مسیر روبرو با تلاش شما روشن‌تر خواهد بود




عنوان مجموعه اشعار : تلگرانه
شاعر : بیژن ناصری


عنوان شعر اول : مولا علی
ذکر خدا گویید با «علی»
چون نام خداوند است، علی

گر آن معمار، هستی ای آفرید
یک دلیلش بود بهر علی

دیده اند بر عرش خدا حک شده
نام پنج تن (آل عبا) از جمله علی

به اذن خدا کعبه از هم شکافت
تا برون آید زآن، شیری بنام علی

مادرش ، فاطمه بنت اسد
برتری یافت و شد أم الاسد، با علی

درب خیبر با آن هیبت و شکوه
کنده شد یکجا با دستان علی

شبی رفتند مشرکان بهر جان نبی
در بسترش یافتند شیری خفته بنام علی

ز لطف و کرم نداشت هیچ دریغ
بخشید خاتمش را حین نماز،علی

شاه بود ز ثروت کم نداشت
بهر مستمندان غنی و بهر خود نداشت، علی

در پیکار و نبرد هم نداشت هیچ حریف
سرداری بزرگ، برهنه گریخت ز ترس علی

نامردان فرقش را شکافتند در سجود
ولی بخشید آنان را زمرامش،علی

شجاع و دلیر ، مجاهد و شهید
گوشه ای است ز اوصاف علی

انسان را هدایت در دو چیز
یکی قرآن و یکی کتاب علی

اینها همه، من نگویم ز خویش
تاریخ گواه و می گوید ز علی

همین گویم و بس در وصف او
اعمال سنجیده شوند با وزن علی

روز غدیر، بفرمود پیغمبر نبی
هر کس من مولایش ، اکنون مولایش علی

این همه اعجاز و این همه حدیث
عجبا! برخی ندارند مذهب علی

غافلی گفت:گر علی ست وصی نبی
کجاست آیه ای، در آن نام علی؟

گفتم پروردگار ز حکمت نبرده نام او
گر نام می برد، کفار بگردانیدند آیه علی

چون مشرکان بحث داشتند بر جانشین نبی
محتمل بود دست زنند بر آیه ی علی

گفت پذیرفتیم و حق با توست
حال چه سود که امامم علی؟

گفتمش نکته همین است، غافل
ظلم و فساد نباید با اسم علی

هان مردم، گر آب زنید راه را
سبحان اذن دهد به اولاد علی

انتظار، هی انتظار، نشاید کافی
محیا کنید، آید مظهر عدل علی

قائم، تاکید داشته بهر ظهور
بگویید: الهی فرج، بحق زینب بنت علی

منتظران لبیک گویید، برخیزید
بخدا ، منتظر است محمد بن حسن بن علی

عنوان شعر دوم : مژده ظهور
حافظا، نیت بنام یارده
طالعی وفق بر مراد یارده

سعدیا، ز باب گلستانت
غزلی ز وصال و دیدار ده

بادصبا، با نغمه و آوازت
مژده ای ز یار وفادار ده

ساقیا، زار و خرابست دل
ساغرمی زعرش پروردگار ده

یا رب، دل به درد آمده
مرهمی، بهر دل زار ده

یا رب، سردار دلها رفت
فرصتی بهر انتقام و پیکار ده

یا رب مهر و وفا هم رفت
چرخی به چرخ روزگار ده

یا رب، همه از هم در گریز اند
گویی قیامت به پا، رنج و آزار آمده

جانا ، با که بگوییم شکوه
کاسه ی صبر لبریز و به سرشار آمده

عمری غرق گناه و نکردن توبه
دعایی نرفته و پس به گنهکار آمده

یا رب توبه، ره بازگشت کوی
رهی کج رفتم، ره به کوی دلدار ده

یا رب، دگر چشم ابلیس کوی؟
تیری، بهر چله ی کماندار ده

یا رب، دنیا به تنگ آمده
رخصتی به سرور و سالار ده

دنیا به ظلم و جنگ و درد آمده
گویی ظهور نزدیک و این ها پدیدار آمده

گر کذب و خیال مگوید دل(بیژن)
گویی خبر زمنتقم زهرا ، مهدیار آمده

عنوان شعر سوم : شبی در قبر
شبی در عالم رویا دیدیم یک پری
پرسیدم تو را با من چکار ای پری

