مضمون آفرینی لازم است اما کافی نیست



عنوان مجموعه اشعار : غزل
عنوان شعر اول : 1
میراث غمت در شب یک خاطره تب کرد
هر روز مرا در تب این فاجعه شب کرد
صد بار دلم خواست که یادش نکند باز
این شیخ رطب خورده خودش منع رطب کرد
غمنامه ی فرهاد سرشته است به کوهی
کش مردم بی ذوق کم و بیش وجب کرد
دلتنگی و غم از در و دیوار فرو ریخت
گل یاس شد و پنجره از دورغضب کرد
ظلمی که تبت کرد به من،ذره ی آن را
بر فرق علی در رمضان جهل عرب کرد
القصه غزل شرح پریشانی من شد
مجنون تورا حسرت تو بی تو ادب کرد

عنوان شعر دوم : 2
.

عنوان شعر سوم : 3
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزلی که در این فرصت از «مرتضی طریقی» خواندیم، بیش و پیش از هرچیز یک دغدغۀ شاعر را نشان می دهد؛ تلاش برای مضمون آفرینی. این تلاش، چه به شعری خوب منجر شود و چه نشود، درهرحال امری مبارک است. هنرمند را همین تلاش و چالش به پیش می راند. اما چه چیز باعث می شود شاعر در برخی تلاش های خود برای بیرون کشیدن مضمون های تازه، توفیقی چندان نداشته باشد؟ به نظر من ساده گیری و کم حوصلگی. در برخی بیت های این شعر شاهدیم که شاعر به اولین دستاورد خود، رضایت داده است. همین رضایت سریع الوصول باعث شده است، او به دنبال تصحیح و ویرایش مجدانه و وسواس آمیز شعر نباشد. برای مثال شاعر می گوید: صدبار دلم خواست که یادش نکند باز/ این شیخ رطب خورده خودش منع رطب کرد. اینجا این سؤال پیش می آید که سر و کلۀ شیخ و رطب از کجا پیدا شد؟ ضرب المثل رطب خورده کی منع خرما کند وقتی به کار می رود که کسی دیگری را از کاری منع کند ولی خود همان کار را صورت دهد. پس اینجا حتماً به یک توصیه، یک منع کردن و مانند آن نیاز داریم. اما در مصرع اول سخنی از این جنس نیست. به نظر می رسد میان مصرع اول و مصرع دوم ارتباطی محکم وجود ندارد و اگر خود شاعر اندکی در این بیت دقت می کرد، متوجه می شد که در مصرع اول کسی، دیگری را از چیزی منع نکرده است که به آن ضرب المثل نیاز باشد.
این رابطۀ ضعیف در بیت دیگری نیز دیده می شود. جایی که شاعر خواسته است میان تب و ضربت شمشیر جهل عرب رابطه ای ایجاد کند. با کمی دقت می بینیم که واقعاً این رابطۀ ذهنی در شعر صورت بیرونی و مجسمی نیافته است و ما از ارتباط میان این دو پدیده چیزی درنمی یابیم. به نظر می رسد تا زمانی که از این جنس توجه ها در شعر وجود نداشته باشد، صرف تلاش برای مضمون آفرینی به جایی نرسد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.