قوت و ضعف یک شعر




عنوان مجموعه اشعار : کوتاه،چونان که آه
شاعر : موسی ظهوری آرام


عنوان شعر اول : مترسک
به تو
نزدیک که می شوم
مترسکی از شرم
در چشمانت زاده می شود
تا پرنده
بگریزد
از زبان من

عنوان شعر دوم : برف
برف
اگر نبود
رد پایت
گم می شد
بر روی سبزه ها
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
اثر اول نمونه‌ی بسیار خوبی است برای این نکته‌ی ظریف که چگونه یک فضای استعاری در مخیله‌ی شاعر شکل می‌گیرد و چه عواملی مانع این شکل‌گیری می‌شوند یا فضای شکل گرفته‌ را چه عواملی ممکن است ویران کنند اگر در این اثر دقت کنید یک تشبیه در جزییات روایت اصل شکل‌گیری فضای روایت است که البته این تشبیه چندان بارز نیست در مصراع سوم:
مترسکی از شرم
این همان تشبیه اشاره شده است به عبارت دیگر شاعر می‌گوید شرم چون مترسک است اگر این تشبیه را از متن بگیریم خود بخود و ناچار تشبیه پرندگان سخن هم در ادامه نابود می‌شوند پس تشبیه بعدی در ادامه‌ی همین تشبیه ظاهر می‌شود و نهایتاّ می‌ماند متن با این پیام:
تو را که می‌بینم زبانم بند می‌آید
حال ببینیم این متن با این تفاسیر و بازگشایی‌ها شعر است یا یک شعار است؟
از آن جا که همه به یک پیام آشکار می‌رسند باید بگوییم که متن حاوی یک شعار است اما اگر کمی اغماض کنیم مخاطب متن با این روش روایت شخص خاصی نیست و می‌تواند هر کسی باشد و این ویژگی برمی‌گردد به روش روایت که مخاطب را را تعمیم می‌دهد و می‌توان نتیجه گرفت که فضای روایت شده مجازی است اما مجاز استعاری نیست بلکه مجاز مرسل است با علاقه‌ی جزء و کل و به نوعی متن، شعر است اما لازم می‌دانم که اشاره کنم که آفرینش مجاز استعاری قوت بیشتری دارد و شاهکارهای ادبیات همه فضایی دارند که مجاز استعاری است و گستره‌ی تأویلشان نامحدود است در حالی که مجازهای مرسل گستره‌ی تأویل محدودی دارند و همچنین باید اشاره کنم که تشبیهات متن که آن‌ها را باز کردیم تنها متن را ادبی کرده‌اند و این گونه کاربردها شعر نمی‌آفریند و یادمان نرود که متن ادبی همیشه شعر نیست.


و اما متن دوم که در مقایسه با متن قبلی متفاوت است چون فضای تصویر شده نه تنها مخاطب متن را عام می‌کند بلکه فضای تصویر و تمام عناصر فضا یعنی برفی که اگر نبود ولی اکنون هست و همچنین رد پا و سبزه‌ها عناصری هستند که در متن فعالند و به عبارت دیگر سازندگان فضایی هستند که استعاری است و این فضای استعاری با دیدگاه خواننده که همان قرینه‌ی صارفه‌ی فضای استعاری است شکل می‌گیرد و این عناصر به تعداد خوانندگان متن معنای استعاری دارند برای مثال اگر خواننده‌ی ما مثلاً با دیدگاه عرفانی به متن نگاه کند مخاطب متن خدا می‌شود و برف و سبزه و رد پا عناصری از خلقت که خدا را نشان می‌دهند حال می‌توانید با یک دیدگاه دیگر برای مثال دیدگاه سیاسی به متن نگاه کنید تا تمام عناصر متن و حتی مخاطب متن تغییر معنا بدهند به عبارت دیگر این متن به تعداد خوانندگانش و گاهی بیشتر به تأویل رفته و معنا پیدا می‌کند و چنین متنی در هر قالبی که باشد شعر است و یک شعر خوب و زیبا.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۳
اسحق فتحی » 5 روز پیش
آفرین شعرهای بسیار زیبایی خواندم ... نقد جناب مستقیمی نیز لذت خوانش این اشعار را دوچندان کرد ...دستمریزاد
موسی ظهوری آرام » 5 روز پیش
ادامه: چشم آمده است کع مترسک را معمولا در مزرعه نصب می کنند و اینجا مترسک در چشم مخاطب شاعر است سوم:مترسکی که زاده می شود خود شاعر است (وقتی کسی به دیگری نزدیک می شود تصویر آن دیگری در چشمانش نقش می بندد) چهارم :شرم باعث می شود که که مخاطب شاعر ،شاعر را مترسک یغنی چوبین و فاقد روح و احساس ببیند یعنی اینجا هم پرنده از وجود شاعر است هم مترسک و مورد دیگرکه در جایی به آن اشاره شد رابطه نزدیک شدن و آبستن و زاده شدن است در پایان مراتب امتنان و سپاس بی پایانم را از استاد راهی عزیز ابراز می کنم
موسی ظهوری آرام » 5 روز پیش
سلام بسیار سپاسگزارم از این نقد مفید و ارزنده و راهگشاو مایه تفاخر و خرسندی بنده است استاد عزیزم اما هر چند مرسوم و شایسته نیست که شاعر ،شعرش را تحلیل و تفسیر کند یرای روشن شدن و تکمیل فرمایشات استادراهی عزیز عرض می کنم که در مورد شعر اول مطالب ارایه شده کاملا صحیح اما کامل نیست به تشبیه بکار رفته بدرستی اشاره شد اما آرایه بکار رفته فقط این نیست بلکه پرنده استعاره از چیزی است که همانطور که اشاره شد می تواند یا در نظر گرفتن ارتیاط با زیان می تواند سخن باشد اما یک سخن معمولی نیست دوم اینکه

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.