برای خصوصی‌ها خوب باش!



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : روز عشق
سال نو ، شب های یلدا ، روز دختر ، روز زن
هرچه در تقویم شمسی بود ما را بس نبود

آمدم تقویم میلادی گرفتم گفته شد
کافری یا خارجی ای ناسپاس بی وجود؟

خنده ای بر لب زدم بی آنکه ناراحت شوم
او نمی دانست من عاشق شدم واقف نبود

در به در دنبال یک راهم که خوشحالش کنم
گر مسیحی، گر مسلمان، مانوی یا هم‌ یهود

نام زیبایی به این تاریخ امروزی زدند
روز عشق است و محبت بر تو ای عاشق درود



عنوان شعر دوم : راز من
خنده برلب میزنم تا او بداند راز من
رفتنش یا ماندنش ارزش غم خوردن نداشت

من همینم زنده ام پویای پر جنبش منم
پس نمی افتم بدان ،خوب اینکه پرسیدن نداشت

بی نیازم من از او تنها نیاز من منم
من گلم او خار من ،یک خار؟پژمردن نداشت

من کسی بودم که می مردم ز بی آبی ولی
آب با منت برایم هیچ نوشیدن نداشت

من همان جنگنده ام،مغرور و با قدرت ولی
آنچه از او دیده بودم هیچ جنگیدن نداشت

رفته ای دیگر نبینم این طرف پیدا شوی
عهد ما این شد که هرکس رفت بخشیدن نداشت



عنوان شعر سوم : من،تو،خدا
یک شبی در خواب شیرین من خدا را دیدم
کنجکاوی کردم از یارم نشان پرسیدم

گفت آنجا آسمانم را ببین با ماهش
ذره ای از نازِ ماهت را به او بخشیدم

پیشِ تاریکیِ موهایش شبم بی رنگ است
هرچه در شب دیده ای از زلف او برچیدم

چشم هایش را نگو توصیف آن دشوار است
من به زیبایی مطلق،پلک و مو بخشیدم

با صدایش نظم این دنیا به هم میریزد
صور اسرافیل را با صوت او سنجیدم

بوسه بر لب های سرخش را حرامت کردم
مست و سرخوش می کند این لب که از گل چیدم

روی یوسف را که دیدند دستشان پرخون شد
وای اگر چشمانشان افتد به مرواریدم

با خدا هم صحبتی امکان ندارد اما
عشق بی اندازه ات را من مقدس دیدم

او‌ گلی است بی رقیب از باغ مخلوقاتم
خوش به حالت با گل اندامت و این تمهیدم
نقد این شعر از : احسان حسینی نسب
سلام
شعر محل تجلی حرف‌های مهم ماست. حرف‌هایی که یا ما «نمی‌خواهیم» آن‌ها را به سادگی به آدم‌ها بگوییم، یا حرف‌هایی که «نمی‌توانیم» آن‌ها را به آدم‌های دیگر بگوییم. شعرهای شما هم از این قاعده مستثنی نیستند. چند تا عاشقانه‌اند که نجوای در گوشی شاعر است با خودش؛ حرف‌هایی که خیلی خصوصی‌اند و گمانم شاعر اگر آن‌ها در قالب شعر نمی‌نوشت،‌ محال بود توی یک گفتگوی معمولی به ما از آن‌ها چیزی بگوید. ولی به هر روی چون شاعر آن‌ها را در قالب شعر نوشته و منتشر کرده، مجال مطالعه‌ی آن‌ها و شنیدن‌شان از دهان شاعر برای ما به وجود آمده است.

این البته چیز بدی نیست. شاید چیز خیلی خوبی هم باشد. بهترین شعرهای عاشقانه از قضا با همین نگاه سروده شده‌اند. مثلا جناب سعدی، به‌عنوان مبرزترین عاشقانه‌سُرای تاریخ شعر فارسی در بیتی می‌فرماید: «آفرین گفتن و دشنام شنیدن سهل است/ چه از آن بِهْ که بود با تو مرا گفت و شنید؟» یعنی کجا آدمی می‌تواند حتی به نزدیک‌ترین دوستانش بگوید که: «من از اینکه محبوبم را تحسین کنم ولی او بجایش به من فحش بدهد خوشحالم؛ چون اینطوری می‌توانم با او حرف بزنم»؟ ولی این حرف را سعدی هفتصد سال پیش گفته و ما هنوز از شنیدن این حرف خیلی خصوصی بعد از قرن‌ها لذت می‌بریم. تا حالا به این فکر کرده بودید که چرا ما از شنیدن حرف‌های خصوصی عاشقانه‌ در شعر لذت می‌بریم؟

همه‌ی شعرهای ماندگار، مختصات و ظرفیت ماندگاری داشته‌اند. یعنی اینکه اگر ما امروز آن بیت مورد اشاره از سعدی را می‌خوانیم، یا بیتی عاشقانه از غزلی از خواجه حافظ، یا مثلا در شعر معاصر از منزوی می‌خوانیم «رها ز سلطه‌ی پاییز در بهار اتاق/ گلی به نام تو در بازوان من وا شد» تمام این شعرها بخاطر نوع بیان آن عشق سوزان و گدازان ماندگار شده‌اند، نه برای بیان عشق، بیان معمولی از عشق.

بگذریم. شعر شما که عاشقانه است و دارای حرف‌های خصوصی عاشقانه است اما مختصات ماندگاری ندارد. چون نمی‌تواند عواطف ما را درگیر آن عشق شخصی کند و ما همراه شما و عشق شما،‌ سوگوار یا شادمان شویم. برخلاف آنچه در شعر شاعران بزرگ اتفاق می‌افتد. خب، برای حل این مساله چه باید کرد؟ نخست باید قواعد بازی را آموخت. قواعد بازی چیزهایی است که در شعر شاعران بزرگ وجود دارد و توضیح آن‌ها ممکن نیست. نه این که ممکن نیست، هست، ولی فایده‌ای ندارد. باید آن‌ها را کشف کرد. شما باید با خواندن شعرهای شاعران دیگر آن قواعد را کشف کنید و آن‌ وقت می‌توانید در شعرتان هم از آن‌ها استفاده کنید.

دیگر اینکه برای بیان حرف‌هایتان باید زبان‌تان را هم تقویت کنید. زبان شعرتان را البته. یعنی طوری بر زبان مسلط باشید که به ضرورت قافیه کلمه‌ها را کنار هم نچینید یا به ضرورت قافیه یک بیت به شعرتان اضافه نکنید.

شعرهای خصوصی شاید جذاب‌ترین آثار ادبی باشند. چه در شعرهای فارسی و چه حتی در آثار ادبی ترجمه‌شده از زبان‌های دیگر. اینکه ما بدانیم این اثر متاثر از حالات خاص روحی و عاطفی شاعر یا نویسنده‌ی‌ آن اثر بوده، تاثیر اثر ادبی را بر ما بیشتر و عمیق‌تر می‌کند، مشروط بر اینکه اثر هم دارای مختصات ماندگاری و تاثیرگذاری باشد.

منتظر خواندن شعرهای دیگر شما هستیم.

منتقد : احسان حسینی نسب

روزنامه‌نگار و منتقد ادبی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.