کاریکلماتور و شعر




عنوان مجموعه اشعار : پرگار برای کشیدن دایره پا فشاری می کند
شاعر : مهدی یساولی


عنوان شعر اول : کاریکلماتور
۱ حـــال روی زیبایت،بانقطه ای زیباتر میشود.
۲دستان عـاشق در موج موهای معشوق غــرق می شود
۳نجـــار با چوبهایش خستگی اش را در می کند
۴تنها در طباخی همه زبان به دهان می گیرند!
۵قلب بیمار حرفهایش را در گــوشی به دکتر می زند
۶تنها عروسهای دریایی زیبا از آب در آمدند
۷کیف بعد از گرفتن پول زیپ دهانش را می بندد
۸رنگ ها برای اینکه فاسد نشوند،خودشان را به هر دری می زنند
۹کبریت ها برای رسیدن به روشنایی سر می دهند.
۱۰ تا شدن قامت کارگر از بد تا کردن کار فرماست.

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
همان‌گونه که یک نثر زیبا در متون ادب زبان فارسی می‌تواند به شعر نزدیک شود، بالطبع کاریکلماتور هم که یک نوع نثر کوتاه است و یک نوع نثر کوتاه نزدیک به کلام قصار است، می‌تواند به شعر نزدیک شود و حتی گاه با شعر پهلو بزند. این‌که می‌گویم «شعر»، منظورم شعر واقعی و حقیقی است، نه هر آنچه را که به نام شعر چاپ شده و چاپ می‌شود.
اما فرق شعر با کاریکلماتور بسیار است و من تنها به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنم. در واقع این دو در کل و به‌طور عمده در کنایه و ایجاز مشترکند. اگرچه کاریکلماتور بیشتر به شوخی و لطیفه‌ای متین می‌ماند و با عالم «کشف» میانه‌ای ندارد؛ چرا که کشف در شعر لازمه‌اش داشتن ارتباط همه‌جانبه‌ی اجزا با هم است، داشتن هارمونی است و مهم‌تر از همه، ایجاد وحدت و یگانگی یا نشان دادن وحدت و یگانگی از طریق تضاد و پاردوکس است. در صورتی که در کاریکلماتور همین که از یک جهت و از یک سمت، اجزا به هم مرتبط باشند کافی است؛ مثلا کاریکلماتور ذیل تنها به لحاظ معماگونه‌بودن به شعر نزدیک است. با اینکه شعر هرگز معما نیست، بلکه به گونه‌ای و از یک جهت به آن شباهت دارد:
«حـــال روی زیبایت، با نقطه‌ای زیباتر می‌شود.
یا این‌که کاریکماتور ذیل شعر نیست، اما در خود شاعرانگی دارد:
«دستان عـاشق در موج موهای معشوق غــرق می‌شود.»
کاریکلماتور ذیل بیشتر به لحاظ کنایی به شعر نزدیک شده است:
«تنها در طباخی همه زبان به دهان می‌گیرندL!
کاریکلماتورهای ذیل هم بیشتر به یک لطیفه می‌ماند و تنها توانسته از کارکردهای شعر استفاده کنند:
«قلب بیمار حرف‌هایش را در گــوشی به دکتر می‌زند.»
«حـــال روی زیبایت، با نقطه‌ای زیباتر می‌شود.»
«کیف بعد از گرفتن پول زیپ دهانش را می‌بندد.»
رنگ‌ها برای اینکه فاسد نشوند، خودشان را به هر دری می‌زنند.»
کاریکلماتور ذیل به شعارهایی که در شعرها می‌دهند مانند است:
«تا شدن قامت کارگر از بد تا کردن کار فرماست.»
شاید زیباترین و عمیق‌ترین کاریکلماتوری که آقای مهدی یساولی، ۳۶ ساله، از استان مرکزی برایمان فرستاده است کاریکماتور ذیل باشد:
«کبریت‌ها برای رسیدن به روشنایی سر می‌دهند.»
اگرچه در این کاریکلماتور نیز درصدی از شعار نهفته شده است، اما در کل بیش از همه به جوهر شعر و ظرافت شعر نزدیک‌تر است و به نظر من کاریکلماتور هرچه به شعر نزدیک‌تر باشد بهتر است. اگرچه ممکن است بعضی یا بسیاری از کاریکلماتوریست‌های حرفه‌ای، چندان با رای و نظر من موافق نباشند.
با همه‌ی این احوال، باید بگویم که کاریکلماتورهای آقای مهدی یساولی برای شروع، دست کمی از کاریکلماتوریست‌های حرفه‌ای و مشهور نداشت. اما این حرف نباید موجب غرور شود که غرور آفت هنر و قلم است. البته غرور به معنای خودبزرگ‌بینی، نه آن غروری که والابودن انسان را در او زنده می‌کند.
در هر حال آرزوی موفقیت روزافزون داریم برای آقای مهدی یساولی. از این رو، یادآور می‌شوم که هر دست به قلمی اگر اهل مطالعه‌ی بهتر (کتاب‌های خوب) باشد و در کار خود منظم و حرفه‌ای عمل کند، بالطبع موفق خواهد بود و از استعداد خود بیشترین بهره را خواهد برد.
امیدواریم که آقای مهدی یساولی مطالعه را و ارتباط با پایگاه نقد شعر را جدی بگیرد یا اگر جدی می‌گیرد، جدی‌تر بگیرد.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۱
مهدی یساولی » 6 روز پیش
ممنون بابت نقد این چند اثر سپاس بابت وقتی که گذاشتین

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.