سخت گفتن یا روان گفتن




عنوان مجموعه اشعار : بهار
شاعر : مریم قاسمی‌زادگان


عنوان شعر اول : دانه

آمدم با غزلی تازه به بار آورمت
دام انداختم از نو به شکار آورمت

در دلم شوق تو جاری و تو را می‌شکنم
تا مگر تکه‌ای از خود به شمار آورمت

عطر می‌پاشد و شبنم شب تنهایی من
تا شوی بر شب بیدار دچار، آورمت

چشمه‌ی طالع من! آینه‌ام! باشی اگر...
گم در اندیشه پس گرد و غبار، آورمت

«عشق» آری -همه‌جا فاتح میدان- با عشق
از پس سخت‌ترین سد و حصار آورمت

گوش کن! شاخه‌ام از سرزنش برگ پر است
در پرآشوب‌ترین وقت بهار آورمت

دانه با باغچه، من با تو قراری دارم
بسترت را بتکان تا به قرار آورمت

اسفند ۹۹


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
زبان سخت، یا زبان آسان؛ به بیانی دیگر سخت گفتن یا روان گفتن، این نکتۀ اصلی در این غزل است. طبیعی‌ست گاهی ما میان آموخته‌ها و تجربه‌های زنده و پویای خود در نوسان باشیم اما نهایتا انتخاب با ماست که کدام را ترجیح دهیم و شعر خود را با آن شکل و سامان ببخشیم. در این غزل این مصرع‌ها را مرور ‌کنیم: گوش کن! شاخه‌ام از سرزنش برگ پر است / دانه با باغچه، من با تو قراری دارم/ چشمه‌ی طالع من! آینه‌ام! باشی اگر.../ عطر می‌پاشد و شبنم شب تنهایی من / و دو مصرع اول درواقع بیت اول این غزل مصرع‌هایی روان، سالم، بی‌تکلف و بی‌تعقیدند. این نکته نشان می‌دهد که شاعر در مصرع‌های دوم به دلیل قرار گرفتن در تنگنای قافیه و ردیف، به تعقید و تکلف دچار می‌شود. یک علت می‌تواند حصاری باشد که ردیف ایجاد کرده است. انتخاب فعل «آورمت» با دو علت می‌تواند این تنگنا را ایجاد کند؛ یکی وجه فعل است که از «آورم» به جای «بیاورم» استفاده شده و دیگری اضافه کردن ضمیر مفعولی به فعل است که آزادی عمل شاعر را در این مصرع‌ها محدود کرده است. بر همین اساس اغلب مصرع‌های زوج گرفتار زبانی دشوار و نحوی پیچیده شده‌اند: تا شوی بر شب بیدار دچار، آورمت / گم در اندیشه پس گرد و غبار، آورمت / از پس سخت‌ترین سد و حصار آورمت / در پرآشوب‌ترین وقت بهار آورمت / بسترت را بتکان تا به قرار آورمت. مقایسۀ دو مصرع این بیت به تنهایی کافی است تا این تکلف را به نمایش بگذارد:
گوش کن! شاخه‌ام از سرزنش برگ پر است
در پرآشوب‌ترین وقت بهار آورمت
مصرع اول بسیار درخشان، خلاقانه و شگفت است اما مصرع دوم مبهم، نارسا و خنثی است. درواقع هر جا شاعر رها و مبتنی بر ذوق و تجربۀ خود عمل کرده به ساختی سالم و روشن رسیده است اما جایی که باید به اصولی مقید می‌بوده یا چارچوبی را در نظر می‌داشته، دست‌بسته و سخت شعر خود را شکل بخشیده است. بنابراین توجه داشته باشیم که در شعر موزون و مقفا انتخاب ردیف و قافیه بسیار تعیین‌کننده است و می‌تواند سرنوشت شعر را کاملا عوض کند. اما این به معنای تأثیر صرف ردیف و قافیه نیست چرا که شعر علاوه بر موسیقی، بر پایه‌های دیگری نیز استوار است که عموما مجموع این عوامل وضعیت آن را رقم خواهد زد. مثلا تصویرسازی در شعر و نو بودن تخیل و تصاویر شعر نیز می‌تواند در برجسته‌سازی یک شعر نقش داشته باشد. در این غزل شاعر سعی دارد از تصاویر نو بهره بگیرد اما زبان با او همراهی نمی‌کند و نحو جملات به ویژه در مصرع‌های منتهی به قافیه و ردیف، نتوانسته‌اند تصویرسازی‌ها را به ثمر و سرانجام درست برسانند. علاوه بر بیتی که مثال زده شد، این بیت هم به همین سرنوشت دچار است:
چشمه‌ی طالع من! آینه‌ام! باشی اگر...
گم در اندیشه پس گرد و غبار، آورمت
آن‌چه در این شعر نقشی اساسی یافته است و بر آن مبنا شعر دچار افت‌وخیز و فراز و فرود شده، زبان است. توانمندی‌های شاعر در مصرع‌های فرد، با رسیدن به مصرع‌های زوج خنثا شده و نهایتا شعر در وضعیتی ناهمگون و در نتیجه ناموثر واقع شده است.
با توجه به ذوق شاعر که در جای‌جای این غزل آشکار است، می‌توان انتظار داشت که با تمرکزی بیشتر بر زبان و عملکردهایی آزادانه‌تر، به شعرهایی موثرتر و خلاق‌تر دست یابد.
برای این شاعر توانا، آرزوی موفقیت‌های بیشتر دارم.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22 مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران. ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۵
حامد رضاپور جمور » 4 روز پیش
متشکرم برای پاسخگویی پاینده باشید
مریم قاسمی‌زادگان » 5 روز پیش
متشکرم خانم یوسفی عزیز
فریبا یوسفی » 4 روز پیش
منتقد شعر
درود. موفق باشید.
حامد رضاپور جمور » 8 روز پیش
باعرض سلام و ادب خدمت ناقد محترم و شاعر گرامی معنی « تا شوی بر شب بیدار دچار» را متوجه نشدم؟ یعنی دچار بی خوابی بشی؟
مریم قاسمی‌زادگان » 5 روز پیش
سلام و عرض ادب بله بی‌خوابی و فراتر از بی‌خوابی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.