فریبایی به نام رباعی




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : فردین اَروانه


عنوان شعر اول : .
با آه تمام عمر خود دمساز است
بی بال و پر است و در پی پرواز است
ای عشق، هرآنکس که دچارت باشد
پایان تمام زخم‌هایش باز است

عنوان شعر دوم : .
از روی زمین سراب خود را بردار
سرسبزی و آب و تاب خود را بردار
ما فرق تو با بهار را می‌فهمیم
پاییز
تویی
نقاب خود را بردار...

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
دوست جوانم! احتمالاً منتقدان دیگر هم قبلاً به این نکته اشاره کرده‌اند که در عین جوانی و سابقۀ کمِ شاعری، ذوق خوبی دارید و روان می‌نویسید. اینکه شاعر خیلی درگیر وزن و قافیه نباشد، نکتۀ مثبتی است اما باید دقت کرد که همین نکتۀ مثبت موجب سهل‌انگاری نشود! مسلط شدن به قالب رباعی (از نظر وزن) ساده‌تر از قالب‌های طولانی‌تر است چون رباعی وزن‌های ویژۀ خود را دارد که برای یاد گرفتن آن‌ها به زمان زیادی نیاز نیست. به همین دلیل است که گاهی این سادگی جای خود را به ساده‌انگاری می‌دهد و شاعر را کم‌دقت می‌کند؛ کم‌دقتی در انتخاب مناسب واژه‌ها، جمله‌بندی‌های قوی‌تر، تصویرسازی‌های بیشتر و بهتر، ارتباط مناسب بین مصرع‌ها و...
حدود بیست تا سی واژه‌ای که در چهار مصراع کنار هم می‌نشینند، فرصتی برای اشتباه ندارند؛ اگر خوب انتخاب شوند، شعری دلنشین می‌سازند و اگر انتخاب و نوع استفادۀ آن‌ها درست نباشد، نوشتۀ ضعیفی در قالب شعر به مخاطب تحویل داده می‌شود. با این مقدمه، به سراغ رباعی اول شما برویم:
با آه تمام عمر خود دمساز است
بی‌بال‌وپر است و در پی پرواز است
ای عشق، هرآنکس که دچارت باشد
پایان تمام زخم‌هایش باز است
مصرع‌های این رباعی می‌توانستند ارتباط محکم‌تری با هم داشته باشند. مصرع اول می‌گوید که تمام عمر را آه کشیدیم که با توجه به مصرع دوم، احتمالاً این آه کشیدن از سرِ حسرت باشد؛ این حسرت می‌تواند ارتباط دو مصرع باشد اما آیا ارتباط قدرتمندی است و در بیت دوم هم برقرار است؟ بیت دوم به صورت مستقل بهتر از بیت اول است ولی نباید فراموش کنیم که رباعی چهار مصرع دارد و باید یکدستی آن را حفظ کرد. شاعر در انتهای این رباعی توانسته است تصویر و ترکیب بدیعی را خلق کند. گاهی پیدا کردن مضمونی جدید یا تعبیری زیبا و بدیع هم می‌تواند شاعر را منحرف کند! بعضی وقت‌ها شاعر از پیدا کردن نکته‌ای جدید و استفاده از آن در مصرع چهارم، چنان ذوق‌زده می‌شود که از باقی مصرع‌ها غافل می‌شود؛ شاعریم دیگر، با خودمان تعارف نداریم که!
از روی زمین سراب خود را بردار
سرسبزی و آب و تاب خود را بردار
ما فرق تو با بهار را می‌فهمیم
پاییز تویی نقاب خود را بردار
مخاطب با خواندن مصرع اول از این رباعی، هیچ چیزی متوجه نمی‌شود، چون هیچ معنای مستقلی ندارد و به تنهایی زیبا نیست! در آخر رباعی است که مخاطب می‌فهمد منظور از سراب همان نقاب است. به نظر شما این خوب است یا بد؟ به نظر من اگر مخاطب جایی گنگ شود که در ادامه شگفت‌زده شود، می‌تواند خوب باشد؛ اما اینجا مصرع اول بیشتر شبیه مصرع‌هایی به نظر می‌رسد که فقط برای پر کردن رباعی نوشته می‌شوند. شاید مخاطب احساس کند که شاعر نتوانسته مصرع خوب و قدرتمندی بسازد و از ناچاری این‌طور نوشته است. منطقی را که در مصرع دوم حاکم است، دوست ندارم. مگر بهارِ واقعی چیزی به جز سرسبزی؟ منی که سال‌هاست طبیعت‌گردی می‌کنم، بهار را در همین چیزها خلاصه می‌کنم. سرسبزی نشانۀ اصلی رویش و آمدن بهار است و شاید نتواند به‌درستی «نقاب» را در ذهن مخاطب جا بیندازد؛ حداقل برای من که این‌طور است! شاید با سخت‌گیری بیشتر، می‌شد تعریف بهتری از «نقاب» ارائه کرد. باز هم بیت دوم به صورت مستقل بهتر از بیت اول است، تعبیر پایانی خوبی دارد و بعضی از حرف‌های قبلی را می‌شود دوباره تکرار کرد. در ادامه چند نکتۀ دستوری، ویرایشی و نگارشی هم می‌گویم.
یکی اینکه جمله‌بندی مصرع سوم اگر «ما فرق تو را با بهار می‌فهمیم» باشد، احتمالاً درست‌تر است. دوم اینکه نیاز به چند تکه نوشتن مصرع پایانی نیست و مثلاً اگر «پاییز تویی! نقاب خود را بردار» باشد، همان علامت تعجب کارش را به‌درستی انجام می‌دهد و لحن را می‌رساند. سوم اینکه با توجه به مضمون و لحنی که من انتظار دارم، به نظرم «تو پاییزی» بهتر از «پاییز تویی» باشد و حق مطلب را بهتر ادا کند. این نکات را گفتم تا بیشتر به این چیزها فکر کنید، شاید در آثار جدیدتان به کار بگیرید و بتوانید جمله‌های مناسب‌تری بسازید. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.