تهمی زنجانی، اغلب کاریکلماتورهایش را کش می آورد و چند تا را یکی می‌کند؛ چند تایی که با هم هم‌خوانی دارند. خوب است او از این نکته‌ی مثبت برای شعرگفتن استفاده کند. فعلا باید خود را از کاریکلماتور گفتن برهاند. چه بسا نیز استعدادش در همین تولید و خلق کاریکلماتورهای خوب باشد.
ناگفته نماند که هر شعری می‌تواند در خود به‌نوعی قصارگونه هم باشد یا نمایی از کاریکلماتور هم در خود داشته باشد؛ اما نباید ماهیتی غیرشعری داشته باشد.
استعداد محمدعلی تهمی زنجانی را نمی‌توان برای رسیدن به شعر نادیده گرفت؛ چرا که او از طریق کاریکلماتور به شبه‌شعر نزدیک شده است. مطالعه و ارتباط مدام با پایگاه نقد شعر فعلا دو سفارش من است که امیدوارم او بکارش گیرد. اگر هم سوالی دارد می‌تواند شماره‌ی همراهم را از مدیر محترم پایگاه جناب معید داستان بگیرد.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۴
محمد علی تهمی زنجانی » یکشنبه 05 اردیبهشت 1400
بعله چشم.سپاس از شما
ضیاءالدین خالقی » شنبه 04 اردیبهشت 1400
منتقد شعر
سلام. ممنونم. اگر بتوانی اشعار قبلی ات را به واتساپ یا تلگرامم بفرساید بهتر است. میتوانید با شماره ی 66966152 داخلی 427 تماس بگیرید و شماره ی تلگرام و واتساپ مرا از ایشان بگیرید. گفتگو خواهیم کرد.
محمد علی تهمی زنجانی » پنجشنبه 02 اردیبهشت 1400
در آخر نمیدانم که شما سری به بقیه نوشته های ثبت شده ی بنده زده اید یا نه اگر زده ای خوشحالم کرده اید و اگر نه خوشحالم می کنید که نگاهی به آنها هم بیندازی.بازهم سپاس فراوان
محمد علی تهمی زنجانی » پنجشنبه 02 اردیبهشت 1400
درود و سپاس جناب خالقی عزیز اتفاقا این روزها به همین فاصله مویی که شما اشاره کردین فکر می کردم و اینکه به کجا میبره مسیر نگارش رو .سپاس از شما گوش زد بجایی بود برای من البته فکر می کنم این آفت در کار ها بخاطر تلاش در کوتاه نویسی و جلو گیری از اطناب هست که زمان می برد برای پیدا کردن جای ثابت و درست.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.