آفت رباعی




عنوان مجموعه اشعار : رباعی
شاعر : گرشاسب طاهری


عنوان شعر اول : .
با بستن چشم باز بینی کردن
گه صلح و گهی دسیسه چینی کردن
اینها همه می کنیم تا یک لحظه
با حضرت مرگ هم نشینی کردن

زخمم زدی و شدم ز سر تا پا خون
باید بشود دل یکی از ما خون
این وصل به من زخم عمیقی زده است
هنگام غروب‌می شود دریا خون

از شهر عدم به عالم زر گشتم
از خویش عبور کردم و در گشتم
هرچند به نیستی و هستی رفتم
از هردو‌جهان به خویشتن بر گشتم

شیطان به خدا آدم الدنگی بود
وان داس به دست احمقی بنگی بود
جبریل که بال وپر درآورده کنون
در کنج حیاط جوجه ای رنگی بود

هرچند که آب در گل ما شده است
هرچند که خونِ در دل ما شده است
ای خلق بگویید به من آخر کار
از شعر چه سود حاصل ما شده است؟

عنوان شعر دوم : ..
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با چند رباعی مهمان شعرهای آقای گرشاسب طاهری هستیم. شاعری با سابقۀ سرودنی نسبتاً زیاد. این تجربۀ سرودن البته در شعرها دیده می‌شود. یعنی با خواندن شعر می‌توانیم حس کنیم که شاعر مدت‌هاست با واژه‌ها کلنجار می‌رود و سرودن را می‌داند. اما به‌هرحال نکته‌هایی چند در مورد خاص رباعی باید خدمت دوستان عرض کنم.
یکی از ضعف‌ها در سرودن رباعی این است که شعر معمولاً از آخر به اول سروده می‌شود. البته ترتیب چینش مصاریع به‌خودی‌خود نمی‌تواند شعر را قدرتمند یا ضعیف کند. درواقع شاعر قبل از عرضۀ شعر، در پستوی خیال خود هر کاری که خود می‌داند با اثر می‌کند اما وقتی اثر به مخاطب عرضه شد نباید اثری از جای چکش مانده باشد. در برخی از رباعی‌ها تا حدودی می‌توانیم حس الصاقی بودن بیت اول را به بیت دوم احساس کنیم. مثلاً این رباعی را بخوانیم:
هرچند که آب در گل ما شده است
هرچند که خونِ در دل ما شده است
ای خلق بگویید به من آخر کار
از شعر چه سود حاصل ما شده است؟
در مصرع اول «آب در گِل شدن» چه تعبیری است و قرار است چه مفهومی را به ما منتقل کند؟ یعنی ما شاعران رقیق‌تر و زلال‌تریم؟ خب باشد. این را می‌پذیریم. «خون در دل شدن» را هم همین‌طور؛ اما سؤال بنده این است که جایگاه «هرچند» اینجا چیست؟ ما در جملۀ عادی وقتی از «هرچند» استفاده می‌کنیم که در ادامه حرفی مغایر گزارۀ مطرح‌شده ابتدایی بزنیم. در این رباعی این اتفاق نمی‌افتد و بیت بعدی در ادامه و تکمیل‌کنندۀ بیت اول است.
شیطان به خدا آدم الدنگی بود
وان داس به دست احمقی بنگی بود
جبریل که بال‌وپر درآورده کنون
در کنج حیاط جوجه‌ای رنگی بود
این رباعی، ضعیف‌ترین رباعی این رشته شعرها بود. به‌شدت مشخص است شاعر نکتۀ بیت دوم را (که اتفاقاً نکته‌ای فانتزی و کم‌عمق و معناست) پیداکرده و بیت قبلی را هم به آن چسبانده اما این‌ها این‌قدر مهم نیست. بلکه سؤال اصلی این است که شاعر اصولاً می‌خواهد چه بگوید؟ آیا این شعر را از زبان خدا گفته؟ که حتی اگر گفته باشد هم بی‌وجه و بی‌محل است.
اما عیب می جمله بگفتیم و هنرش را هم می‌گوییم. سه رباعی اول، ارتباطات منسجم و روانی دارند و در مجموعه شعرها خوش‌خوانند. علاوه بر همۀ این‌ها، درنهایت مخاطب به کشفی منطقی و نگاهی خاص می‌رسد. فقط یک نکتۀ کوچک «عالم ذر» درست است و نه «عالم زر» اگر هم در آوردن «زر» تعمدی بوده و شاعر خواسته از ایهام استفاده کند باید عرض کنم که ایهام در صورتی جواب می‌دهد که هر دو معنای واژه در معنای کل گزاره جا بیفتند و مفهوم باشند. راستش در اینجا این اتفاق نمی‌افتد.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.