متن و زمينه هايش




عنوان مجموعه اشعار : خالی
شاعر : مانی نیک روشن


عنوان شعر اول : مرثیه اسب سپید
پیاده آمده بودم تا وزیر شوم
اسیر شدم
حالا
رو سیاه تر از هر سرباز سیاهی
سیگار می کشم
و خاکستری می بینم
نتیجه بازی را

عنوان شعر دوم : رویا
حتی خیال رسیدن دور
و پای اسب سفر لنگ
سواری هستم
نشسته به رویا

عنوان شعر سوم : داعش
خوابم چشمانم را ربوده داعش
با چشم باز می بینم
کابوس هایم را
در بیدار خوابی من اما کسی را ذبح نمی کنند
کابوس هایی دارم از جنس پرسش
هراس انگیز ترینشان
اینکه
مگر آنها مسلمان نیستند؟!!!
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
متن هميشه وابسته به زمينه يا پيش متني ست تا درك شود . بدون زمينه يا پيش متن ، متن در خلا قرار مي گيرد و نمي تواند با كسي ارتباط بگيرد . حتي ساده ترين جملات و عبارات نيز بدون زمينه قابل خواندن و فهميدن نيست .
رابطه متن (TEXT) و زمينه (CONTEXT) به صورت هايي مختلف برقرار مي گردد . روابط فرامتني ، بينامتني ، پيشامتني و پيرامتني از معروف ترين انواع اين رابطه اند .
در همين ارتباط مي توان گفت متن شعر بدون تكيه بر جهان خوانده نمي شود اما جالب اين جاست كه در عين حال شعر مي كوشد از جهان فاصله بگيرد و معنا را پنهان كند ! شاعر در اين برزخ شعر مي سرايد و از همين روست كه كار سختي در پيش دارد . متن در برزخ گفتن و نگفتن !
شعر اول آقاي «ماني نيك روشن» با تكيه بر زمينه قواعد حاكم بر بازي شطرنج سروده شده و خوانده مي شود . اگر شما قواعد اين بازي را ندانيد عملا شعر را از دست داده ايد . از سوي ديگر اما ناگفته پيداست كه شطرنج در اين شعر نمادي ست تا شاعر حرف ديگري بزند . حرف ديگر البته گفته نشده تا مخاطب بسته به فرامتن هاي مد نظر خود ، خوانش و تاويل خاص خويش را داشته باشد .
مهره هاي شطرنج در اين شعر/بازي به خوبي در جاي خود قرار گرفته و ايفاي نقش مي كنند . پياده آمده بودم با رويكرد ايهامي خود از بهترين فرازهاي شعر را ساخته است و تكرار همين شگرد در مورد روسياهي سرباز و نيز در مورد خاكستري بودن نتيجه بازي به اثر نوعي انتظام مي بخشد .
شعر دوم اما به لحاظ زباني و كاربرد علايم و نشانه هاي سجاوندي نياز به ويرايشي جدي دارد . مضمون دور بودن خيال رسيدن به مقصد و لنگ بودن مركب ، مضمون تازه اي نيست و همين مضمون كهنه هم درست نوشته نشده است . به نظر مي رسد در تقطيع شعر يا به كار بردن علايم و نشانه هاي سجاوندي مثل ويرگول بايد دقت بيشتري به عمل مي آمد .
حتی خیال رسیدن ، دور
و پای اسب سفر ، لنگ ...
سواری هستم
نشسته بر رویا
و يا :
حتی خیال رسیدن
دور
و پای اسب سفر
لنگ
سواری هستم
نشسته
بر رویا ...
سومين اثر اما اصلا شعر نيست . صراحت و فقدان هرگونه تخيلي در متن آن را از شعريت دور ساخته است . هيچ بازي زباني ، هيچ آرايه ي لفظي يا معنايي (قاعده افزايي و قاعده كاهي هاي شاعرانه) و هيچ ربان آوري خاصي در متن به كار نرفته است . به ياد داشته باشيم كه شعر به گفته ي «ياكوبسن» از زبان شناسان و متفكران مشهور فرماليسم ، شعر را متني مي داند كه توجه مخاطب را از محتواي پيام به سمت خود پيام متمايل مي سازد حال آن كه اثر «نيك روشن» توجه مخاطب را به تمامي به واقعيتي برون متني چون داعش و فاجعه تكفيري ها جلب مي كند و بس ... و اين يعني نثر محض !
در اين اثر شاعر همه ي هستي شعر را به زمينه وابسته ساخته است و شعر را استقلال و خودبسندگي دور ساخته است . درست بر خلاف شعر اول كه بهترين شعر در ميان اين سه اثر بود .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
مانی نیک روشن » شنبه 29 مهر 1396
با تشکر از شما استاد گرامی برای وقت و توجهی که مبذول داشتید و نظر کارشناسانه ای که اظهار نمودید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.