ندانستم خوابم یا در عالم دگری
ناگه پتکی بر فرق سرم زد آن پری

ز خواب غفلت پریدم چون کفتری
باز محکم بر فرق سرم زد آن پری

عوض شد رخسارش به رخسار یلی
من هم ز ترس ریختم کلک و پری

داد و فریاد زدم بهر فرار از هر دری
بنشین و گریزی نیست، گفت پری

بر چپ و راست زدم بهر دری
ره گریزی نبود و راست گفت پری

زکودکی تا بحال دیدم در اندکی
اینبار آتشی بر فرق سرم زد پری

پرسید و پرسید تا گفتم مدد یا علی
باز عوض شد رخسارش به رخسار پری

گفت برو که بر دین حیدری
گفتم با خود عجب بپر بپری

بشنو ای دوست، پند و اندرزی
در گور شدی ، نریزی کلک و پری
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه اثر از جناب بیژن ناصری که برای اولین بار شعرهایشان را برای پایگاه نقد شعر ارسال کرده‌اند، جا دارد از طرف خودم و همکارانم در پایگاه ورود شما را خوشامد بگویم و امیدوارم در کنار هم در مسیر خواندن و آموختن قدم برداریم. همانطور که در پرونده خود نوشته‌اید و از سطح شعرهایتان هم مشخص است در ابتدای مسیر نوشتن قرار دارید، این مرحله بی‌تردید جدی‌ترین مرحله در مراحل شاعر و نویسنده بودن است، زیرا شما باید در عین پرورش قریحه به سمت یادگیری تکنیک و قواعد هم پیش بروید، فراموش نکنید اگر در این مرحله قواعد را به خوبی فرانگیرید چشم انداز روشنی هم در ادامه راه نخواهید داشت، قواعد در همه‌ی هنرها اصل شکل دهی به دیدگاه و دیگرگونه نگریستن هنرمند است. شما تا قواعد را به خوبی فرانگیرید نمی‌توانید اثری کامل خلق کنید و تا اثری کامل خلق نکنید نباید از مخاطب انتظار داشته باشید که اثرتان را به عنوان اثری قابل قبول ارزیابی کند.
در هر سه اثر شما علاقه به سرودن شعر کلاسیک مشهود است، تلاش شما برای نوشتن شعر موزون تا حدودی هم موفق بوده است، اما تا رسیدن به نقطه قابل قبول فاصله بسیار زیاد است، شما برای نوشتن شعر کلاسیک ابتدا باید وزن و قافیه را بشناسید، متاسفانه در هر دو مسئله که اتفاقا جزو مسائل مهم و ابتدایی محسوب می‌شوند شعرهای شما دارای ایرادات فراوان است، این دست ایرادات نشان می‌دهد شما آگاهی نسبت به وزن و قافیه ندارید، گاهی شاعر وزن را به درستی رعایت می‌کند و تنها در یک هجا در یک مصرع دچار ایراد است، آن‌جا می‌شود این طور توجیه کرد که آگاهی وجود دارد اما به خاطر سهل انگاری و خطایی سهوی یک مصرع از لحاظ وزنی از دست رفته است یا در خصوص قافیه گاهی شاعر تمام قوافی را درست رعایت کرده ولی در یک قافیه یک خطای سهوی دارد، اما میزان ایرادات در سه اثر شما آن قدر زیاد است که می‌‎شود نتیجه گرفت شما اساسا با استفاده درست از وزن و قافیه غریبه‌اید. حالا که این همه زمان گذاشته‌اید و ابیات بسیاری که بعضا از نظر معنایی ابیات خوبی هم هستند نوشته‌اید حیف است که با رعایت نکردن وزن و قافیه این ابیات را از دست رفته ببینید.
ذکر خدا گویید با «علی»
چون نام خداوند است، علی

به طور مثال به این بیت دقت کنید، "علی" ردیف است و در تمامی مصرع‌های زوج تکرار شده و نشان می‌دهد با قالب قصیده روبرو هستیم، اما قافیه را پیدا نمی‌کنیم. "با" و "است" قافیه نیستند، وزن هم مشخص نیست، حتی پیدا کردن الگوی وزنی هم در شعر شما چندان واضح نیست.
در هر سه شعر شما این ایرادات در تعداد فراوان وجود دارد، بحث‌های دیگر بماند برای شعرهای بعدی.
در پایان توصیه جدی من به شما این است که حتما یکی دو کتاب آموزشی در حوزه شعر بخوانید، با کتاب"روزنه" از دکتر محمدکاظم کاظمی شروع کنید، مطمئن باشید بعد از خواندن این کتاب درک و دریافتتان نسبت به اصول شعری افزایش خواهد یافت.

با آرزوی توفیق.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
بیژن ناصری » 8 روز پیش
بسیار ممنون از صرف وقت حضرتعالی. این شعر ها رو بدون هیچگونه سواد شعری نوشتم حتما مطالعه خواهم کرد و ویرایش می دهم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.