به کیفیت هنری شعر توجه کنیم




عنوان مجموعه اشعار : رود
شاعر : موسی ظهوری آرام


عنوان شعر اول : رود
رود
که باشی
حتی اگر
سقوط کنی
شکو ه آبشار را
می آفرینی


عنوان شعر دوم : سادگی
باغبان تشنه
سجده می کرد
بر چشمه

عنوان شعر سوم : مرگ پرنده
مرگ
انتخاب پرنده بود
در هجوم قفسها
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
به دوست تازه‌پیوسته‌ام به پایگاه درود می‌گویم و امیدوارم که به شعر و شاعرانگی، سال تازه را پشت سر بگذاری.
«موسی ظهوری‌آرام» اندیشیده می‌نویسد و این پیش‌اندیشی او را از برخی مصائب شعری محفوظ داشته است. استخراج اتفاقات معمولی که در منظر روزمره هر کدام از ما می‌باشد و چندان که باید دیده نمی‌شوند؛ نکته‌ی غالب این کوتاه نوشته‌هاست که می‌خواهند ما را به دوباره دیدن و مرور نزدیک‌تر جهان عادت دهند. به خودی خود این وضعیت می‌تواند حُسن محسوب شود و برای ادامه‌ی راه اشتیاق‌بخش باشد اما نمی‌تواند به یک ماندگاری ادبی منتهی شود. تبدیل یک سنگ صخره‌ای به مجسمه‌ای شبیه انسان شاید نشان از پشتکار سنگ‌تراش باشد اما این مجسمه‌ساز است که با رعایت ظرافت‌ها و انطباق وضعیت و تناسب‌آفرینی، مایه‌ی حیرت و شگفتی می‌شود. در شعر نیز این وضعیت مستقر است. شاعر وقتی به تولید جهانی هر چه قدر مختصر هم قدم بردارد، ناگزیر است که جزییات ذهنی و رویدادهای شعری را در آن دخالت دهد تا مخاطب علاوه بر واقعیت موجود به فراواقعیاتی دست پیدا کند که مایه تفاوت آن چه دیده می‌شود و آن چه شاعر می‌بیند؛ باشد. اگر به همان مثال مجسمه برگردیم؛ زبان بدن، زاویه‌ی دید و خطوط موقعیتی مجسمه می‌تواند ما را به لایه‌های ذهنی و اغراض پنهان مجسمه ساز سوق دهد و تعابیری فراتر از آن چه در نگاه عام اتفاق می‌افتد را کشف کنیم و از نتیجه کار بیشتر لذت ببریم. در واقع آن کیفیت هنری کار مرهون همین دخالت ذهنیت و تولید فراذهنیت‌ها به کمک ابزارهاست. در شعر نیز اگر بخواهیم اثری متمایز و کیفی خلق کنیم ناگزیریم که ذهنیت خود را به متن تبدیل کنیم و در چرخه‌ی این تبدیل از مولفه‌هایی هم چون اندیشه، زبان و زیبایی استفاده کنیم.
هم چنان که گفتم «موسی ظهوری‌آرام» نفوذ در پدیده‌ها را به واسطه‌ی اندیشه‌ورزی تجربه کرده است و کوتاه‌نوشته‌هایش موید این توانش اوست اما این خلق به خلق مانا و موثری ختم نشده است و در واقع شاعر بی‌هیچ زبان‌ورزی و زایش هنری صرفاً به انتقال آن چه دیده و درک کرده؛ رضایت داده است. موجودیت موسیقایی هر سه متن، فقیر است و شاعر در انتخاب واژه‌ها و همنشینی آن‌ها چندان وقت هزینه نکرده است و صرفاً با شکستن تعمدی سطرها که در اغلب اوقات نیز ضرورتی نداشته است، تمایزی برای برخی سطرها ممکن کرده است. در شعر کوتاه یا بهتر بگویم کوتاه‌نویسی، چندان مجاز به توصیفات و تجسم‌بخشی خاصه به شکل کلاسیک آن که - ترکیبات اضافی و وصفی - نیستیم و هر اتفاقی از این دست صرفاً توقفی برای حرکت ذهن و انتقال دریافت‌ها محسوب می‌شود. اگر خوب مرور کنیم متوجه می‌شویم هر سه متن از وضعیتی مشابه برخوردارند و شاعر در ابتدا کشف و برداشت و دریافت خود را گزارش کرده است اما غلبه‌ی این تردید که مباد مخاطب، نمایی تام از وضعیت را وصول نکند؛ توضیحاتی هم‌چون: «شکوه آبشار را می‌آفرینی»، «بر چشمه» و «در هجوم قفس‌ها» را به سازمان شعر تحمیل کرده است.
چشم در راه دیگر آثار دوست عزیز خواهم بود

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
موسی ظهوری آرام » 7 روز پیش
سلام ،کاملا با نقد ارایه شده موافقم که بر حسب عادت بنده در مواجه با پدیده ها و اتفاقات که اغلب الهامگر شعر هایم می شوند همانکونه که کلمات درذهن شکل می گیرند به روی صفحه نقش می بندند چه بسا در مرحله ویرایش وپس از تفکر شعریت بیشتری بیابند اما به همان مقدار از اصالتشان کم می شود مثلا در مورد شعر رود به این شعر رسیدم «شکوه آبشار از تواضع زمین است زیر پای پای رود»

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.