از مورچه‌ای زیر کفش




عنوان مجموعه اشعار : غزل زرد
شاعر : رضا آرامی


عنوان شعر اول : کابوس بد

نام غزل : کابوسِ بد

ساعت من خواب ماند و لحظه لحظه دیر شد
نوجوانِ تو از این پس کهنه سالی پیر شد

اتفاق رفتنت خواب از دو چشمانم گرفت
مثل یک کابوس بد، که واقعاً تعبیر شد

رفتی و مانند یک زندانیِ عاشق شدم
که درون خاطراتِ تو غل و زنجیر شد

عشق تو پا های عابربود و دل یک مورچه-
و به لطف رفتنت با خاطراتت زیر شد

بی تو شب‌ها با کتاب شعر خلوت کرده ام
بیت‌ها گفتند: ((دل)) بازیچه‌ی تقدیر شد

مانده‌ام با تلخیِ این قهوه‌ها خیره به در
روز وشب بیدار،تا هر چشم بی تصویر شد

خاطراتت دود شد در ریه ام انقدر که...
کم صد ها پاکت سیگار بی تاثیر شد

رضاآرامی(سراب)


عنوان شعر دوم : ....
......

عنوان شعر سوم : ......
......
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
با غزلی رو به روییم که تقریبا تمام و کمال چارچوب‌های اولیه آن رعایت شده‌اند. ما در این شعر با تصویر رو به روییم. تصویرسازی در شعر از همان زمان که رودکی سروده‌ بود : «بوی جوی مولیان آید همی» رواج داشت اما شاید پس از قرن پنجم با حضور منوچهری و آن مسمط معروفش «خیزید و خز آرید که هنگام خزان است» به اوج خود رسید. منوچهری در این مسمط آنچنان به توصیف طبیعت می‌پردازد که هنوز هم پس از هزارسال تصاویر زنده‌اند.
تصویر دقیقا همان رکنی ست که موجب همراهی مخاطب با شعر می‌شود. تصویرسازی دو پیام بزرگ در دل خود دارد. یکی اینکه شاعر درصدد تفهیم معانی با زبان ساده است. دوم اینکه برای فهم معانی مخاطب باید بیشتر در شعر دقیق شود تا بتواند لایه‌های زیرین شعر را دریابد.
اولین تصویری که شاعر به مخاطب ارائه می‌دهد در مورد خواب ماندن ساعت است. هرچند این تصویر سال‌هاست در گفتار عامه استفاده می‌شود اما از نظر تصویری زیباست و هنوز قابلیت استفاده دارد. در مصرع بعد که بیت اول و پیشانی کار است، رکیب نوجوان تو مخصوصاً در شعر عاشقانه چندان خوش ننشسته‌است. در بیت بعدی شاعر بهتر بود را را حذف نمی‌کرد. در واقع بیت باید اینگونه می‌بود : اتفاق رفتنت خواب را از چشمانم گرفت.
شعر دارای تصاویر بسیاری است و این نقطه قوت شعر است اما آنچه ما در این نوشتار به دنبال آنیم بیان نقاط ضعفی‌ست که با تغییراتی کوچک، امکان بهتر شدن شعر را به وجود می‌آورند. در بیت چهارم شاعر از زیر شدن مورچه توسط کفش حرف می‌زند اما خب این زیر شدن فقط به جبر قافیه آمده است وگرنه مورچه زیر کفش له می‌شود و زیر نمی‌شود.
یا مثلا در بیت بعد می‌شد به جای کلمه بیت از کلمه فال استفاده کرد تا شعر عمق بیشتری پیدا کند. بارها در مورد انتخاب کلمات درست صحبت شده است. شاعران معمولا به دو صورت شعر می‌سرایند یا در لحظه سرودن شعر سعی می‌کنند بهترین واژه ممکن را انتخاب کنند یا بعد از سرودن سعی می‌کنند شعر سروده شده را چکش‌کاری کنند و واژه بهتری را جایگزین ان‌چه سروده‌اند بنمایند. هر دو گزینه می‌تواند مورد انتخاب افراد باشد. من هم به شاعر عزیز توصیه می‌کنم بعد از نوشتن هر شعر به ویرایش اثر بپردازند چرا که در هر صورت بهترین ناقد هر اثر آفریننده آن اثر است. برای شاعر عزیز آرزوی بهروزی دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.